ardam dergisi
 

 ƏRDƏM        اردم               

 
                

E-Mail                                                                 آرشيو                                                                    آنا صحيفه - صفحه اصلي

اردم وبلاگي


Edebiyat

Musiqi

Kultur

Ekonomi

Toplumsal

Bilimsel

Spor

Turizm

Qadin


تريبون آزاد 
نسل کشي



لينک لر

دورنا

سوزوموز

آذربايجانلي بيلي يوردلولار توپلومو

تريبون

دوزگون سايتى

گجيل

چؤگور

وطنداش


ايران تورکلرين تاريخي

 جنايات داشناکهاي ارمني

شنبه ۱٩ اردیبهشت ،۱۳۸۸

انتقاد بی سابقه دکتر اعلمی از سیستم حاکمه در ایران

گزارش تفضیلی از سخنرانی دکتر اعلمی در سولدوز (نقده

 در فلسطین وقتی ۲ نفر کشته می شود٬... اینها دنیا را به هم می ریزند که در فلسطین چنین و چنان شد٬... در قانون اساسی سیاست خارجی کشور بر اساس عدم دخالت در امور داخلی ملتها تببین شده است. خود شما در اینجا در سولدوز ۴ نفر را می کشید و نمی گذارید که صدای کسی در آید. در مشگین شهر یک نفر را کشتید. در تبریز با تفنگ ساچمه ای دو چشم جوانی را کور کردید.»

اورمونیوز(۱۸ اردیبهشت ۱٣٨۸): دکتر اکبراعلمی یکی از کاندیداهای دهمین دوره ریاست جمهوری که با بایکوت شدید رسانه ای جناحین موسوم به اصولگرا و اصلاح طلب مرکزگرا مواجه است، در شهرهای آذربایجان مورد استقبال گرم طبقات مختلف ملت به خصوص فعالان آذربایجانی قرار می گیرد.
او در آستانه ثبت نام خود گفته است: «صلاحیت مرا ملت تعیین می کند نه قدرت سیاسی٬ من نیازی به حمایت هیچ گروه و حزبی ندارم که در دوره انتخابات می رویند و به عوض اینکه متکی بر مردم باشند قندیل قدرت سیاسی هستند. من با تکیه بر قدرت مردم به صحنه آمده ام و تنها تشکیلات سیاسی که از بنده حمایت میکند، آذربایجان است. ما به امید خدا و با تکیه بر این تشکیلات پر قدرت مردم، با تمام توان به پیش خواهیم رفت و هر آنچه که مانع از حرکت ما در این مسیر شود در برابر مردم پاسخگو خواهد بود و هزینه آنرا نیز بر عهده خواهد گرفت.»
دکتر اکبر اعلمی یک روز پس از ایراد سخنرانی در اورمیه٬ عصر چهاردهم اردیبهشت ماه در مسجد علی بن ابیطالب شهر سولدوز (نقده) در جنوب آذربایجان غربی با استقبال بزرگ مردم روبرو شد. او در سخنرانی ۲ ساعته خود به مسایل مختلفی اشاره کرد که اهم آن منتشر می گردد. 
 

به غیرت آذربایجان چشم دوخته ام

اعلمی در آغاز سخنان خود گفت: « بسیاری از مسئولان وقتی به پست و مقامی می رسند، معمولاً هم در عمل و هم در شعار از قرآن فاصله می گیرند. به خاطر شادی روح شهیدانمان و هم برای اینکه عملمان را با قرآن شروع کرده باشیم، آیاتی را از قرآن تلاوت می کنم. برای اینکه ثابت کنم که از اول با قرآن مأنوس بوده ام. چنانکه اغلب آذربایجانیها اینگونه هستند.»
ایشان با اشاره به موقعیت سولدوز(نقده) اظهار داشت: « تا آنجایی که من می دانم سولدوز (نقده) شهر غیرتمند آذربایجان است. من هم به غیرت آذربایجان چشم دوخته ام. به این دلیل جای تعجبی ندارد که من به آذربایجان غربی آمده و دومین سفرم را شهر سولدوز (نقده) انتخاب کرده ام. زمانی که در هنگام اعتراضات مردم آذربایجان٬ سولدوز(نقده) را سرکوب کردند و ۴ نفر جان خود را به خاطر هویت خود از دست دادند، اولین فردی بودم که از سولدوز(نقده) حمایت کردم و همیشه به این کارم افتخار می کنم.
 

ترس از "فرعون" تبریز مانع انعکاس اخبار مربوط به من می شود

کاندیدای دهمین دوره ریاست جمهوری دلیل اعلام کاندیداتوری خود از تبریز را چنین بیان کرد: « ۸۰ درصد کلماتی که من به کار می برم فارسی هستند. علتش این است که متأسفانه ۵۰ سال قبل خانواده من به تهران مهاجرت کرده اند. من هم در تهران بزرگ شده ام و الان افتخار می کنم که اصالتم و هویتم و سرزمین مادریم آذربایجان را گم نکرده ام. به این دلیل هنگام اعلام کاندیداتوری خود حرکت خود را از آذربایجان شروع کردم. همه می دانید که همه امکانات در تهران است. در تبریز "فرعون"ی هست، البته حیف است که او را فرعون بگویم، فرعون از او خیلی بزرگ است. اسمش را "فرعونک" گذاشته ام یعنی فرعون کوچک. من می دانستم که اگر بیانیه انتخاباتی خود را از تبریز بدهم، خبرنگاران تبریز از ترس او بیانیه انتخاباتی من را منتشر و منعکس نخواهند کرد. با این اوصاف تبریز را انتخاب کردم.»
 

آذربایجان مهد اصلاح طلبی است

دکتر اعلمی ضمن تشریح جایگاه آذربایجان اظهار داشت: « من در این کشور نه به چپ وابسته ام و نه به راست. اساساً آذربایجان اصلاح طلب است. شروع اصلاح طلبی از آذربایجان بوده و مشروطیت از آذربایجان شروع شده است. از سال ۷۶ به بعد عده ای که خود را اصلاح طلب می پنداشتند، شعار "ایران برای همه ایرانیان" سر دادند. اولین فردی که شعار "ایران برای همه ایرانیان" را سر داد، شیخ محمد خیابانی بود. اصلاح طلبی به آقای خاتمی و دیگران ربطی ندارد. مهد اصلاح طلبی آذربایجان است. به این سبب به عنوان یک اصلاح طلب و فرد غیر وابسته از آذربایجان اعلام کاندیداتوری کردم و اعلام کردم چون به هیچ یک از احزاب وابسته نیستم، لذا تشکیلات من آذربایجان است. اگر می دانستم بیانیه من پس از یکماه اینگونه مهجور خواهد ماند، می آمدم و از اورمیه یا سولدوز(نقده) بیانیه خود را اعلام می کردم.»
او ضمن انتقاد شدید از عوامفریبی کاندیداهای دیگر اعلام کرد: « فقط در روزهای انتخابات ریاست جمهوری، مجلس شورای اسلامی و حتی انتخابات شورای شهر آذربایجان و اصول ۱۵ و ۱۹ قانون اساسی به یاد کاندیداها می افتد. این اصول دستاویزی برای جلب آرای مردم می شود. وقتی ایام انتخابات می شود همه کاندیداها شعار سر می دهند که حق آذربایجان ضایع شده است. می گویند که اگر به من رأی دهید اصول ۱۵ و ۱۹ را اجرا خواهم کرد. تمامی افرادی که کاندیدای ریاست جمهوری شده اند، همه اینها کاندیداهای هیئت حاکمه هستند، پس چرا این اصول را اجرا نمی کنند؟ فلانی آمده است و می گوید من اگر رئیس جمهور شوم، "تغییر" ایجاد خواهم کرد. آیا اصولاً "تغییر" با شما سنخیتی دارد؟ ۳۰ سال است که قدرت در دست شماست، اگر می خواستید "تغییر" ایجاد می کردید. فردی می تواند "تغییر" ایجاد کند که به آن اعتقاد داشته باشد.»    
این کاندیدای ریاست جمهوری با انتقاد از عملکرد رسانه ها در بایکوت اخبار مربوط به او گفت: « من قبل از آقای کروبی و میرحسین موسوی و محسن رضایی اعلام کاندیداتوری کرده ام. ۶ ماه قبل از این در کنگره حزب اعتماد ملی اعلام کردم که اگر خدایگان روی زمین اجازه دهند، من هم از حقوق اجتماعی خود که حق انتخاب شدن در ریاست جمهوری است، استفاده خواهم کرد. تاکنون کسی نگفته که اعلمی هم کاندیدا شده است. آیا علم اعلمی نسبت به دیگران کم است؟ ۳ مدرک تحصیلی دانشگاهی دارم که هم سنخ با پست ریاست جمهوری هستند. در زمان حکومت شاهنشاهی بر علیه شاه مبارزه کردم، اگر می دانستم این وضعیت خواهد بود و بعضیها بر این مملکت حاکم خواهد شد، هیچ وقت بر علیه شاه مبارزه نمی کردم.»
دکتر اعلمی ضمن اشاره به تأثیر نامطلوب عملکرد حاکمیت بر دین و دینداری در جامعه گفت: « شاه این اندازه به اسلام لطمه نزد، خدا آقای حسنی را حفظ کند، ایشان گفته است، افرادی که بعد از انقلاب مسلمان مانده اند، مسلمانیشان باقی مانده از زمان شاه است. اینها اسلام را در میزان ریش و پیراهن خلاصه کرده اند.»
 

بی بی سی هم بایکوت می کند

دکتر اعلمی نماینده تبریز در دوره های ششم و هفتم مجلس در بخشی از سخنان خود به رفتار رسانه هایی مانند "بی بی سی" چنین انتقاد کرد: « کاندیداها همه شان شعار می دهند که اگر آنها انتخاب شدند، عدالت را حاکم خواهند کرد. همه شما نوعاً افراد هئیت حاکمه هستید. شما ۳۰ سال است که حکومت می کنید پس چرا عدالت را حاکم نکرده اید؟ همه کسانی که پس از من کاندیداتوری خود را اعلام کرده اند، اخبارشان شبانه روز از رادیو و تلویزیون پخش می شود. خوشبختانه یک شبکه جدید "بی بی سی" هم به تعداد شبکه های ایران اضافه شده است، آن هم مرتب اخبار اینها را منعکس می کند و از اخبار مربوط به من خبری نیست.»
- دکتر اعلمی با اشاره به رسانه های مختلف وابسته به جناح راست و جناح موسوم به اصلاح طلب گفت: « همه اینها من را بایکوت کرده اند. مگر من فرد گمنامی هستم؟ زمانیکه نماینده مجلس بودم، افتخارتان این بود که هر روز اسم اعلمی را با عنوان عضو کمسیون امنیت ملی و عضو فراکسیون اقلیت و نماینده اصلاح طلب در صفحه اول روزنامه هایتان درج کنید. با نام من برای خود اعتبار کسب می کردید. اما امروز می گویید که اگر اعلمی بیاید آرا پراکنده خواهد شد. بعضیها ادعا می کنند که اعلمی وزن سیاسی لازم را ندارد. اگر این طور است چرا از بردن اسم من می ترسید؟ مگر نمی گفتید که نظارت استصوابی مذموم است؟ که چنین است. قبل از این که شورای نگهبان من را رد کند شما مرا رد کرده اید. مگر نمی گویید که حق انتخاب شدن و انتخاب کردن از حقوق مردم است؟ آقایان اصلاح طلب! از سال ۷۶ به بعد رنگ عوض کردید. ایران برای همه ایرانیان، گردش آزاد اطلاعات، حق انتخاب شدن، حق انتخاب کردن، اینها شعارهای شما بود. پس چطور شد؟ مردم در پای صندوقهای رأی مشخص خواهند کرد که چه کسی صلاحیت دارد یا ندارد. پس از خدا کسانی که صلاحیت دارند تا صلاحیت کاندیداها را مشخص کنند، مردم هستند.»
 

احمد نژاد٬ خاتمی و یا رفسنجانی فرقی باهم ندارند

این سیاستمدار آذربایجانی ضمن نقد عملکرد دولت نهم تصریح کرد: « پوپولیسم یعنی عوامفریبی. اگر بخواهیم عوامفریبی کنیم از خیلی ها بهتر بلد هستیم. اما باید با ملت صادق بود. مردم چهار سال قبل برای اینکه مانع انتخاب هاشمی رفسنجانی شوند، به احمدی نژاد رأی دادند و گمان می کردند که به مردم خدمت خواهد کرد. ولی نمی دانستند که وی اولاد جنتی است. آقای احمدی نژاد بعضی معجزه ها کرد. یکی از معجزه هایش این بود که در طول ۴ سال به اندازه ۳۰ سال مملکت را به بیراهه برد. سال به سال وضع بدتر می شود. ۳۰ سال است که مردم افسوس سالهای قبل را می خورند. ۳۰ سال است که این سخن تکرار می شود: سال به سال، دریغ از پارسال. الان بعضیها می گویند رفسنجانی از این بهتر بود یا خاتمی از اینها بهتر بود. هیچ فرقی نمی کند. اینها تخم مرغهای یک سبد هستند. تا زمانیکه هئیت حاکمه بر خلاف قانون اساسی به ملت این حق و اجازه را ندهد که کاندیدای خود را آزادانه انتخاب کند، این وضع و این دور باطل ادامه خواهد داشت.»
 

اگر نسل امروز قانون اساسی را رد کند٬ همه پرسی لازم خواهد بود

دکتر اکبراعلمی با اشاره به حق مردم در سرنوشت سیاسی خود گفت: « قانون اساسی وحی منزل نبوده و نواقص زیاد دارد. اگر کسی که رئیس جمهور شده و به پایبندی و اجرای قانون اساسی در مجلس و در حضور روسای قوای سه گانه سوگند می خورد، شهامت اجرای تمامی اصول قانون اساسی را داشته باشد، علیرغم کاستیها و ضعفهایی که در آن هست، ۶۰ الی ۷۰ درصد خواسته ها و مطالبات مردم تحقق پیدا می کند. برنامه های من از متن قانون اساسی است. اگر به من صلاحیت دهند، از تمام ظرفیتهای قانون اساسی برای اصلاح مملکت تلاش خواهم کرد و اگر صلاحیتم را رد کنند دیگر در انتخابات شرکت نخواهم کرد. فرض کنید فردا مردم بگویند که ما اصلاً این نظام سیاسی را قبول نداریم. مگر امام خمینی نمی گفت که قانون مشروطه را اجداد ما ۵۰ سال قبل تصویب کرده اند، حق نداشتند به جای ما تصمیم بگیرند؟ درست است. اگر نسل امروز بگوید که این قانون اساسی را قبول نداشته و به آن منتقد است، این حق مردم است. باید همه پرسی شود. اگر رأی مردم بر این باشد که این قانون اساسی باید اصلاح شود، باید اصلاح شود. این حرف من ا ست، در قانون اساسی پیش بینی شده است. چرا تاکنون نگذاشته اید تا در این مورد همه پرسی صورت گیرد؟
 

قیام خرداد ۱۳۸۵ در آذربایجان حرکتی کاملا مدنی بود

کتر اعلمی همچنین با پرداختن به قیام ملی آذربایجانیها در واکنش به اهانت روزنامه دولتی "ایران" آن را کاملاً مدنی توصیف کرد: « آیا معنای امر به معروف و نهی از منکر رد صلاحیت من در انتخابات مجلس و ریاست جمهوری است؟ معنای امر به معروف و نهی از منکر این است که کسی یقه حاکمیت را گرفته و از آن مطالبه حق کند. وقتی که در روزنامه "ایران" به مردم آذربایجان توهین شد، ملت به خیابانها ریختند. تا آنجایی که به یادم هست و خود من در تبریز شاهد بودم، مردم مدنی ترین اعتراض را کرده و مدنیت و امنیت را رعایت کردند. نتیجه اش چه بود؟ ۴ نفر را در سولدوز کشتند. فرماندار اینجا را به جای بازخواست جایزه دادند و در جای دیگری سمت و مسئولیت دادند. ملتی که از هویت، تاریخ، زبان و سرزمین مادری خود دفاع نکند، چنین ملتی نمی تواند افرادی همچون باکریها را پرورش دهد. مردمی که در دفاع از هویت خود به خیابانها ریختند، در واقع غیرت آذربایجان را به نمایش گذاشتند.»
او در خصوص حق مردم برای حفظ فرهنگ و تاریخ ملی خود افزود: «در اینجا همه مردم این منطقه را به نام "سولدوز" می شناسند و اطلاق می کنند. مردمی که در اینجا زندگی می کنند حق دارند که در مورد نام این منطقه تصمیم بگیرند. چرا اجازه نمی دهید، این حداقل خواسته مردم تحقق پیدا کند؟ در قانون اساسی آمده است که برگزاری اجتماعات و راهپیماییها آزاد است. شما بروید و درخواست برگزاری راهپیمایی و اجتماع کنید، آیا به شما این اجازه را می دهند؟»
 

کسی که در برابر مقامات سر تعضیم فرود آورد، صلاحیت نمایندگی مجلس و ریاست جمهوری را ندارد

عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی در مجالس پیشین دلیل اصلی رد صلاحیت خود را چنین عنوان کرد: « در دوره قبل انتخابات ریاست جمهوری من را وقتی رد صلاحیت کردند، آقایان گفتند که رجل سیاسی بودن اعلمی احراز نشد. من ۳۵ سال سابقه فعالیت سیاسی دارم. آن زمانی که شماها از مردم ۵ ریال می گرفتید و روضه می خواندید، من در زمان شاه اسلحه به دست گرفته و برای رسیدن به عدالت حضرت علی مبارزه می کردم. اکنون چه شده است که رجل سیاسی نیستم؟ ۸ سال نماینده مجلس و عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی بودم و چندین پست دیگر داشتم، در آن هنگام رجل سیاسی بودم و الان که کاندیدای ریاست جمهوری شده ام، رجل سیاسی نیستم. آقای قالیباف که فرمانده نیروی انتظامی بود، رجل سیاسی است. آقای محسن رضایی که فرمانده سپاه پاسداران بود، رجل سیاسی است ولی اعلمی رجل سیاسی نیست. چرا باید چنین باشد؟ دلیل این را آن موقع به طور واضح به من گفتند. گفتند که تو به مقامات تعظیم نمی کنی. اصولاً نماینده و رئیس جمهوری که در برابر مقامات سر تعضیم فرود آورد، صلاحیت نمایندگی مجلس و ریاست جمهوری را ندارد.»
 

می کشید و کور می کنید و نمی گذارید کسی اعتراض کند

نماینده پیشین مجلس با اشاره به تبعیضهای اقتصادی اعمال شده بر آذربایجان گفت: « در قانون اساسی آمده است که اعتبارات باید بدون تبعیض بین استانها و متناسب با نیازهای هر استان و هر منطقه توزیع شود. اگر فردی که رئیس جمهور می شود غیرت و صداقت داشته باشد، لازم نیست شعار دهد، بیاید تنها به قانون اساسی عمل کند. چرا چنین نشده و آذربایجان این همه عقب مانده است؟ تنها آذربایجان چنین نیست و خیلی از مناطق عقب مانده هستند. علت این چیست؟ تنها در دوره ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد، کشور بیش از ۲۰۰ میلیارد دلار درآمد ارزی داشته است. این درآمدها چه شده اند؟ ما دایه مهربانتر از مادر و کاتولیک تر از پاپ شده ایم. در آن گوشه از جهان در فلسطین وقتی ۲ نفر کشته می شود - و البته ما هم به عنوان مسلمان ناراحت می شویم-، اینها دنیا را به هم می ریزند که در فلسطین چنین و چنان شد. فلسطین چه ربطی به ما دارد؟ این را قانون اساسی تصریح کرده است. در قانون اساسی سیاست خارجی کشور بر اساس عدم دخالت در امور داخلی ملتها تببین شده است. خود شما در اینجا در سولدوز ۴ نفر را می کشید و نمی گذارید که صدای کسی در آید. در مشگین شهر یک نفر را کشتید. در تبریز با تفنگ ساچمه ای دو چشم جوانی را کور کردید.»
 

شورای نگهبان حق انتخاب مردم  را سلب می کند

کاندیدای دهمین دوره ریاست جمهوری همچنین عماکرد شورای نگهبان در انتخابات مختلف را مخالف با قانون اساسی ارزیابی کرد: « اگر کسی بخواهد کارمند ساده شهرداری شود، هفت پشت او را بررسی و تحقیق می کنند که مبادا به جایی وابسته نباشد. به عنوان مثال اگر کسی فامیلی داشته باشد که با سازمان مجاهدین خلق ارتباطی داشته باشد، امکان ندارد در شغلی دولتی پذیرفته شود. در حالیکه پسر آقای جنتی عضو سازمان مجاهدین خلق بود و در سال ۶۵ توسط سپاه کشته شد و این در حالی است که آقای جنتی خودش ۳۰ سال است که در این کشور صلاحیت افراد را بررسی می کند. بر اساس قانون وظیفه شورای نگهبان نظارت بر حسن اجرای انتخابات و نظارت بر حق انتخاب مردم است. در حالی که شورای نگهبان خود حق انتخاب مردم را ضایع می کنند. قدرت در ایران در بین کلکسیون ۲۰۰ نفری با اسامی چپ، راست، خط امام، اصولگرا و اصلاح طلب و غیره جابجا می شود. اینها قدرت را مثل توپ فوتبال به همدیگر پاس می دهند و به جای ۷۰ میلیون تصمیم می گیرند. به قرآن قسم می خورم، تا زمانی که قدرت در بین این کلکسیون ۲۰۰ نفری جابجا شود، این کشور اصلاح نخواهد شد.»     
 
در حاشیه: 
 
- اکبر اعلمی قبل از ورود به سولدوز (نقده) در ۱۰ کیلومتری شهر مورد استقبال جمع کثیری از فعالان آذربایجانی قرار گرفت.
- پیش از شروع سخنان اعلمی تنی چند از فعالان سیاسی و فرهنگی سولدوز سخنرانی کرده و شعر خواندند.
- قبل از شروع سخنرانی اعلمی حاضرین در مسجد کف می زدند که مجری برنامه از حاضرین خواست تا با در نظر گرفتن جایگاه مسجد به جای کف زدن صلوات بفرستند. اعلمی که هنگام آغاز سخنرانی خود با کف زدنهای پی در پی مورد تشویق و حمایت قرار می گرفت، بعضیها هم صلوات می فرستادند که در این هنگام اعلمی گفت: اسلام با کف زدن در مسجد مخالف نیست، اسلام با ظلم مخالف است.
- در بسیاری از موارد کف زدن شدید حاضرین در مسجد سخنان اعلمی را قطع می کرد.
- پارچه نوشته هایی به زبان ترکی با نوشته هایی از قبیل: «آذربایجان اؤز قهرمانلارینی اونوتماز»، «تاریخ اونوتمایاجاق مرد اوغوللاری» و نوشته های دیگر در مسجد نصب شده بود.  
- اعلمی با خواندن قطعه زیر: « خالقیم منه اوغول دئسه، خالقیم منی لاییق گؤرسه، تانریم منه یاردیم ائتسه، من بو ائلین قوربانییام» سخنرانی خود را به پایان برد.
- بنا بر اخبار و گزارشات رسیده پس از اتمام مراسم نیروهای اطلاعاتی شبانه به خانه فیلمبردار مراسم سخنرانی هجوم برده و ضمن ایجاد وحشت و ضرب شتم نامبرده فیلمهای مراسم را از او باز پس گرفته اند

ardam dergisi

باشقا دوشونجه لر- پيامهاي ديگران



 


چهارشنبه ٢ اردیبهشت ،۱۳۸۸

 

مدتی است که در بعضی از وبلاگ های تازه تاسیس و یا سایت های قدیمی مقالاتی بنام فعال و دلسوز آذربایجانی علیه اعلمی نوشته می شود وعلاوه بر ایراد اتهامات واهی و مضحک علیه اعلمی ،ترجیع بند همه آنها هم این است که رژیم جمهوری اسلامی ایران ،اعلمی را برای تشویق ترکها به مشارکت حداکثری در انتخابات ریاست جمهوری و انحراف حرکت ملی مردم آذربایجان کاندیدای ،ریاست جمهوری کرده است و جالب اینجاست که هیچکس هم با موسوی کاری ندارد و برعلیه او قلمفرسائی نمی کند!

واقعیت چیست؟ آیا موسوی مهره حاکمیت است یا اعلمی؟

اعلمی در نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری هم کاندیدای ریاست جمهوری بود و در شرایطی که مهرعلیزاده و معین را بعد از رد دوباره تائید صلاحیت کردند ،با این وجود مانع از شرکت اعلمی در این رقابت ها شدند و این در حالی بود که او از محبوبیت زیادی در میان مردم برخوردار بود. رژیم حتی اعلمی را در مجلس هم تحمل نکرد و با وجود اینکه احتمال شورش در آذربایجان را می داد بر رد صلاحیت اعلمی همچنان پافشاری کرده و مانع از حضور وی در مجلس هشتم شد و برای آنکه مانع از اغتشاش در آذربایجان شود ،ضمن اعلام آماده باش و برقراری حکومت نظامی نامحسوس در بعضی از شهرهای آذربایجان و خصوصا تبریز ، تا آخرین لحظه روز رای گیری شایع کرد که اعلمی تائید صلاحیت شده است.

اعلمی از ماهها قبل اعلام کرده بود که اگر خدایان زمینی اجازه بدهند کاندیدای ریاست جمهوری خواهد شد. اما با وجود اینکه برای میرحسین موسوی بارها در دوره های قبلی فرصت شرکت در انتخابات ریاست جمهوری فراهم شده بود ،به بهانه های مختلف از شرکت در انتخابات خودداری می ورزید و اصرار می کرد که رادیو و تلویزیون و همچنین نیروی انتظامی در اختیارش قرار بگیرد ، اما کاملا روشن بود که نظام او را برای روز مبادا ذخیره کرده است.

حدود 7-8 ماه قبل پس از آنکه اعلمی اعلام کرد که درانتخابات شرکت خواهد کرد ،رژیم از بیم اینکه با اعلام کاندیداتوری اعلمی ممکن است تحرکات غیرفابل کنترلی خصوصا در شهرهای آذربایجان ومناطق ترک نشین در حمایت از وی صورت بگیرد ،به تکاپو افتاده و میر حسین را به کاندیداتوری ریاست جمهوری تشویق کردند تا مانند دوره فبل آلترناتیوی بجای اعلمی در مناطق ترک زبان داشته باشند. اینبار میرحسین موسوی که حمایت قاطع رژیم را در پشت سر خود دید حتی بدون اینکه یکی از دو خواسته قبلی اش هم تامین شده باشد با اشتیاق فراوانی وارد میدان رقابت شد و علیرغم اصرار خاتمی و یارانش مبنی برکناره گیری از انتخابات بنفع آنها همچنان برآمدن خود پافشاری کرد ،اما زمان اعلام کاندیداتوری خود را تعیین نکرد.

در 20 اسفند خبرگزاری های فارس و ایرنا اعلام کردند که اعلمی ساعت ده صبح چهارشنبه کاندیداتوری خود را برای ریاست جمهوری اعلام خواهد کرد. اعلمی ساعت 10 روز چهارشنبه مورخه 21 اسفند1387 در یک کنفرانس مطبوعاتی در تبریزرسما کاندیداتوری خود را اعلام کرد و میرحسین موسوی هم همانروز در ظرف کمتر از 5 ساعت بصورت شتابزده ای با صدور بیانیه ای بطور رسمی کاندیداتوری خود برای ریاست جمهوری را اعلام کرد!

اعلمی در وبلاگ خود در مقاله ای با عنوان " تاملی پیرامون همزمانی اعلام کاندیداتوری دو نامزد ریاست جمهوری!؟" نوشته است: " از دوستان بسیار نزدیک آقای موسوی کسب اطلاع کرده بودم که وی بنا دارد در این هفته طی مراسمی در یک اجتماع مردمی در تهران ورود خود به میدان رقابت ها را اعلام کند ،اما به محض اینکه بنده روز سه شنبه هفته گذشته (20 اسفند) طی یک کنفرانس مطبوعاتی در تبریز ،رسما کاندیداتوری خود را برای شرکت در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری اعلام کردم ،این بار نیز مهندس موسوی در یک اقدام غیر منتظره دیگر در فاصله کمتر از چند ساعت با صدور بیانیه ای که بنظر می رسید شتابزده تنظیم شده است از ورود خود به عرصه رقابت ها خبر داد و همچنانکه قابل پیش بینی بود متن بیانیه وی باعتبار شهرت ناشی از قدرت پیشین خود و فرهنگ و مناسبات حاکم بر رسانه های وطنی در صدر اخبار رسانه هائی واقع شد که بنحوی  به کلکسیون دائمی قدرت وابسته اند و در نتیجه کنفرانس مطبوعاتی اخیر بنده بصورت هدفدار و برنامه ریزی شده کاملا در حاشیه و غربت قرار گرفت و با وجود اینکه خبرنگار صدا و سیما هم در نشست مطبوعاتی مذکور حضور داشت ،همنوا با بی بی سی و خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی اخبار خود را تنها به اعلام کاندیداتوری میر حسین موسوی اختصاص داد بدون اینکه کوچکترین اشاره ای به کنفرانس خبری مذکور نمایند ... یکروز پیش از آنکه رسما خبر کاندیداتوری خود را اعلام نمایم ،یکی از کارشناسان وزارت اطلاعات که با نمایندگان مجلس ارتباط دارد و سال گذشته هم چندین ماه قبل از رد صلاحیت حقیر پیشاپیش از عزم بعضی از اشخاص حقیقی و حقوقی برای رد صلاحیتم در هشتمین دوره انتخابات محلس شورای اسلامی خبر داده بود بصورت غیر مترقبه ای طی چندین تماس پی در پی تلفنی یادی از حقیر کرده و جویای احوالم شد و آنگاه از من پرسید که آیا واقعا قصد نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری را دارم که با پاسخ مثبت حقیر مواجه شد!".

اکنون از قلم بدستانی که میرحسین موسوی کاندیدای رژیم را رها کرده وبصورت کاملا سازمان یافته و برنامه ریزی شده عمدا اعلمی تنها کاندیدای مردمی را کاندیدای حاکمیت معرفی کرده و برعلیه او می تازند، چند سوال دارم:

1-میرحسین موسوی که 20 سال سکوت کرده بود و به کشیدن نقاشی اشتغال داشت وحتی دربرابر سرکوب مردم آذربایجان در اوایل انقلاب و خرداد 1385 کوچکترین اعتراضی نکرد ،چه اتفاق خاصی افتاده است که حالا پس از 20 سال سکوت ، از انزوا خارج شده است و مصرّانه می خواهد رئیس جمهور شود؟

2-اگر میرحسین موسوی مهره رژیم نیست و حاکمیت اعلمی را عمدا برای کاندیداتوری دعوت کرده است تا مردم آذربایجان را به مشارکت بیشتر در انتخابات تشویق کند ،چرا موسوی به دیدار رهبر نائل می شود و رادیو و تلویزیون جمهوری اسلامی و همه مطبوعات و رسانه های دولتی از جمله کیهان و اطلاعات و جمهوری اسلامی و ایران بطور مستمر اخبار او را مو بمو منتشر می کنند ،اما حتی یک کلمه از اخبار مربوط به اعلمی و کاندیدا شدن او را مطرح نمی کنند!!

3-چرا خاتمی که خود مهره بیت رهبری است ،بنفع موسوی کنار می رود اما حتی یک کلمه هم از کاندیداتوری اعلمی سخن به میان نمی آورد!؟

4-درحالیکه همچون دوره قبل انتخابات ریاست جمهوری و مجلس همه نگران رد صلاحیت اعلمی از سوی شورای نگهبان هستند چرا حتی باندازه یک در هزار هم کسی احتمال رد صلاحیت میرحسین موسوی را نمی دهد!؟

5-اگر موسوی مهره نظام نیست چگونه بعد از آنکه مردم آذربایجان را در سال های اول انقلاب سرکوب کردند ،موسوی را از حزب جمهوری اسلامی در حالیکه دبیر روزنامه این حزب بود ،به بالاترین مسئولیت ها و نخست وزیری ارتقاء دادند و تا همین اواخر هم با حکم احمدی نژاد رئیس فرهنگستان بود اما به اعلمی حتی اجازه ندادند که به عنوان نماینده مردم به مجلس راه بیابد!؟

6-با این همه و با وجود اینکه موسوی مهره رژیم است و صددرصد تائید صلاحیت هم خواهد شد و رادیو و تلویزیون هم مرتبا او را تبلیغ می کند ،در عجبم که چرا عده ای بنام فعال آذربایجانی او را رها کرده اند و با هر دوز و کلکی می خواهند وانمود کنند که رژیم اعلمی را برای انحراف حرکت ملی آذربایجان و تشویق مردم برای شرکت در انتخابات به میدان آورده است!؟ کدام عاقلی نمی داند که هدف رژیم رد صلاحیت اعلمی است و اگر در دوره مهره فرصت طلب و فریبکار خود مهرعلیزاده را برای فریب مردم آذربایجان کاندیدا کردند ،این بار مهره دیگری بنام موسوی را به میدان فرستاده اند تا با کاهش حساسیت های ناشی از رد صلاحیت احتمالی اعلمی ،چهار سال دیگر مردم را به بهانه اینکه موسوی ترک است فریب دهند. من هم یقین دارم مقالاتی که علیه اعلمی نوشته می شود توسط عوامل رژیم و نیروهای اطلاعاتی است. بنابراین باید هوشیار بود و این بار اجازه نداد که اعلمی تنها کاندیدای دلسوز و مردمی را رد صلاحیت نمایند

ardam dergisi

باشقا دوشونجه لر- پيامهاي ديگران



 


چهارشنبه ٢٦ فروردین ،۱۳۸۸

فاخته زمانی

حضور و سخنرانی فاخته زمانی، فعال حقوق بشر آذربایجانی پارلمان کانادا
 

روز ۲۴ مارس ۲۰۰۹ (۴ فروردین ۱۳۸۸)، نشستی تحت عنوان "وضعیت حقوق بشر در ایران " از طرف کمیته روابط خارجی و توسعه بین المللی پارلمان کانادا برگزار گردید.
 

در این نشست از فاحته زمانی مدیر انجمن دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجانی در ایران ( آداپ ) و احمد باطبی سخنگوی مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران براى ارائه سخنرانى و پاسخ به سٶالات نمایندگان حاضر در کمیسیون دعوت شده بود.
 

هدف از این نشست آگاه شدن نمایندگان در کمیته روابط خارجی و توسعه بین المللی پارلمان کانادا با مسائل اتنیکهای غیر فارس بخصوص آذربایجانیها و سایر موارد نقض حقوق بشر از جمله مسائل اقلیتهای مذهبی و ارائه راهکارهای عملی از سوی این کمیته به پارلمان کانادا در خصوص کمک به بهبود وضعیت حقوق بشر در ایران بود.
 

در ابتدا فاخته زمانی فعال حقوق بشر آذربایجانی که به عنوان شاهد حضور داشتند، درمورد مسائل آذربایجانیها و سرکوب دیگر گروههای اتنیکی غیر فارس در ایران با تاکید بر نقض حقوق فرهنگی و زبانی آنها ، به ایراد سخنرانی پرداخت.
 

خانم زمانی در سخنان خود ابراز داشتند که آذربایجانی ها و دیگر گروه های اتنیکی غیر فارس جمعیت نامرئی ایران هستند و همه اقلیت های غیر فارس در طول بیش از هشتاد سال، قربانی نقض جدی حقوق بشر شده اند . آنها متحمل تبعیض نژادی، آسیمیلاسیون اجباری و سرکوب زبان و فرهنگ خود در هر دو حاکمیت پهلوی و حکومت اسلامی بوده اند. وی با اشاره به کشتار سال۱۹۴۵(۲۱ آذر۱۳۲۵) و قتل عام آذربایجانیها توسط حکومت ایران اعلام کرد که اکنون قتل عام فرهنگی در آذربایجان در جریان است.
 

اداره پانل را آقای اسکات رید نماینده پارلمان از حزب محافظه کار بعهده داشت. آقای اسکات جلسه را افتتاح و اعلام نمود که گزارش خانم فاخته زمانی به دوزبان رسمی کانادا آماده شده و قبلا بین حاضرین پخش گردیده اما در مورد آقای باطبی بعلت دیر رسیدن گزارش ایشان، ترجمه و پخش آن در فرصت موجود امکان پذیر نبوده است. وی همچنین توضیح داد که مترجمی که برای آقای باطبی در نظر گرفته شده بود هنوز حاضر نبوده و خانم زمانی اعلام کرده که آماده است در این زمینه کمک نماید.
 

در پایان این نشست در پاسخ به پرسش کمیسیون حقوق بشر که کانادا چه نقشى عملى میتواند داشته باشد؟ پاسخ مدیر انجمن دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجان این بود که ھم اکنون آذربایجانیها و دیگر ملیتھاى غیر فارس ساکن ایران براى دستیابی به حقوق برابر مبارزه میکنند.
 

پشتیبانى و حمایت جامعه بین المللى از این خواستها به مفھوم حمایت از برقرارى دموکراسى پایدار در ایران و منطقه خواھد بود.
 

سخنرانی فاخته زمانی در نشست فوق که نمایندگانی از احزاب مختلف چون محافظه کار، محافظه کاران جدید، لیبرال، کبک و دموکرات جدید حضور داشتند مورد استقبال نمایندگان حاضر قرار گرفت.
 

شایان ذکر است این جلسه سخنرانی و پرسش و پاسخ به صورت ضیط شده در روز ۲۷ مارس ۲۰۰۹(۷ فروردین ۱۳۸۸) از کانال تلویزیونی سی پک که مخصوص پخش جلسات پارلمان و نشست های سیاسی است در سراسر کانادا پخش شد.

 

متن سخنرانی فاخته زمانی در جلسه پارلمان کانادا
 

نمایندگان محترم پارلمان ،

خانم ها و آقایان ،
 

در حالیکه در کانادا بیشتر نوجوانان برای تعطیلات تابستانی آماده میشوند، یک آذربایجانی در ایران به نام محمد رضا عوض پور که تنها ۱۷ سال سن دارد بزودی دوره زندان ۱۵ ماهه خود را شروع خواهد کرد. این فعال جوان، با بازداشت، زندان و شکنجه بیگانه نیست. وی از سیزده سالگی تنها به خاطر بیان مسالمت آمیز شعار "منیم دیلیم اولن دئییل" و تنها به خاطر دفاع از زبان مادری اش بارها شکنجه ودستگیر شده است.
 

پنج فعال مدنی و دانشجویی به نامهای حسین حسینی، عسگر اکبرزاده، اردشیر کریمی، بهروز علیزاده، ودود سعادتی به همراه رحیم غلامی روزنامه نگار در دوم فوریه ۲۰۰۹ توسط دادگاه انقلاب ایران صرفا به خاطر یک اقدام ساده برای ترویج حقوق زبانی خود به پنج سال زندان محکوم شدند. محاکمات آنها غیر علنی و بدون حضور وکیل برگزار شد. آنان به اتهام” تاسیس و عضویت در گروه های غیر قانونی با هدف اخلال در امنیت ملی” مجرم شناخته شده اند.
 

این فعالان به زندانهای خطرناکی به دور از شهر محل زندگی شان در سراسر ایران فرستاده خواهند شد این تبعید ها مانع ملاقات آنها با با خانواده شان خواهد شد و باعث توقف تبادل اطلاعات در مورد وضعیت سلامتی آنان خواهد شد و آنان را از دنیای خارج جدا خواهد نمود. ممکن است به نظر کنایه آمیز بیاید اگر گفته شود که خانواده این افراد بسیارخوش شانس هستند که حداقل از محل زندان عزیزانشان اطلاع دارند. در روز ۱۱ ژوئن ۲۰۰۸ هولناکترین اتفاق برای یک خانواده اتفاق افتاد و درست بیست روز پس از دستگیری فرهاد محسنی توسط مامورین وزارت اطلاعات ایران، جنازه شکنجه شده وی برای دفن فوری به خانواده وی تحویل داده شد. وی فقط ۲۵ سال سن داشت.
 

در شرایطی که برنامه غنی سازی اورانیوم ایران همچنان در مرکز توجه جامعه جهانی است، وضعیت حقوق بشر در ایران روز به روز وخیم تر می شود. در حالیکه فعالیت های جنبش دانشجوئی و جنبش زنان، همراه با موارد فردی روزنامه نگاران، نویسندگان، و مدافعان حقوق بشر تا حدودی در دنیای خارج شناخته شده اند، اما این امر متاسفانه شامل جوامع غیر فارس نمی شود. آذربایجانی ها و دیگر گروه های اتنیکی غیر فارس جمعیت نامرئی ایران هستند و همه اقلیت های غیر فارس در ایران در طول بیش از هشتاد سال، قربانی نقض جدی حقوق بشر شده اند . آنها متحمل تبعیض نژادی، آسیمیلاسیون اجباری و سرکوب زبان و فرهنگ خود در هر دو حاکمیت پهلوی و حکومت اسلامی شده اند .
 

به هر حال من امروز اینجا هستم تا به عنوان یک فرد با هویت آذربایجانی مشخصا در مورد این جامعه صحبت کنم. یک گروه اقلیت که بسیار محتمل است که از نظر عددی در موقعیت اکثریت باشد، از دسترسی به قدرت و منابع محروم نگه داشته شده اند. من از اوایل دوران کودکی در معرض تبعیض نژادی بر علیه گروه اتنیکی که متعلق به آن هستم قرار داشته ام. زمانی که یک دختر دانش آموز بودم هرگز به من اجازه داده نشد تا به زبان مادری ام صحبت کنم . هرگز هیچ نوشته ای به زبان مادری خود ندیدم برای خواندن و نوشتن زبان خود و آشنایی با فرهنگ و تاریخ خود مورد تعلیم قرار نگرفتم . زبان فارسی به عنوان تنها زبان رسمی ایران به ما تحمیل شد ما مجبور شدیم که زبان فارسی، تاریخ فارس، و فرهنگ فارس را به مثابه هویت مشترک همه ایرانیان یاد بگیریم.
 

من شاهد آن بودم که گروه اتنیکی من آشکارا و پی در پی در رادیو، تلویزیون و در رسانه های تحت اداره دولت مورد توهین قرار می گرفت. حتی اکنون، چنین نشان داده میشود که مردم من از نظر هوش مشکل دارند و با خر و سوسک نامیده شدن، به آنان خصلتهای غیر انسانی اطلاق میکنند.
 

تبعیضات نژادی در حق ما هنوز ادامه دارد. ممنوعیت همه زبان های جوامع غیر فارس ادامه دارد و همچنان گروه های اتنیکی غیرفارس بخصوص ترک ها و عربها از خصائص انسانی محروم گشته اند رژیم ایران بزرگترین تهدید در راه تحقق حقوق بشر برای آذربایجانی ها در ایران میباشد. به موازات سرکوب داخلی توسط حکومت، تقلای آذربایجانی ها مورد بی اعتنائی جامعه جهانی قرار میگیرد و این تلاشها و تقلاها از نظر رسانه های غربی همچون بی بی سی و بخش فارسی رسانه های اروپایی نادیده انگاشته می شود حتی فعالان حقوق بشر ایرانی زمانی که از نقض حقوق بشر در ایران صحبت میکنند اغلب مواقع از نام بردن موارد آذربایجانی ها و دیگر اقلیت ها امتناع می کنند.

در حدود سه سال پیش، پس از شنیدن خبر بازداشت های گسترده در منطقه آذربایجان ایران و احساس بی تفاوتی گروه های حقوق بشری ایرانی نسبت به موارد آذربایجانی ها، به این نتیجه رسیدم که من باید اقدام کنم و موضوع را در دست بگیرم. آشکارا می توانستنم آثار سرکوب و آسمیلاسیون اجباری که آذربایجانیها در طول قرن اخیر در معرض آن قرار گرفته اند را ببینم و حس کنم. من و دیگران که در مورد حقوق آذربایجانی ها صحبت می کنیم، منظما با برچسبهای خیانتکار و تجزیه طلب متهم می شویم و در معرض توهین و تهدید اعضا اتنیک مسلط فارس و حتی برخی از اعضای آسیمیلیه شده و فارسیزه شده جوامع غیرفارس قرار می گیریم.
 

از زمان قیام ماه می ۲۰۰۶(خرداد ۱۳۸۵) در منطقه آذربایجان ایران، فعالان آذربایجانی بشدت موردهجوم قرار گرفته اند.عده زیادی در زندان بسر میبرند، برخی ناپدید شده اند و همانطور که قبلا متذکر شدم برخی به قتل رسیده اند. آن عده ای از ما انسانها که حقوق سیاسیشان کاملا رعایت می شود، میتوانند به کمک دیگرانی بشتابند که این شانس را نداشته اند. ما از جامعه جهانی میخواهیم که از وضعیت موجود در ایران باخبر باشد و از جانب آنهایی که کسی را ندارند که صدای آنها را به گوش جهانیان برساند اقدام کند.
 

وقتی که من از فعالان و یا اعضا خانواده هائی که عزیزان خود را از دست داده ، و یا کسی را در زندان دارند میپرسم که آیا پیامی دارند، آنان از من میخواهند که من در مورد مبارزه آنان برای آزادی بیان، دموکراسی، و حقوق بشر صحبت کنم اما از نظر آنان به عنوان آذربایجانی، این تلاش همچنین شامل حذف تبعیض نژادی و داشتن حقوق فرهنگی و زبانی خود می شود.
 

پیام آنان در این جمله آن سانگ سوچی رهبر در بند آزادیخواهان برمه خلاصه میشود که گفته است: " لطفا از آزادی خود استفاده کنید تا ما را در بدست آوردن آزادی یاری کنید".



متن کامل سوالات نمایندگان و پاسخهای میهمانان جلسه به آنها به این قرار است:

پس از گزارش خانم فاخته زمانی، رئیس جلسه ضمن تشکر، از آقای احمد باطبی خواست که گزارش خود را قرائت نماید. فاخته زمانی که مطالب آقای باطبی را ترجمه می کرد گفت که گزارش وی کوتاه است و اساسا روی آمار تکیه خواهد نمود. زمانی اعلام کرد که وی نهایت تلاش خود را خواهد کرد که مطالب باطبی را به انگلیسی ترجمه کند هر چند که فارسی زبان دوم وی می باشد.
 

احمد باطبی در مطالب خود به این نکته اشاره کرد که مساله در ایران نه تنها نقض حقوق بشر بلکه وجود قوانینی است که این نقض را پشتیبانی میکند. بخصوص اینکه قوانین ایران بر پایه اصول اسلامی و شریعت قرار دارد و در نتیجه نقض حقوق بشر در داخل قوانین کشور جای گرفته است. وی همچنین با اشاره به تعداد بالای تعطیلی مطبوعات مخالف ایران گفت این کشور رتبه اول را در این زمینه کسب کرده است. ( در این موقع مترجم وارد جلسه شده و کار ترجمه را به عهده گرفت.)
 

آقای باطبی متذکر شد که گزارش وی همه موارد نقض حقوق بشر در ایران را شامل نمی شود و این اطلاعات محدود تنها تصویری از تعداد موارد نقض حقوق بشر در ایران را به نمایش می گذارد. وی اعلام کرد که متاسفانه فرصت کافی برای ارائه یک گزارش کامل نداشته زیرا تنها سه روز قبل، وی از امکان حضور خود در این جلسه مطلع شده است.

وی در گزارش خود به تعطیلی مطبوعات در ایران و اینکه بسیاری از روزنامه نگاران در ایران ناچار شده اند برای کار به خارج از کشور بروند اشاره کرد و آماری از تعداد روزنامه های توقیف شده، روزنامه نگاران اخراجی و محاکمه شده و تحت تعقیب ارائه کرد. وی همچنین اطلاعاتی در موردی مربوط به فعالان دانشجوئی که تحت تعقیب قرار گرفته اند داد و توضیحاتی دررابطه با واقعه ای داد که طی آن مسئول یکی از دانشگاه های بزرگ به دختر دانشجوئی نیت سوئی ابراز کرده بود اما این مقام مسئول به جای مجازات، ارتقا مقام یافته و در عوض دانشجویانی که اقدام به انتشار خبر این موضوع کرده بودند اخراج شدند. در خصوص حقوق زنان نیز باطبی به مساله اجبار در حجاب پرداخت و به ممانعت از فعالیت کانون های دفاع از حقوق زنان و تعقیب کیفری مسئولین این کانون ها اشاره کرد. وی در خصوص مسائل کارگری آماری از تعداد موارد اخراج کارگران و تعقیب مسئولین اتحادیه های کارگری ارئه داد.
 

در موضوع اقلیت ها باطبی به فشار حکومتی بر علیه بهائی ها و مسیحی ها پرداخت و آماری در خصوص تعداد موارد تعقیب کیفری، زندانی شدن و اعدام آنان ارائه نمود. وی همچنین با ذکر گروه بندی های سنی و شیعه با اشاره به تعداد سنی های دستگیر شده، به موارد دستگیری دراویش پرداخت. او در پایان صحبت های خود با ارائه آمار تعداد اعدام های سال گذشته در ایران که از طرف سازمان عفو بین الملل ارائه شده اظهارکرد که تعداد واقعی اعدام ها بیشتر از این تعداد بوده است.
 

در ادامه جلسه و پس از سخنرانی شهود، آقای ماریوسیلوا نماینده پارلمان از حزب لیبرال ضمن اشاره به همه موارد نقض حقوق بشر از جمله مسئله فشار بر اقلیت های زبانی با تاکید بر جامعه آذربایجانی که در راستای دفاع از حقوق زبانیش تلاش می کند اعلام کرد که جدا نگران مسئله برخورد با فعالین حقوق زبانی است. وی به مسائل بلوچ ها در ایران و پاکستان اشاره کرد و از دو شاهد حاضر خواست که نظر خود را در مورد چگونگی کمک این کمیته به پیشبرد حقوق بشر در ایران و جلب توجه جامعه جهانی به قصاوت هایی که در ایران در جریان است را بیان کنند.
 

خانم فاخته زمانی گفت: شنیدن این صحبتها اولین قدم است تا توجهات را به مسائل اقلیت ها بخصوص اقلیت های ائتنیکی که من سعی میکنم روی آنها تمرکز کنم جلب کند. شما گفتید که این جلسه قدمی مثبت رو به جلو است. ما علاقه مندیم که فرصت بیشتری داشته باشیم که موضوع اقلیت ها را به سمع ونظر اعضا دیگر پارلمان نیز برسانیم. چون همانگونه که احتمالا می دانید موضوع اقلیت های ائتنیکی کاملا از نظر ها دور مانده است ونیاز بیشتری به توجه دارد.همانگونه که در سخنرانی ام ذکر کردم این موضوع حساسی برای حکومت ایران و نیروهای اپوزیسیون خارج از کشور می باشد چنانکه هنگام گواهی دادن در کنگره آمریکا در مورد این موضوع من از جانب حکومت ایران نه، بلکه از طرف گروه های اپوزیسیون خارج از کشور مورد حمله قرار گرفتم که برای خارج کردن آنها از جلسه از پلیس کمک گرفته شد.
 

فاخته زمانی در ادامه گفت: شما به موضوع بلوچ ها اشاره کردید. من پس از شنیدن گزارشات خیلی هشدار دهنده در دو مورد مرتبط با بلوچ ها سعی کرده ام که اقدام کنم. سال گذشته یکی از فعالان حقوق بشر در بلوچستان اعدام شد و برادرش به پنج سال زندان محکوم گردید. من برای صحبت در مورد جامعه بلوچ ها به پارلمان اروپا دعوت شدم. آنها مرا دعوت کردند تا بصورت عام در مورد هر یک از این موارد صحبت کنم. اما متاسفانه بدلیل کمبود منابع، کار ما روی مسائل آذربایجان متمرکز شده است. آنچه من از بلوچ ها شنیده ام آنست که یک قاضی مخصوص از طرف حکومت ایران برای این موارد منصوب شده است. اعترافات زیر شدید ترین شکنجه ها اخذ می شود و این افراد در عرض محاکمه ای ۱۰ تا ۱۵ دقیقه ای و در سلول های خود بدون حضور دادستان و یا وکیل مدافع محاکمه می شوند. صرفا بدلیل شرائط خاص بلوچ ها، یک قاضی در محل حاضر شده و چند سوال از فرد شکنجه شده می پرسد و وی را به اعدام محکوم میکند و هم اکنون صد ها نفر در منطقه بلوچستان در نوبت اعدام قرار دارند.
 

وی ادامه داد: متاسفانه همانطور که قبلا گفتم اقلیت های ائتنیکی بدلیل نزدیک به یک قرن تبعیض، قادر به سازماندهی در داخل کشور نیستند و در خارج کشور نیز به سختی قادر به فراهم کردن منابع میباشند. من صد ها مورد از بلوچ ها شنیده ام که جامعه جهانی از این مواردبی خبر است. گروه های حقوق بشر در تهران موارد مرتبط با مناطق مرکزی را به توجه جهانیان میرسانند که البته خیلی خوب است، اما متاسفانه ما گزارش چندانی از نقض حقوق بشر در حق گروه های ائتنیکی غیر فارس مثل بلوچ ها و آذربایجانی ها از سوی این گروهها نمی بینیم.
 

او در خاتمه گفت : هدف اول ما آگاهی دادن است و این امر بدین دلیل است که در حال حاضر ما احساس میکنیم که آگاهی کافی در مورد این مسئله وجود ندارد. هر چه بتوانیم جلسات بیشتری با تعداد شنوندگان بیشتر داشته باشیم می توانیم در جهت رسیدن به نتیجه ای بهتر حرکت کنیم . یعنی شانس بهتری برای اقلیت های ائتنیکی.
 

در این موقع رئیس جلسه از آقای باطبی نظر وی را خواست که باطبی ضمن اشاره به مورد خودش در زندان اظهارداشت که هر نوع فعالیت در خصوص حقوق بشر از سوی مجامع بین المللی تاثیرات مثبتی بر روی وضع حقوق بشر در ایران بجا میگذارد. وی همچنین سه مورد مشخص را پیشنهاد کرد که میتواند تاثیراتی در وضعیت جاری ایران داشته باشد. این سه مورد عبارت بودند از برگزاری کنفرانس های بین المللی در این زمینه و دعوت از ایرانیان برای ابراز نظر وهمچنین اظهار نظر کمیته حاضر به سازمان ملل در خصوص مسائل نقض حقوق بشر و در نهایت پشتیبانی از فعالان اجتماعی در خصوص مسائل حقوق بشر.
 

سپس آقای برنارد بیگراس نماینده پارلمان از حزب کبک صحبت کرد. وی در ابتدا از حضور شاهدان در کمیته فرعی تشکر کرد و سپس خطاب به خانم زمانی گفت : حضور شما در اینجا با در نظر گرفتن این نکته که قانون اساسی ایران حقوق خاصی برای اتنیکهای غیر فارس در نظر گرفته و بطور مشخص حقوق زبانی و فرهنگی را تضمین کرده است، مهم است. شما نه تنها مبارزه خود را پیش میبرید بلکه از جانب همه اقلیت ها اعم از کرد ها، بلوچ ها و یا عرب ها مبارزه می کنید. مبارزه شما مبارزه ای است که بوسیله همه اقلیت هایی که به حقوق پایه ای خودشان مانند برقراری حقوق فرهنگی و آموزش به زبان مادری باورد دارند پیش برده می شود.
 

آقای برنارد بیگراس در ادامه گفت: شما کلمه آسیمیلاسیون را در گزارش خود بکار بردید اما من از شما کلمه قتل عام را نشنیدم اما بعضی ادعا میکنند که نشانه هائی از این امر در برخی از استان ها بوده است. من این تیتر را جائی خوانده ام “قتل عام آذربایجانی ها در خوجالی” بنظر شما آیا آن چیزی که امروز در بعضی استان ها اتفاق می افتد میتواند قتل عام تلقی شود؟
 

خانم فاخته زمانی که مخاطب این سئوال بود با اشاره به نقشه ای که قبلا ارائه داده بود توضیح داد که کشور جمهوری آذربایجان با هشت میلیون جمعیت در شمال ایران قرار دارد، اما قسمت اعظم آذربایجانی ها در داخل ایران زندگی میکنند. وی افزود : قتل عام خوجالی که اشاره کردید در قره باغ در کشور آذربایجان اتفاق افتاده است. در خصوص کلمه قتل عام با شما موافقم وحق با شماست اما آنچه که در ایران اتفاق افتاده قتل عام فرهنگی است.
 

آقای برنارد بیگراس مجددا سئوال کرد: در مورد دادگاه بین المللی وجدان نظرتان چیست فکر میکنم این دادگاه در سال ۲۰۰۲ تاسیس شده است و بطورعام دادگاه پاریس خوانده میشود. این دادگاه حاصل کمیته تعقیب جنایات بین المللی جمهوری اسلامی است. بنظر شما آیا این دادگاه نتایج مهمی تا بحال داشته است ؟
 

خانم زمانی در جواب گفت: برنامه کار من در خصوص نقض حقوق بشر در ایران است. من در مورد خوجالی شنیده ام اما آن مساله خارج از ایران است و آن جدالی است که بین آذربایجانی ها و ارمنی ها در کشور جمهوری آذربایجان اتفاق می افتد. این سوال شما نظر مرا به مسئله اصلی ما بر می گرداند و آن ابهام در خصوص کشور آذربایجان و آذربایجانی های ایران در سطح افکار عمومی بین المللی است. آنچه که شما مطرح می کنید در قره باغ اتفاق افتاده است که منطقه ای در کشور آذربایجان است.
 

آقای بیگراس مجددا پرسید: اگر اشتباه نکنم دادگاه وجدان بین المللی رژیم ایران را مورد تحقیق قرار میدهد.درست است؟
 

خانم زمانی گفت این درست است اما آن موضوع در ایران نیست و موضوعی بین ارمنستان و آذربایجان است.
 

آقای بیگراس پرسید: بصورت مشخص شما چه اقداماتی را انتظار دارید که ما انجام دهیم. عفو بین الملل گزارشاتی از تلاش های آذربایجانیها ونقض حقوق بشر در آذربایجان ایران انتشار داده است اما آیا شما انتظار دارید که کشور کانادا قدم های واقعی برای مطرح کردن مشکلاتی که شما امروز به میان گذاردید بردارد؟ آیا شما اقداماتی واقعی را در نظر دارید که به ما پیشنهاد دهید؟
 

خانم فاخته زمانی جواب داد: هرسال من یک سری ازجلساتی را که قظعنامه های سالانه راجع به وضعیت حقوق بشر در ایران در آن جلسات در سازمان ملل صادر می شود را مرور می کنم. درست است که موضوع اقلیت های اتنیکی در این قطعنامه ها ذکر میشود اما نه بصورت وسیع. یک در خواست ما اینست که اقلیت های ائتنیکی بخش آشکار و واضح و قابل توجهی از این قطعنامه ها باشد. هر سال گزارشات سالانه ای از هر کشوری ارسال می شود و در هیچکدام موضوع اقلیت های ائتنیکی در آن ذکر نمیشود. ما از صدور قطعنامه های صریح در مورد حقوق اقلیت های اتنیکی - اگر ممکن است - استقبال میکنیم. اما همانطور که میبینید ما راه درازی در پیش داریم.
 

خانم فاخته زمانی ابراز داشت: ما مایلیم در اطلاع رسانی بر روی مساله قتل عام فرهنگی و زبانی که در طول هشتاد سال گذشته در ایران اتفاق می افتد تمرکز کنیم. اقلیت های ائتنیکی نیازمند حمایت جهانی هستند تا در خصوص این موضوع به افکار عمومی بین المللی آگاهی دهند. ما از دولت های مختلف و دولت کانادا درخواست میکنیم که از ما پشتیبانی کنند. سازمان من سازمانی مستقر در کانادا است که سه سال است بصورت خستگی ناپذیر روی این موضوع کار میکند. اما ما منابع خیلی محدودی داریم. برای اینکه قادر به کار بیشتر باشیم ما از دولت کانادا درخواست منابع داریم. قطعنامه و یا هرگونه کمکی که در خصوص این موضوع در کانادا و در سطح بین المللی آگاهی بخش باشد مورد استقبال ما است.
 

او افزود:من عازم شرکت در کنفرانس مانیتورینگ نژادپرستی هستم. آنچه که در ایران اتفاق می افتد یک نوع نژاد پرستی خیلی شدید و آسیمیلاسیون سازمان یافته است. اما متاسفانه جامعه جهانی از آن خبر ندارد واین نخستین بار در طول دو سال اخیر است که موضوع اقلیتها به این صورت مطرح شده است.
 

آقای بیگراس پرسید : آیا فکر میکنید که این موضوع باید در یک دادگاه بین المللی مطرح شود؟

خانم فاخته زمانی گفت : این خیلی عالی خواهد بود. در این مقطع این مساله مورد استقبال اقلیت های ائتنیکی در ایران و بخصوص آذربایجانی ها قرار خواهد گرفت. در سال ۱۹۴۵(۱۳۲۵) پس از اینکه حکومت خود مختار محلی مورد هجوم رژیم شاه قرار گرفت قتل عامی در آذربایجان بوقوع پیوست و هزاران نفر کشته شدند. ممنوعیت زبانی در آذربایجان یک قتل عام فرهنگی است. اگر این موضوع در دادگاه بین المللی مطرح شود رویای ما به حقیقت خواهد پیوست. اما در حال حاضر آنچه که من میگویم این است که وقتی من به سازمان ملل می روم هنوز هم با یک آذربایجانی از کشور آذربایجان اشتباه گرفته میشوم. مردم دنیا هنوز نمیدانند که میلیون ها آذربایجانی در ایران زندگی میکنند. ما مایلیم فرصتی داشته باشیم تا در سازمان ملل در مورد این مباحث صحبت کنیم. من با هئیت کانادا در سازمان ملل صحبت کرده ام. من از آنها تشکر کردم زیرا آنها در بخش امور خارجی تعدادی از ملاقاتها را آنها برای ما ترتیب دادند. من به سازمان ملل در ژنو بر میگردم تا حمایت سازمان ملل را حداقل برای برقراری ارتباطاتی در جهت اطلاع رسانی این مسئله جلب نمایم. هر گونه کمکی که دولت کانادا برای مطرح کردن این موضوع بنماید مورد استقبال سازمان ما و اقلیت های ائتنیکی در داخل ایران می باشد.

در نوبت بعدی آقای وئین مارستون از حزب دموکرات جدید از مساله نژاد پرستی و اینکه این امر در رژیم های توتالیتر برای ماندن در قدرت استفاده میشود ابراز نگرانی کرد و سپس با اشاره به اینکه در ایران خطوط اینترنت قطع و روزنامه ها و روزنامه نگاران سرکوب می شوند، در مورد تاثیر اینترنت در بروز مخالفتها پرسید و سپس خطاب به خانم زمانی گفت خوشحالم که به شورای حقوق بشر ژنو میروید. آیا هیچ تاثیری از بیانیه های سازمان ملل روی ایران متوجه شده اید؟
 

فاخته زمانی در جواب گفت : ما کمتر از سه سال است که فعالیت می کنیم. در سازمان ملل ما در موارد فردی از طرف گروه های اجرائی مخصوص در دفتر کمیسیون عالی حقوق بشر مورد پشتیبانی قرار گرفته ایم. ما پس از ارائه موارد شاخصی از نقض حقوق اقلیت های ائتنیکی به این کمسیون مورد حمایت آنها قرار گرفتیم اما ما به بقیه بخش های سازمان ملل دسترسی نداریم که این امر ناشی از محدود بودن منابع سازمان من، گروه های اقلیت های ائتنیکی و فعالان حقوق بشر است. این یک کار عظیمی است که از عهده چند نفر یا یک و یا دو سازمان بر نمی آید. در بعد عمومی من فقط دریک اجلاس راجع به مسئله اقلیت ها شرکت کرده ام.من آنجا فرصت صحبت داشته ام و به غیر از آن شانس دیگری نداشته ایم. ما روی بحث اطلاع رسانی کار میکنیم. من اکنون عازم کنفرانسی در ژنو هستم تا موضوع نژادپرستی را مطرح کنم اما متاسفانه امکان دیگری برای ما ایجاد نشده است تا استفاده کنیم.
 

این مدافع حقوق بشر آذربایجانی در ادامه اعلام داشت: من قصد دارم که مجددا با هئیت کانادا و با آقای جو هیتن و دیگران در هئیت صحبت کنم تا ببینم آیا آنان برای ما این پشتیبانی را فراهم میکنند تا حق صحبت در مجمع عمومی و سایر جلسات را داشته باشیم. اگر دولت کانادا علاقمند به حمایت و هدایت این مسئله باشد ما توجهات بیشتری را نیز جلب می کنیم. ما برای از عهده کار بر آمدن منابع محدودی داریم. موضوع نخست آگاهی دادن به جامعه بین المللی است و سپس باید ببینیم از این نقطه به کجا میرویم.

سپس آقای وئین مارستون از آقای باطبی در خصوص شرائط زندان های ایران و شکنجه هائی که وی در معرض آن قرار داشت سئوال کرد. آقای باطبی نیز در پاسخ توضیحاتی ارائه داد.
 

در نوبت بعدی آقای دیوید سویت از حزب محافظه کار ضمن اشاره به روحیه خارق العاده تسلیم ناپذیر دو شاهد حاضر و آنانی که در داخل کشور بصورت مداوم با این مسائل درگیر هستند گفت : ما شما را بخاطر حضورتان پیش ما و همچنین بخاطر اینکه تلاشتان برای آزادی دیگران که در این راه خود را در خطر قرار میدهید تحسین میکنیم. وی سپس به مساله هولوکاست اشاره کرد و از مشابهت سیر وقایع منتهی به آن با سیر اتفاقاتی که در ایران می گذرد اظهار نگرانی کرد. وی مشخصا از خانم زمانی سئوال کرد و گفت: مساله ای هست که من با آن آشنا نیستم. شما گفتید که در جریان تلاش شما برای دفاع از حقوق بشر، از سوی بعضی از گروه های مخالف حکومت ایران به صورت جدی مورد حمله قرار گرفتید. ممکن است که در مورد این تحرکات که نشان دهنده چالشی دیگر برای بیان نظراتتان بحساب می آید توضیحاتی دهید.
 

خانم فاخته زمانی در پاسخ گفت: شما درست متوجه شده اید.این اولین بار و تنها موردی نبوده که من برای ابراز عقایدم مورد حمله این گروهها قرار گرفته ام. هر موقع در مورد نقض حقوق آذربایجانی ها صحبت میکنم به حاضرین نگاه میکنم. این مسئله تنها در مورد مورد من صادق نیست و شما از هر کسی که در صدد دفاع از حقوق اقلیت های ائتنیکی ایران است بپرسید به شما خواهند گفت که گروه های مخالف حکومت ایران در خارج کشور در بعضی از مواقع خشن تر از حکومت ایران ظاهر می شوند.
 

خانم زمانی ادامه داد: من این مسئله را در تمام ملاقاتهایم با شخصیتهای آمریکایی مطرح کرده بودم اما درک این مسئله برای برخی از سیاستمداران کشورهای غربی و مردمان آنها خیلی سخت است. به خصوص در آمریکا که تصورشان از این افراد به گونه ای است که آنها را مروجان دموکراسی و یا فعالان حقوق بشر می پندارند. این مثال میتواند روشن کننده بسیاری از مسائل باشد. در جلسه ملاقات من با اعضا کنگره آمریکا که سعی داشتم موضوع نقض حقوق آذربایجانیها را تشریح کنم، فعالان اپوزیسیون ایرانی به من حمله کردند.در آن لحظه نمی دانستیم که اپوزیسیون ایرانی خارج از کشور بدتر است یا حکومت ایران. فقط زمانی که سیاستمداران آمریکایی این صحنه را دیدند توانستند بفهمند که این افراد تا چه حد میتوانند خشن باشند.
 

زمانی تشریح کرد که : حکومت قبلی، فارس ها را با نام آریائی و ایران را سرزمین آریاییها معرفی میکرد. ترک های آذربایجانی و عربها آشکارا آریائی نیستند. همین تفکرات پس از سقوط رژیم پهلوی نیز ادامه یافت. امروزه در ایران، ترکهای آذربایجان بیگانه شمرده میشوند و ما را بصورت مهاجمانی می بینند که ایرانی به حساب نمیاییم. اگر ما آسیمیله نشده و فارس نشویم یا فارسیزه نشویم، اساسا ما در حاشیه قرار میگیریم اما وقتی فارس شدیم بعنوان بخشی از جامعه به حساب آمده و به قدرت دسترسی پیدا می کنیم. در ایران اگر چه این حکومت حکومتی اسلامی خوانده می شود و اصولا نباید به جنبه نژادی توجه کند- الویت آن باید اجرای قوانین اسلام باشد- اما خیلی عجیب است که همان تفکرات رژیم گذشته و همان نژاد پرستی ادامه دارد. اخیرا بطور نمونه در یکی از اسکناس هائی که چاپ کرده اند نوشته شده که پیغمبر گفته که فارس ها به بالاترین شکوه و غیره و غیره دست خواهند یافت و در این مورد نیز شاهد هستیم که اتنیکهای دیگر مجددا بصورت اساسی در حاشیه قرار می گیرند.
 

او ادامه داد: روزنامه های تحت نظر حکومت همه چیز را سانسور میکنند و همه چیز در این روزنامه ها کاملا بازبینی و بررسی می شود. با این حال در سال ۲۰۰۶(۱۳۸۵) آنها یک آذربایجانی را بشکل سوسک و بصورت کاریکاتور به تصویر کشیدند که فارسی نمی داند و برای نابودی این نوع سوسکها و تلویحا نابودی آذربایجانی ها ۱۰ راه حل در کنار این کاریکاتور نوشته بودند. این شدیدا توهین آمیز و ناراحت کننده بود. گفتن این مطلب هر چند ناراحت کننده است اما حتی در خارج از کشور و اکنون نیز جوک ها برای نادان خواندن آذربایجانی ها بسیار رایج است. من در کانادا این جوک ها را تحمل نمی کنم و بعضی مواقع بعضی ایرانیان از من سئوال می کنند که چرا من “باحال” نیستم. اما من سعی میکنم به مردم بگویم که نژاد پرستی در درون جامعه ما جای گرفته است واین باعث تاسف است. اقلیت ها مورد هجوم همگانی قرار میگیرند اما هیچگاه به این مسئله که در سطح ایران یک بیماری مزمن اجتماعی وجود توجهی نمی شود و برای خیلی ها این مسئله از لحاظ ذهنی هنوز طرح نشده و حتی وجود ندارد. این آن چیزی است که ما در خارج با آن سرو کار داریم. من ۲۰ سال است که در کانادا زندگی میکنم و خود رایک کانادائی می بینم. من در اینجا در امان هستم و همه چیز برایم خوب است. اما پس از شروع این کار من مفهوم هجمه را فهمیدم. من فکر میکنم خیلی از اعضا جامعه ما آذربایجانیها به این دلیل که از طرف آن گروه ها مورد هجوم واقع شده اند فلج شده اند. من این نوع رفتار مهاجمان را درک نمیکنم چون در کانادا به من یاد داده شده که بخاطر حقوق خود بعنوان یک مهاجر ایستادگی کنم. من در کانادا مورد قبول واقع شده ام و بخشی از جامعه هستم اما جائی که بدنیا آمده ام اگر هویت خود را بنام یک ترک آذربایجانی حفظ کنم و یا اگر حقوق زبانی خود را مطالبه کنم و یا اگر درخواست حقوقی برابر با شهروندان فارس داشته باشم متاسفانه تحمل نمیشویم من در مقابل آنها چیزی ندارم . این بزرگترین چالش ماست و اکنون متوجه می شوم که چرا جامعه ما از اینکه این موضوعات مطرح شود میترسد.
 

در ادامه آقای دیوید سویت از خانم فاخته زمانی خواست که لیست گروه های اپوزیسیونی که مخالف و مانع آگاهی بخشی در خصوص این مسائل هستند رابه منشی کمیته ارائه دهد. وی افزود: این مسئله بایستی بخشی از بررسی های ما را تشکیل دهد و اگر قرار است که مانع دیگری در بین باشد بایستی ما در گزارش بعدی خود آنرا مشخص کنیم.
 

عضو دیگر پارلمان آقای ایروین کاتلر از حزب لیبرال در مورد وضعیت حقوق بشر و اینکه آیا وضعیت نسبت به گذشته بدتر شده یا نه سئوال کرد و در این مورد مشخصا با اشاره به قیام دانشجویان در سال ۱۹۹۹ و عکس معروف احمد باطبی که بر روی صفحه اول نشریه اکونومیست نشر یافته بود، از وی به عنوان لیدر دانشجویان در آن حرکت خواست که وضعیت حال حاضر را با آن زمان مقایسه کند. وی همچنین با اشاره به قیام سه سال پیش در آذربایجان در سال ۲۰۰۶(۱۳۸۵) از خانم فاخته زمانی نیز خواست که بگوید که آیا وضعیت بدتر شده است یا نه و چرا.
 

باطبی با اعلام اینکه وضعیت هر روز بدتر از گذشته میشود گفت که مطمئن است که خانم فاخته زمانی نیز گفته های وی مبنی بر بدتر شدن وضع حقوق بشر در ایران را تائید خواهد کرد. وی افزود: که اولین دلیل این است که ده سال پیش آقای خاتمی که اصلاح طلب بود رئیس جمهور ایران بودند. وی با اشاره به صدور حکم اعدام در مورد خودش گفت: این حکم بخاطر حضور خاتمی در قدرت اجرا نشد. وی سپس توضیحاتی در مورد آمار تعداد فعالان دانشجوئی و کارگری و دیگر گروههای سیاسی، اجتماعی و صنفی در آن دوره و حال حاضر داد و نتیجه گرفت که در آن موقع این تعداد بیشتر از حال بوده و جامعه از این نظر رشد نکرده است. وی در ادامه توضیحات مفصلی در مورد فلسفه شیعه و ظهور ناجی مورد انتظار ارائه کرد و گفت که احمدی نژاد تحت تاثیر گروهی که سعی میکند زمینه ظهور این ناجی را فراهم کند، نگران نقض حقوق بشر و سلب آزادی ها نیست. آقای باطبی در بخش بعدی به سلطه روحانیون و اثرات ویرانگر اقدامات آنها اشاره کرده و در عین حال به نظرات متفاوت برخی روحانیون بخصوص در به رسمیت شناختن حقوق بهائی ها اشاره کرد.
 

وی چند گروه را نام برد که بیشترین فشار را متحمل میشوند. گروه اول بهائی ها و مسیحی ها در ایران بخصوص مسیحی هائی که قبلا مسلمان بوده و بعدا به مسیحیت گرویده اند. بنظرباطبی گروه دوم آنهائی هستند که هم فکر حکومت نیستند بخصوص نویسندگان و آنهائیکه تحصیلات خوبی در خارج داشته اند. دسته سوم زنان میباشند که مورد آزار قرار میگیرند و فعالیت های آنان در ارتباط با مسائل اجتماعی و سایر موارد مورد انکار قرار میگیرد. آقای باطبی سپس در خصوص موضوع دیه و تفاوت دیه زنان و مردان در ایران با استناد به قرآن توضیحاتی ارائه کرد.
 

سئوال آخر را آقای راس هیبرت از حزب محافظه کار مطرح کرد مبنی بر اینکه آیا شاهدان نگران نیستند که با گواهی دادن در اینجا، خودشان یا دوستانشان و یا اعضا خانواده شان در خطر قرار بگیرند.
 

آقای باطبی گفت که متاسفانه این خطر هست و ایشان نگران هستند و خانواده اش نیز در معرض این مشکل بوده است. او اعلام کرد که خانواده اش گفته اند که این قیمتی است که ما بایستی برای آزادی بپردازیم. وی تصریح کرد که وی تنها عضو خانواده است که در خارج میباشد و تمام اعضای خانواده اش در ایران میباشند.
 

خانم فاخته زمانی در پاسخ این سوال گفت: بلی من نگران سلامتی خود و سلامتی برادران و خواهرانم میباشم. فرصت زیادی برای باز کردن این موضوع نیست. خوشبختانه بیشتر برادران و خواهران من در کانادا هستند. پدر و مادر من در آذربایجان ایران ساکنند و مدام برای بازجوئی برده میشوند. در مواردی حتی زمانی که دوستان پدرم در وزارت اطلاعات بودند فعالان دیگری در آنجا مورد بازجویی قرار گرفتند. آنها در حالیکه که بعضی وقتها از گفتگو با من هراس داشتند آمدند وبه من گزارش دادند.نه به خاطر مسائل سیاسی بلکه به خاطر آنکه پدر من مالک زمین بود و بعد از انقلاب اسلامی نزدیک بود که به خاطر ارث بردن زمین اعدام شود.پدر من در ابتدای انقلاب در کردستان مخفی بود و این در زمانی بود که سنندج توسط شورشیان کرد کنترل میشد. ما خیلی شانس داشتیم که وی بلافاصله پس از انقلاب دستگیر نشد. در این صورت وی مطمئناً کشته می شد اما هر چه که ما داشتیم حتی اسباب بازی هائی که من داشتم ضبط گردید. من در حدود ۲۰ سال است که در کانادا زندگی میکنم. این سرگذشت من است، اما من دوباره با حکومت ایران سر و کار دارم. همسر من هم در دوران نوجوانی بخاطر داشتن چند جلد کتاب زندانی و شکنجه شده است.
 

زمانی بیان داشت: از دوران کودکی تا کنون من شاهد ترور و آزار واذیت افراد توسط حکومت ایران بودم. حتی در زمان حکومت قبلی پدر من به خاطر داشتن چند کتاب ترکی این امر را تجربه کرده بود و این موضوعی است که من از دوران جوانی ام با آن درگیر هستم. ماموران امنیتی ایران وقتی پدر مرا برای بازپرسی بردند وی به آنها گفت “شما دار و ندار مرا از من گرفته اید، شما تقریبا مرا اعدام کردید. من فقط به دلیل اینکه زمین به ارث برده بودم زندانی شده ام. شما چه چیز دیگری میتوانید از من بگیرید. ” ماموران امنیتی ایران پدر مسن مرا تهدید کرده اند. حتی مکالمات تلفنی ما اغلب شنود میشود. اما ما بایستی در راه راستی و درستی وعدالت حرکت کنیم. این آن چیزی است که به من یاد داده اند و این آن چیزی است که من انجام میدهم.
 

آقای راس هیبرت از خانم فاخته زمانی پرسید: ما تا کنون صحبتهای تعدادی از شاهدان را شنیده ایم و من این احساس را پیدا کردم که در قانون اساسی ایران از حقوق اقلیت ها در بعضی از موارد حمایت و محافظت میشوند و این حقوق به رسمیت شناخته شده است . اما اکنون می شنوم که شما میگوئید که علیرغم این محافظت این مساله در عمل وجود ندارد. آیا این درست است؟
 

خانم فاخته زمانی در جواب گفت: بله درست است. در واقع درخواست اجرای قانون اساسی برای بیشتر فعالین آذربایجانی، باعث شده که آنان بازداشت، زندانی، شکنجه و ربوده شوند، و حتی به قتل برسند. فعالان آذربایجانی در محدوده قوانین ناعادلانه حکومت ایران فعالیت می کنند و کارهای آنان کاملا مسالمت آمیز و به دور از خشونت است. نخستین چیزی که آنان درخواست می کنند اجرای قانون اساسی ایران است. نه تنها قانون اساسی اجرا نمی شود، حتی درخواست اجرای آن میتواند باعث زندانی شدن درخواست کنندگان شود همچنان که در مورد آقای عباس لسانی پیش آمده است. وی صرفا بخاطر درخواست اجرای مواد ۱۵ و ۱۹ قانون اساسی ایران ماه ها زندانی بود.

در پایان رئیس جلسه با تشکر از شاهدان و حاضران ختم جلسه را اعلام کرد.
 

ardam dergisi

باشقا دوشونجه لر- پيامهاي ديگران



 


پنجشنبه ۳ بهمن ،۱۳۸٧

داشناک های مسلمان نما

داشناک ها گروه افراطی نژادگرای ارمنی هستند که پایه های فکری آنها از سال 1700 میلادی نشات می گیرد ولی عمده فعالیت آنها از 1800 میلادی به بعد شروع شده است.
هدف عمده داشناک ها تاسیس "ارمنستان بزرگ" که شامل قسمت بزرگی از جمهوری آذربایجان و آذربایجان ایران وقسمت شرقی ترکیه می باشد. داشناک ها برای ساختن این ارمنستان بزرگ مسیحی در دل سرزمین های مسلمان از آنجا که خود اقلیت کوچکی را در این قسمت به خود اختصاص داده اند، پس شروع به ساخت ایدئولوژی های زیر مجموعه داشناکاسیون میان کردهای ایران، ترکیه، لبنان، سوریه، عراق و منطقه قفقاز کردند. در ضمن افراد مسلمان دست پرورده ای را هم تربیت نمودند که که برای منافع و آماج خود از آنها استفاده ها نموده و می نمایند. از ایدئولوژی های زیر مجموعه داشناکاسیون که ما آنها را ایدئولوژی و افکار داشناکی اسلامی می نامیم می توان به ایدئولوژی "پان ایرانیزم"، "شعبه ایرانی پان ایرانیزم یا پان کردیزم"، افکار کمونیستی "توده ای ، فدایی، حزب کمونیست کارگری و ... و بعضی افکار لیبرال، بعضی از گروه های به ظاهر اسلامی (هواداران مهاجرانی، نهضت آزادی، جبهه ملی، مجاهدین، ..) اشاره کرد. چنانچه ملاحظه می کنید، طیف داشناک های مسلمان در ایران بسیار زیاد و بسیار قدرتمند می باشد و آن نیز نتیجه نزدیک به یک قرن و نیم و خیلی بیشتر از آن تلاش ارامنه و منفعل بودن و ساده لوحی روشنفکران ترک و مسلمان در افشای این توطئه می باشد. داشناک های مسلمان خود افراد مسلمان زاده ای هستند که بطور مستقیم و غیر مستقیم بوسیله داشناک های ارمنی و محیط های داشناکی تریت، ترغیب و حمایت شده و بوسیله موقعیت اجتماعی و فرهنگی و یا مالی که در اختیارشان گذاشته شده بر مملکت مسلمان و محیط فرهنگی آن تحمیل گشته اند. اگر اندکی در تاریخ دویست ساله قاجار و علل انقراض آن و تاریخ معاصر این سرزمین به گشت و گذار بپردازیم، به رد پای داشناک ها و میسیونرهای طرفدار آنان به وفور بر خواهیم خورد. "ملکم خان" ارمنی یکی از پایه گذاران ملی گرایی فارس و فراماسونری در ایران است. ملکم خان ارمنی یک ارمنی افراطی بوده و تمام آمالش مقدمه چینی تشکیل ارمنستان بزرگ و تخلیه آن از مسلمانان بود. از آنجا که افراد ساکن ارمنستان بزرگ مد نظر وی ترک ها بودند لذا باید دولت های همسایه ایت ترک ها را آنتی ترک بار می آورد تا بتوانند هم پیمان ارنستان بزرگ در ترک ستیزی و تخلیه این مناطق و سپردن آن به ارامنه باشند. برای مثال هم خوانی افکار پان ایرانیستی با نژادپرستان داشناک را می توان در افکار رهبر و بنیان گذار حزب پان ایرانیست "محسن پزشک پور" جستجو کرد. در "فرمان آریا" ارگان پان ایرنیست ها چنین آمده است که چون ایران آریایی است و کردها و ارامه نیز آریایی و ایرانی می باشند، پس باید ایرانی ها 1- به ارامنه کمک کنند قدرت یافته و ارمنستان بزرگ را تشکیل دهند، سپس با کمک ارمنه ایران بتوانند قفقاز و آذربایجان را به ایران بچسبانند. 2- ایران باید کمک کند تا کردهای آریایی از ترکیه و عراق و سوریه جدا شده و کردستان بزرگ ومستقل را پایه ریزی نمایند و پس از آن با ایران حکومت فدرال تشکیل داده و به " ایران بزرگ" بپیوندند. در بالا به ملکم خان ارمنی و تلاش های او در تاسیس و راه اندازی ملی گرایی فارس اشاره شد. این شخص در ضمن از پایه گذاران فراماسونری (فراموش خانه) ایران هم به حساب می آید. افکار ضد ترک و ضد عرب و ضد اسلامی ایت موسس پان ایرانیزم بعدا در خمیر مایه اغلب احزاب ایران اعم از چپ یا راست و ملی مذهبی ها به وفور و به بهانه های مختلف یافت می شود.تاریخ نویسی بومی این افکار ترک ستیز را ترویج و با جعل سند و تاریخ به خورد خوانندگان می دهد. این افکار بعدها در کتب درسی نیز به خورد دانش آموزان از همه جا بی خبر داده می شود. لژهای فراماسونری هم تحکیم بخشاین تفکر نژادپرستانه ترک ستیز در دنیای سیاست و فرهنگ و اقتصاد شدند. در این قسم حتی حتی آذربایجانی های تحت تسلط داشناک های ماسونری آنتی ترک تر از هر ارمنی کار کردند. مثلا سید حسن تقی زاده که از صدر مشروطیت در تمام توطئه های ترک ستیزی شرت داشت، امیر خیزی دست راست ستارخان و کاظم زاده ایرانشهر و بسیاری از افراد مرکز غیبی از جمله "ترکان ضد ترک" بودند. برای دیدن واقعیت پشت پرده مشروطیت باید تاریخ مشروطیت را باز خوانی و باز نویسی کرد. زیرا نوشته های تحریف آمیز "سید احمد کسروی" که خود نیز نام های بارز داشناک های مسلمان و ضد ترک بود عملا بر موضوع مشروطیت و نحوه توطئه داشناک های ارمنی و داشناک های مسلمان (اکثرا از حزب دموکرات) بر علیه مجاهدین و ترک ها سرپوش می گذارد. سید احمد کسروی ترک ستیز که با افتخار نژاد خود را به نژاد ارامنه و آریایی منسوب کرده و به ستایش ارامنه می پردازد و با اینکه خود عرب الاصل و ترک تبار است بر ضد هر دوی آنها قلم زده و با افتخار به یاد گیری زبان ارمنی می پردازد تا پیوند و خوش خدمتی خود را به محافل داشناک ثابت نماید ودر عوض به وسیله آنان و عمالشان همچون "محمو افشار یزدی برایش شغلی با عنوان قاضی نشسته وزارت عدلیه و عناوین و جوایزی از انجمن سلطنتی بریتانیای کبیر دست و پا شود. کسروی که تاریخ مشروطیت را با جمع آوری بیوگرافی ها و حماسه سازی بیخودی خط اصلی و ماهیت کودتا کنندگان ضد ستارخانی، ضد خیابانی و کودتای کنندگان رضاخانی را پنهان می کند و از نسل کشی 11 میلیونی در ایران در دوران پهلوی اول هیچ سخنی به میان نیاورده، بعد از وی نیز متاسفانه این سبک همچنان ادامه پیدا می کند.
کسروی که خود از زمره کودتا کنندگان بر علیه خیابانی و از قاتلین شیخ و مخالفان نهضت آذربایجان بود در تاریخ نوشته خویش با چه معصومیتی خود را به شیخ می چسباند! همکاران و باند کسروی در تک تک شهرهای ترک نشین به تحریف تاریخ پرداختند. کسروی در این راه تنها نبود، بلکه جزو باندی بود که ریاست آن را "محمود افشار یزدی" به عهده داشت. در توضیح نسل کشی 11 میلیونی دوره رضا خانی باید بگوییم که اکثر قریب به اتفاق قربانیان این جنایت زشت ترکان آذربایجان و ایالات و مناطق ترک نشین همچون ایل قشقایی و سایر اقوام از قبیل عرب ها، بلوچ ها و ترمن ها بودند. ( بر اساس آمار و اساتیک های وزارت خارجه ایالات متحده آمریکا جمعیت "ممالک محروسه قاجار" در زمان روی کار آمدن رضا خان توسط قوای بریتانیا 20 میلیون و در زمن خلع وی توسط این دولت 9 میلیون نفر بود که این تقلیل جمعیت به دلیل مرگ و میر ناشی از گرسنگی، کوچ اجباری، ترور و قتل عام ایلات ترک آذربایجان و سایر مناطق کشور بود. ) سکوت احزاب سراسری از جمله حزب توده ، جبهه ملی و نهضت آزادی در این مورد از آن روست که که شخص تشکیل دهندگان این احزاب هم در این نسل کشی شرکت داشته اند. ترک ستیزی داشناک های مسلمان یعنی پان ایرانیست ها به طور مثال در افکار و عقاید استاد ماسونری و نژادپرست معروف، طهمورث آدمیت کاملا مشهود است، ایشان در کتاب موازنه منفی نوشته "کی استوان" شروع به فحاشی بر علیه به قول خودش ترک های وحشی عثمانی می کند که گویا سدی بین برادران آریایی ایرانی و اروپایی شده اند.
افکار ترک ستیز و ارمنی نواز نه تنها در دست راست ایران بلکه در قسمت به اصطلاح چپ ایران نیز نمود پیدا می کند، از ارنی تا علوی و بابک امیر خسروی و آرداش آواناسیان و علیرضا نابدل و هما ناطق .... برای نشان دادن قدرت داشناک ها در درون حزب توده ایران باید یاد آور شد بعد از اینکه در داخل فرقه دموکرات آذربایجان در سال 1325 کودتایی بوسیله توده استالینی ها انجام گرفت و فرقه با بهانه های مختلف به شوروی انتقال یافت، مسئله تصفیه فیزیکی فرقه از طرف استالین و دستیار ارمنی اش "میکویان" به مورد اجرا در آمد. راننده ارمنی سید جعفر پیشه وری وی را به دستور میکویان به قتل رساند، پس از آن نیز هزاران فرقه ای کشته یا به مناطق سرد سیبری بتعید شدند ( از جمله این تبعیدی ها مرحوم دکتر محمد تقی زهتابی را می توان نام برد ). آنچه بعد از این تصفیه در فرقه بر جای ماند در واقع افراد ضد ترک و دست پرورده روس ها و ارامنه بودند. از داشناک های مسلمانی که فرقه دموکرات آذربایجان تحمیل شدند ضد ترکانی مانند "ارداش آواناسیان" و بابک امیر خسروی بودند، عنایت ا.. رضا نیز جزو گروه بیرونی این باند ضد ترک بود. عنایت ا.. رضا که خود مانند بابک امیر خیزی از افسران هیتلری رضا شاه بود، در شوروی سابق به وسیله ارامنه تربیت شده بودند. یکی از ارامنه مربی ایشان به نام "زلالیان" که در به وجود آمدن مسئله قره باغ نیز نقش داشت، از نفوذ قابل توجهی بر روی این افراد برخوردار بود. گروه ترک ستیز ارداش آواناسیان و بابک امیر خسروی مخصوصا بعد از ادغام فرقه دموکرات در حزب توده و تفویض ریاست قسمت ملیت ها به آواناسیان، شدت و سرعت بیشتری به تصفیه ترک ها از درون حزب دادند. یکی از کارهای ناجوانمردانه این گروه لو دادن گروه های باقی مانده فرقه در ایران و به ویژه قسمت جوانان آن بود که قصد مقاومت بر علیه شاه را داشت. از جمله این جنایات اعدام 18 وان در سراب در سال 1336 که بوسیله حزب توده و داشناک ها لو رفتند، بود. در آن زمان رئیس اداره ساواک سراب سرهنگ هیئت نامی بود.
بعد از انقلاب اسلامی باز هم پرونده سازی های حزب توده و باند داشناک های درون آن یعنی آواناسیان و امیر خسروی به راه افتاد. پرونده سازی بر علیه پروفسور زهتابی و لو دادن کمیته های کارگری آذربایجانی های حزب توده در تهران را می توان برای نمونه ذکر کرد. لو دادن کمیته های کارگری حزب توده در تهران گاهی وقت ها بعد از اخطاری از طرف آواناسیان و ملاقات های وی صورت می گرفت. آواناسیان بعد از آنکه مطمئن می شد که آقایان در پی احقاق حقوق ترک ها هستند، آنان را لو داده و پرونده های مفصلی را به کمک عوامل زیر دستش برای این افراد تدارک می دید. ترک ستیزی در سایر گروه های کمونیستی نیز همچنان ادامه داشت. در گروه سراسری سازمان چریک های فدایی خلق که خود در واقع بوسیله سازمان جوانان ایران (شاخه مشهد) و با افکار پان ایرانیستی و آنتی ترک تشکیل شده بود، خود با معضلی به نام صمد بهرنگی و "صمدیزم" مواجه بود. بعد از قتل بحث انگیز صمد، تصفیه کار تصفیه صمدیزم و افکار ترکی از گروه تبریز و ترک ها شروع شد. این امر به وسیله شگردی از محیط طباطبایی به اسم "علیرضا نابدل" و حمید اشرف انجام شد. کتاب ضد صمدی غلیرضا نابدل که گویا راجع به مسئله ملی نوشته شده بود، در عمل بر علیه کتاب ها و کتابچه "پاره پاره" صمد بهرنگی به نگارش در آمده بود. پروفسور با شناختی که از علیرضا نابدل داشت در مورد اصالت این کتاب شک می کرد و همیشه آن را منتسب به حمید اشرف می دانست که بعد از مرگ نابدل از طرف سازمان ضد ترکش به اسم وی به چاپ رسید. لاکن پروفسور فرزانه با مقایسه صمد بهرنگی و علیرضا نابدل معتقد بود که صمد به هیچ وجه قابل قیاس با چنین افرادی نیست. به هر حال این کتاب در ظاهر مرتبط با مسئله ملی آذربایجان حاوی فهرستی از افراد فعال و ملی آذربایجان به همراه نام و نشان و محل کارشان بود تا کار ساواک در کنترل و دستگیری ایشان سهل و آسان و مایه ترس و بیم سایر فعالین شود. به گفته مرحوم "علی تبریزی" پس از انتشار این کتاب خائنین ساواک از هرگونه حرکت ترکی و آذربایجانی ممانعت کرده، فعالان آذربایجانی را از دار و ندار زندگی محروح کرده و آنان را دچار دنجو مشقت فراوان و ساکن زندان های هولناک می ساخت. کتاب ضد صمدیزم علیرضا نابدل تمام افرادی را که صمد در کتاب "پاره پاره" نام برده بود، به عنوان افراد پان ترکیست و ناسیونالیست معرفی می کرد و باطبع سوژه های مناسبی برای ساواکیان محسوب می شدند.
علیزضا نابدل در کتابش همواره از شاعران و اشعار کتاب صمد نقل قول کرده و پس از تحقیر ایشان محل زندگی و کار آنها را ذکر می کند. او از صمد به عنوان ادبیات مبارز آذربایجان نام می برد. باز هم در باره ضد ترک بودن این گروه باید گفت که در مراحل مختلف انقلاب و بعد از آن این گروه ترک ستیز ضربات جبران ناپذیری بر ملت ترک آذربایجان وارد آوردند. در نشریه "کار" ارگان گروهکی این افراد، در خصوص مناقشه قره باغ و اشغال آن از جانب ارامنه، به بهانه های مختلف و با قلم های مختلف به نفع متجاوزین ارمنی و یا به نفع تروریست های PKK مقالات متعدد نوشته شد. تعدادی از این نوشته ها به قلم ارمنی هایی همچون وارطان یا پطروسیان بوده، بعضی ها را نیز آذربایجانی هایی به قلم می آوردند که وارد مسابقه سراسری ترک ستیزی شده بودند. یکی از این آذربایجانی های از خود بیگانه و "فارس پرست" به نام "م.ر." به جای حمایت از حقوق آذربایجانی ها خود نیز در صف دشمنان بی شمار آذربایجان قرار گرفته و به هموطنان ترک خود می تاخت. متذکر می شوم که آقای م.ر. که هم اکنون در فرانسه اقامت دارد، فعلا بر طبل فدرالیزم می کوبد، البته امیدوارم که کار ایشان از صمیم قلب و بدور از ریاکاری های سابق باشد! یکی دیگر از توابین صمدیزم که در خدمت سازمان چریک های فدایی خلق درآمد، اشرف دهقان بود. در زمان مناقشه قره باغ شایعاتی مبنی بر شرکت وی در جنگ به نفع ارامنه و بر علیه آذربایجانی ها منتشر شد، لاکن هیچ دلیلی هم برای رد این شایعات وجود نداشت!...
این مختصری بود در شرح احوالات ملت مظلوم آذربایجان و داشناک های مسلمان و مسیحی که از هر فرصتی برای ضربه زدن به تاریخ، فرهنگ، زبان، ملیت، اصالت، اقتصاد، اعتبار و هویت زنان، مردان و کودکان معصوم آذربایجان استفاده می کنند. به هر بهانه ای نقشه قتل و غارت ملت ترک را در سر می پرورانند، از روحانیان سینه چاکشان گرفته تا وزرا و مسئولان فرهنگی همه و همه در صدد محو کلمه "ترک" از صفحه تاریخ هستند. ترک ها از دیگران برتر و بالاتر نیستند اما مانند هر ملتی حق زندگی با فرهنگ و زبان خود را دارند. اما آنچه واضح و آشکار است اینکه، حتی تکلم کودکی معصوم به زبان ترکی نیز برای این فاشیست های پان فارس قابل تحمل نیست. آنان به مادران آذربایجان تعلیم می دهند تا زبانی را که از صدها نسل مقدس به ارث برده اند، زیر پا بگذارند و به جای آن زبان فارسی را در ذهن پاک فرزندشان تزریق نمایند، غافل از اینکه امپراطوری ترکها که همچون باران بهاری بر اریکه دنیا حاکم شده بود، بار دیگر تاریخ جهان را به نفع مظلومان و بر علیه فاشیزم رقم خواهد زد.

ardam dergisi

باشقا دوشونجه لر- پيامهاي ديگران



 


پنجشنبه ۳ بهمن ،۱۳۸٧

Azerbaycan dili ya Turk dili

Quzey’in Azərbaycanca’sı

Güney’in Türkcə’si

 

 

Mehran Baharlı

 

Elgün-05 Ocaq- 2008- Siçan İli

 

Geçənlərdə Azərbaycan Buduncu (Cumhuriyəti) televiziyonlarında 2008 ilinin başından olmaq üzərə, Türkiyə Türkcəsi ilə yayınlanan izlənclərə (pıroqramlara) yasaq gətirildiyi salığını (xəbərini) duyduq. Yasağın gərəkçəsi, bu “yabancı” dilin “Azərbaycanca”ya “itəm” (zərər) verdiyidir. Bu salıq Paniranist güclər tərəfindən böyük bir sevinc, İran ve Güney Azərbaycan Türklüyü tərəfindənsə böyük bir üzüntü ilə qarşılandı. Azərbaycan Buduncunda Türkiyə Türkcəsinə gəririlən yasaq, bizim dilimizə gətirilən yasaqdır. Bu olay belə görülməli, belə alqılanmalı ve bu üzdən də qınanmalıdır. Dilimizin adını (Türkcə) bilə bilməyən və onu qondarma “Azərbaycanca” diyə adlandıran Quzey Azərbaycan yetgililər, nəyin ona itəm verdiyini, nəyin ona yarar gətirdiyini necə anlayabilərlər?

 

Güney’in yazılı-görkül (ədəbi) dili, “Türkcə”dir, “Azərbaycanca” deyildir

 

Güney Azərbaycan târixi bir yol ayrıcındadır. Günümüzdə Güney Azərbaycan və İran Türklüyünün oluşdurmaq və biçimləndirməkdə olduğu görkül dil, təməl aldığı Güney Azərbaycan və İran’ın başabaşına sərpilmiş Türk budununun (xalqının) dili ilə, Azərbaycan və Türkiyə Buduncları görkül dillərinin birləşməsindən ortaya çıxmaqda və daha doğrusu bu üçünün özgün və yeni biləşgəsidir. Bu üzdən onu “Yenicil (modern) Batı Oğuzcası” adlandıranlar da olmuşdur. Bu dil, özünə Azərbaycan Buduncu görkül dilini ülgü almamaqdadır. Güney’in görkül dili, hər iki qonşu ölkənin görkül dillərinə eşit aralıqda (məsafədə) durur və onların idi (heç) birisini tək başına öz görkül dili olaraq tablamır (qəbul etmir).

 

Ancaq Güney Azərbaycan və İran Türklüyü, Türkcənin sözdağarcığına yiyələnmə, öz Türk soykökünə qayıdış və dilimizi çağdaşlaşdırma (muâsirləşdirmə) və yenicilləşdirmə (modernləşdirmə) alanlarında (sâhələrində), bunların idi (heç) birinə yiyə (sahib) olmayan Azərbaycan Buduncu deyil, Türkiyə Cumhuriyətinin varsıl (zəngin) denəyimlərindən (təcrübələrindən) yararlanmaqda, orada əldə edilən qazanımları mənimsəməkdə, onları öz denəyimləri və öz qazanımları olaraq görməkdədir. Türkiyənin görkül və yazılı dili (Türkçe vəya Yeni Türkçe) və bu ölkədə törədilən yeni degilər (neolojismlər) Güney’ə yeni kəlimələr sunabiləcək çox önəmli bir qaynaqdır. Bu qaynaq özəlliklə yenicil bügüş (fəlsəfə), bilim, quraşdırım (teķnoloji), çınbilimi (huquq), ərklət (dövlət), soyut qavramlar və uzluq (sənət) kimi alanlarda olağanüstü dəyərlidir. Ayrıca budunumuzun Əraqda Türkman adı ilə yaşayan ucqarobası (diyasporası) ilə Türkiyə sınırları içində yaşayan və sayıları milyonları aşan Azərbaycan Türkünün özlərinin yazılı-görkül dilləri olaraq Türkiyə tuğralı (rəsmi) dilini seçdikləri unutulmamalıdır. Güneydə - Azərbaycan Buduncunun tərsinə - xalqımızın özü və dilini Türkiyədə olduğu kimi və doğru olaraq ürkən (həmişə) “Türk” və “Türkcə” adlandırması da Güney’in kimi örnək aldığını açıqca ortaya qoyur. Son olaraq, İran və Güney Azərbaycanda Türk xalqının içində olduğu bugünkü ulusal (milli) oyanış və dirçəlmədə Türkiyə televiziyonlarının tək başına, hətta Quzey Azərbaycan’ın bağılsızlaşmasından (istiqlalından) daha çox etgi və oynamı (rolu) olduğu da bilinən bir gerçəkdir.

 

Azərbaycanca, Türkcə deyildir. O Farsca-Ərəbcə-Rusca-Türkcə qarışımı yetərsiz və görksüz bir qarma (hibrid) dildir

 

Azərbaycan Buduncunun görkül dili, ağır biçimdə Fascadan etgilənmişdir. Bu etgi təkcə dilə girən Farsca söz və tərkiblərlə sınırlanmamaqda, dil bilgisi alanını da içərməkdədir. Hər hansı bir dilin geniş bir biçimdə (şəkildə) başqa bir dilin dilbilgisi qural və yasaları etgisi altına girməsi, o dilin öz qurallarının altüst edilməsi və dərindən yara alması deməkdir. Bugün Azərbaycanda yayqın olan görkül dil, yanlışlarla dolu, pozulma və soysuzlaşmağa üz tutmuş bir dildir. Bu dil söz dağarcığı və dil bilgisi açılarından, Farscadan dərindən etgilənmiş və pozularaq yetərsiz və görksüz (çirkin) bir qarma dil halına dönüşmüşdür. Osmanlı aydın və seçginlərinin yaradıb işlətdikləri uydurma bir dil var idi. Bu dilə doğru olaraq “Türkcə” yerinə “Osmanlıca” deyilmişdir, uçra (çünkü) bu dil üç Farsca, Ərəbcə və Türkcə dillərinin yapmaca (sün’i) bir biçimdə yanyana gətirilməsindən oluşmuşdu. İndi Azərbaycan Buduncunda görkül (ədəbi) dil olaraq işlədilən Azərbaycanca da, qardaşı Osmanlıca kimi, hətta ondan daha bətər, gerçəkdə Türkcə, Farsca, Ərəbcə və Ruscanın qarışımından oluşmuş qarma- uydurma bir dil görüntüsü verməkdədir.

 

Azərbaycan və İranda Türkcənin geriləməsi, İsmayıl Xaqan (Şah İsmail) dönəmindən sonra başlamışdır. Bu dil tuğralı və ərklət dili olma qonumunu addım addım itirməklə birlikdə, Farsca və Ərəbcə dillərinin əzici və çox ağır etgisi altında qalaraq, başda bilim, bügüş və uzluq olmaq üzərə, hər alanda öz doğurqanlığını itirib, neçə yüzil içində qısır və qarma bir dil halına gəlmişdir. Ardınca Gülüstan və Türkmançay anlaşmalarından sonra gələn son iki yüzildə, başqa bir dil, Ruscanın ağır etgisi altına girmişdir. Quzey Azərbaycanda idi bir dəyişiklik və düzəltməyə uğramadan, görkül və tuğralı dil olaraq tablanan dil, iştə bu qısır-qarma dildir. Bu durum Güney’in, Farsların boyunduruğundan qurtulduqdan sonra, İran ərklətinin basqıları ilə yaranmaqda-yaradılmış olan uydurma “Azəri-Fazəri”ni öz görkül və yazı dili diyə tablamasına bənzər. Azərbaycan Buduncunda yerində (haqlı) olaraq bu eybəcər dilə Türkcə yerinə Azərbaycanca deyirlər. Bizcə bu adlandırma olduqca doğrudur, uçra bu dili Türkcə adlandırmaq, Türkcəyə gücəm (zülüm) və sayqısızlıq olardı. Gerçəkdə Güney Azərbaycan və İranda Türk budununun qonuşduğu və burada biçimlənməkdə olan yenicil və çağdaş görkül dilini “Türkcə” adlandırması, bu dilin Azərbaycan Buduncunun görkül dili olan “Azərbaycanca”dan ayrıq (fərqli) olduğunun ən çarpıcı və ən gözəl bir qanıtıdır (subutudur).

 

Azərbaycan Buduncunda işlədilən görkül dil və orada var ol[may]an dil anlayışı, Güney Azərbaycan və İran Türklüyünə ülgü və təməl alınmamalıdır. Özəlliklə görkül dil və söz dağarcığı qonularında, Azərbaycan Buduncunun görkül dili – ondan yararlanılması gərəkdiyinin tabası (rəğmən) – Güney üçün tək təməl və qaynaq diyə görülməməlidir. Ötə yandan, Güneydə bu picin dilin İran və Güney Azərbaycanın görkül və yazılı dili olmasını savunan və yetirim (təbliğ) edən Rus vurqunları və tutucularla əkinc (kültür) savaşımı aparılmalıdır.

 

Azərbaycan Buduncunda yenicil dil anlayışı yoxdur

 

Azərbaycan Buduncunda Türk dilinin düşdüyü acınacaqlı durumun nədənlərini belə sıralayabilərik:

 

1- Dil anlayışı əksikliyi və dilin üzərində (haqqında) dövlət yönətgisinin (siyasətinin) olmayışı: Azərbaycan Buduncunda gənəl olaraq yenicil dil anlayışı movcud deyildir və özəlliklə ərklət, dilin qorunması və gəlişdirilməsi, yenicilləşdirilməsi, çağdaşlaşdırılması və dirgili (canlı) bir varlıq olaraq olanaq- yetənəklərinin çeşitləndirilib çoxaldılması ilə ilgili hər hansı bir yekə tasarı (master plan) və yönətgiyə yiyə deyildir.

 

2- Dilin adını dəyişdirmək: Azərbaycanda Rus sömürgəçiliyinin (ķoloniyalisminin) yıxıcı etgisinin ən açıq izini, oradakı budun və dilin “Türk” və “Türkcə”dən qondarma “Azərbaycan” və “Azərbaycanca”ya, özü də könüllü olaraq dəyişdirildiyində görəbilərik. Azərbaycan Buduncunda bizim dilin Türkcə olduğu və Türkcənin də bizim dil olduğu düşüncəsi və inancı, idi bir vaxt ürəklərdə və beyinlərdə kök salabilməmişdir. İştə Türkiyə budununun dilini Azərbaycan xalqının dilinə “yabancı” sanan anlayış da, bu sömürgələşmə (ķoloniyal) sayrılığın başqa bir bəlirtisidir. (Azərbaycan və Türkiyə Cumhuriyətlərində budunların qonuşduğu dillər, ən azından dilbilmi baxımından, iki ayrı dil yox, bir dilin iki olduqca yaxın ləhcəsi sayılır). Bu açıdan Fars sömürgəçiliyi boyunduruğu altında yaşamasının tabası, qondarma “Azəri” və “Azəricə” adlarını mənimsəməyən, bəlkə onlara var gücü ilə təpgi göstərən Güney Azərbaycan, öz bağılsız ərkləti və yüzlərcə akademi, institut, ....yə yiyə olan Quzey Azərbaycandan, bu açıdan daha irəlidə və ulusal kimliyinə bağlıraq durumdadır.

 

3- Dildən özgün Türkcə sözləri dışlama: Azərbaycanca dilində, dilimizdə var olan minlərcə özgün Türkcə degiyə (kəliməyə), özbaşınalıqla bayrı (arxayik) damqası vurulmuş, bunlar yazılı və danışıq dillərindən dışlanmışdır. Bu yaxlaşımla da özləri demişkən “bu qədər zəngin dilimizi, miskin günə salıblar” (bu dənli varsıl dilimizi, yoxsul günə salıblar). Gəlinən bugünkü durum, Azərbaycan Buduncunda yazarların çoxunun, öz yazılarını toplamı 100-400 degini geçməyən sısqa bir sözdağarcığı köməyi ilə - bunun da yüzdə doxsanı Farsca, Ərəbcə, Rusca sözlərədən oluşmaqdadır – yazmalarıdır. Ötə yandan Azərbaycan Buduncunda Türkcə quralları təməlində (əsasında) yenidegi törətmə yolu sürəci durdurulmuş, onun yerinə arasıra Farsca əklərdən kömək alaraq yeni sözlər törətmə yolu mənimsənmişdir. Törədilən belənçi sözcüklərin önəmli bölümü isə, dilbilgisi baxımından yanlışlıqlarla doludur.

 

4- Farsca etgisini qorumağa çalışmaq: Azərbaycan Buduncunda ortaçağ Azərbaycan seçginlərinin alışqanlıqlarının davamında, hələ də Fars dili və görksözünə (ədəbiyatına) qarşı bir çeşit vurqunluq (heyranlıq) duyqusu və aşağılıq düyümüqarmaşası (üqdəsi ķompleksi) vardır. Onlara görə dilimizdə Farsca degi, tərkib və hətta dilbilgisi qurallarını işlətmək, bir çeşit aydınlıq, soyluluq və yüksəklik bəlirtisidir. Güney’in tərsinə, Azərbaycan Buduncu doğrudan Fars sömürgəçiliyi və oradakı dil də Fars dili tərəfindən yox edilmə belini (təhlükəsi) ilə qarşı qarşıya qalmamışdır. Bu isə onların, Farscanın dilimiz üzərindəki olumsuz etgilərinə vurdum duymaz davranma, hətta Farsca degi və dilbilgisi qurallarını özlərininki sanmalarının başqa bir nədənir.

 

5- Rusca etgisini qorumağa çalışmaq: Sözsüz geçmişdə Rus dili, görksözü və uyqarlığının (mədəniyyətinin) Azərbaycan’ın çağdaşlaşma, yenicilləşmə, bundalı (seküler) və eldəmləşmə (layikləşmə) və batıya yaxınlaşmasında önəmli yarar və payı olubdur və gələcəkdə də olacaqdır. Ancaq bu gerçək, dilimizin Rus dili tərəfindən elik olunması (istila edilməsi) gərəkdiyi anlamına gəlməz. İki yüz ilə yaxın Rus sömürgəçiliyi altında yaşamaq, Azərbaycan Buduncu seçginləri arasında, dilimiz, abecemiz (əlifbamız) və görksözümüz üzərində Rus etgisini qoruma və yaşatmağa çabalayan yerli bir toparın (zümrənin) yaranmasına nədən olmuşdur. Bugün Azərbaycanda budunumuz və dilinin ulusal-tarixi adlarını “Türk” və “Türkcə”dən, “Azərbaycan” və “Azərbaycanca”ya dəyişdirməyi savunanlar, iştə bu Rus sömürgəçiliyinin yerli qalıntılarıdırlar.

 

Azərbaycancanın Sorunları

 

Yuxarıda sıralanan nədənlərdən dolayı, günümüzdə Azərbaycanca və ya Azərbaycan Buduncunda işlədilən görkül dil, bir çox yöndən sorunlu, olduqca yetərsiz və hətta ölüşgəməyə üz tutmuş bir dildir. Bu sorunlar və onlara irim (diqqət) yetirməmə və dillə ilgili gənəl olaraq idi bir yönətgi və anlayışa yiyə olmamaq, oradakı durumu daha da ağırlaşdırmışdır. Anılan sorunlu yönləri belə sıralayabilərik:

 

1- Abece (əlifba) sorunları

2- Yazım (ortoqrafi) sorunları

3- Dilbilgisi sorunları

4- Söz dağarcığı sorunları

 

Bu sorunların çözüm yollarına qıssaca toxunmaq istərsək:

1- Abece əksiklikləri gedərilməlidir. Nazal Ññ, nüqtəli Ķķ və kəsmə  imi “ ” (apastrof işarəti) abeceyə artırılmalı, uzun “â” səsi yazıda işlədilməlidir.

2- Rus yazımını ölçüt alma alışqanlığı bıraxılmalı, yazım yanlışlıqları düzəltilməlidir.

3- Farsca sözcüklərin söz dağarcığına girməsi denətim (ķontrol) altına alınmalı, əski Türkcə və çağdaş ləhcələrimizdə var olan sözcüklər gənə görkül dilə qazandırılmalı, sözcük törətmə sürəci yenidən başladılmalıdır….

4- Dilimizdə işlədilən Fars dilbilgisi qurallarının, özəlliklə ilgəç (ədat), ək, …’nin (bə, ki, ta, -kar, -gər, -pərəst, -pərvər, -şünas, -xana, -pərvər, -bin, …) qullanılması bütünüylə durdurulmalıdır.

 

Aşağıda Azərbaycan Buduncunun “Azərbaycanca” adlanan görkül dilində var olan bir sıra yanlışlıqlar sıralanmış və Türkcədəki düzgün qarşılıqları ayırac (parantez) içində verilmişdir.

 

==========================================

Abece Sorunları

==========================================

 

1- Azərbaycan və Türkiyə Budunclarının Latın abeceləri, Güneydə gözü qapalı tablanmamalı, bu iki ölkənin denəyimlərindən yararlanaraq İran və Güney Azərbaycan Türklüyünə daha düzgün, daha məntiqli və daha əksiksiz bir abece düzənlənib yaradılmalıdır. Oluşdurulacaq yeni Latın abece, Azərbaycan Türklərinin bütün altquruplarını – İran’ın quzeybatısı (Güney Azərbaycan),  İran’ın güneyi (Qaşqayyurd), İran’ın quzeydoğusu (Afşaryurd) və Əraq Türkman ucqarobasını - qapsayacaq biçimdə tasarlanıb düzənlənməlidir. Oluşdurulduqdan sonra da Güney Azərbaycan və İran Türklərinin Latın Abecesi, sürəkli olaraq gözdən geçirilməli və yalnız Türk dilinin özəllik və gərəksinimləri təməlində gəlişdirilməlidir.

 

2- Azərbaycan Buduncunun yeni Latın abecesinə gəlincə, bu əlifbadakı sorunlar, biçiklərin (hərflərin) yanlış sıralaması, nazal (Ññ), nüqtəli (Ķķ) biçikləri və kəsmə “ ” iminin olmayışı, və yazarkən uzun “â” hərfinin işlədilməməsi olaraq özətlənəbilər. Güney`in latın abecesində bu əksiklik və yanlışlıqların düzəldilməsi gərəklidir:

 

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

 

Abece sıralaması: Azərbaycan Buduncunun 1991 ilində Latın abecesinə geçişi tikəl (qismi) olmuşdur. Beləki Latın biçikler tablanmış, ancaq biçiklərin sırası hələ də Rus-Kiril abecesində olduğu təkindir. Bu abecedə, bütün Latın kökənli abecelərin tərsinə, “X” biçiyinin yeri abecenin sonlarında “V” biçiyindən sonra deyil, abecenin başlarında “H” biçiyindən sonradır. Habelə “Q” biçiyi “P” biçiyindən sonra deyil, abecenin ortasında “K” biçiyindən sonra gəlir:

Aa, Bb, Cc, Çç, Dd, Ee, Əə, Ff, Gg, Ğğ, Hh, Xx, Iı, İi, Jj, Kk, Qq, Ll, Mm, Nn, Oo, Öö, Pp, Rr, Ss, Şş, Tt, Uu, Üü, Vv, Yy, Zz

Bu nədənlə Azərbaycan Buduncunun abecesi gerçəkdə yarı latın (hərflərin biçimi), yarı Kiril (biçiklərin düzülüşü) azı (vəya) qarma bir abecedir. Bu isə özəlliklə sözlük və bilgisayar ortamlarında sözlərin düzülüşündə ciddi sorunlar yaradıb, onları altüst edərək qullanılmaz hala gətirir. Bu üzdən Güneydə Latın abecesində biçiklərin sıralaması Azərbaycan Buduncunda olduğu kimin deyil, uluslararası Latın biçikləri sıralamasına uyumlu olmalıdır.

 

Güney Azərbaycan- İran Türklüyünün Bütünləşdirilmiş Latın Abecesi:

Otuzdörd Biçik və Bir İm

 

Aa, Bb, Cc, Çç, Dd, Ee, Əə, Ff, Gg, Ğğ, Hh, Iı, İi, Jj, Kk, Ķķ, Ll, Mm, Nn, Ññ, Oo, Öö, Pp, Qq, Rr, Ss, Şş, Tt, Uu, Üü, Vv, Xx, Yy, Zz,

 

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

 

“Gəniz Ññ”si biçiyinin olmayışı: “Gəniz Ññ” (“nasal n”, “üç nüqtəli ke”, “ng”, “kaf-i Türki”, “kaf-i nuni”, “nun-i qənne”) Türklərə özgü bir səsdir. Ən əski çağlardan bəri günümüzə gəlib ulaşmış olan bu səs, dilimiz və budunumuzun əski Türkcə və əski Türklərə bağlı olduğunun ən sağlam qanıtlarından biridir. Geçmişdə (ڭ) ilə göstərilən bu səs, çağdaş Ərəb köklü Türk abecesində (نگ) biçimində göstərilir. Azərbaycan Buduncunun yeni Latın abecesində isə dilimizdə var “Ññ” səsini qarşılayacaq idi bir biçiyə yer verilməyibdir. Oysa (halbuki) bu biçik Musavat dönəmi və sonrasındakı Latın abecedə öz yerini almışdı. Ayrıca “Ññ” səsi ən əski və əski Türkcə, hətta Sümer kimi Pırototürk dillərdə, habelə Türk görkül və kökləşik (ķılasik) bətiklərdə (mətinlərdə) və Azərbaycan Türkcəsinin bir çox çağdaş ləhcəsində özəlliklə kəndlər və oymaqlar arasında işləkdir (İran’ın güneyində Qaşqay, Güney Azərbaycan’ın Sava və Sulduz, Quzey Azərbaycan’ın Qazax, Qarabağ, Gəncə, Ayrım, Nuxa, Zaqatala, Qax, ...., Xorasan’ın Sərvilayət, Bam Səfiabad, Cölgərux, Gərivan, Bocnurd, Cüveyn, Çağatay , .... ləhcələrində). Dolayısı ilə ən əski və əski Türkcə bətiklərin yazıb oxumasını və Türk dilinin İran və Azərbaycandakı çağdaş ləhcələrində yaranan görkül və folķlor yapıtların səbt və oxunuşunu qolaylaşdırmaq (âsânlaşdırmaq) və irimləşdirmək (dəqiqləşdirmək) üçün, “Ññ” biçiyinin Güney’in Latın abecesinə əklənməsi gərəklidir.

 

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

 

Duralı (Nüqtəli) “Ķķ” biçiyin olmayışı: Dilimizdə qalın və incə olmaq üzərə iki ayrı “k” və “ķ” səsləri vardır. Bunlar “Ķadr” və “Kənd” degilərində olan səslədir. Qalın azı duralı “ķ” səsi, başda Avrupa dilləri olmaq üzərə daha çox yabancı degilərdə işlədilir. Bu iki səs arasıra (bə’zən) kəlimələrə ayrıq anlamlar verirlər, örnəyin incə “K” ilə söylənən “Kola” kiçik bağevi anlamında və qalın “Ķ” ilə söylənən “Ķola” bir içəcək (ķoķaķola) adıdır. Azərbaycan Cumhuriyəti Latın abecesində, dilimizdə var olan bu iki fərqli “k” və “ķ” səsləri tək bir biçiklə göstərilir. Bu iki ayrıq səs, Azərbaycan Türkcəsində var olduqlarına görə, kəsinliklə Latın abecemizdə də öz ayrıca yerlərini tapmalıdırlar.

 

Kk: Börk, Buradakı, Kakıl, Kamaş, Kağaz, İki, Kəleybər, Kənd, Kərəm, Kilim, Kişi, Kola, Kor, Kosa, Kömək, Kömür, Küçə, Küt, Ördək, Təkər, Üzük

Ķķ: Aķord, Doķtor, Folķlor, Ķabinet, Ķadr, Ķanada, Ķaraķter, Ķarmen, Ķazino, Ķolombiya, Ķomando, Ķontrol, Ķosmos, Ķuçuq, Ķulub

 

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

 

Uzun ââ biçiyin yazıda işlədilməməsi: Çağdaş Türkcədə, Türk kökənli sözcüklərdə “uzun â” səsi yoxdur, ancaq bu səs yabancı sözcüklər özəlliklə Farsca və Ərəbcədən dilimizə girmiş degilərdə vardır və dilimizdə də tayınca (eynən) işlədilir. Azərbaycan’ın yeni Latın abecesində isə “uzun â” biçiyi və səsinin varlığı tablanmamış və buna ək olaraq yazılı dildə də bu biçik işlədilmir. Oysa Türkiyədə olduğu kimi, abecedə ayrıca göstərilməsə də, uzun â’dan, ən azından yazıda, özəlliklə əski və kökləşik bətiklərdə yararlanmaq gərəkir.

 

Örnəyin “Nâminə” degisi uzun â ilə söylənməsinə tabası, qıssa a ilə (naminə) yazılır. (dilimizdə bu Farsca degini işlətməyə gərək yoxdur. Onun yerinə Türkcə “adına” degisi işlədiləbilər). Habelə dilimizdə işlədilən “nâmə”, “-xânə”, “-zâdə”, “-vâri” kimi Farsca degi və əklər də Azərbaycancada uzun â ilə söylənmələrinin tabası, yanlışlıqla qıssa a ilə yazılırlar.

 

Bu iki ayrı “a” və “â” səsləri bir sıra durumlarda degilərə ayrıq anlamlar yükləyəbilər: asan (Türkcə asmaqdan), âsân (Farsca rahat anlamında); bala (Türkcə kiçik), bâlâ (Farsca yuxarı anlamında); alam (Türkcə almaqdan), âlâm (Ərəbcə dərdlər anlamında); yar (Türkcə yarmaqdan), yâr (Farsca yoldaş anlamında); azar (Türkcə azmaqdan) âzâr (Farsca əziyyət anlamında);

 

Ayrıca Azərbaycan Buduncu yazımında Farsca və Ərəbcə kökənli adlardakı uzun “â” səsləri də yanlışlıqla Türkcə qıssa “a” ilə göstərilir: Babək (Bâbək), Adil (âdil), Cavid (Câvid), Hadi (Hâdi), …

 

Başqa örnəklər (ayırac içindəkilər doğru, ayırac dışındakılar Azərbaycan Cumhuriyətindəki yanlış yazılışdır):

 

adət (âdət), adi (âdi), Adil (âdil), alam (âlâm), ali (âli), аlim (âlim), asan (âsân), azar (âzâr), Babək (Bâbək), bala (bâlâ), Cavid (Câvid), dahi (dâhi), Hadi (Hâdi), hakim (hâkim), halə (hâlə), kafi (kâfi), naminə (nâminə), tabe (tâbe), vasitə (vâsitə), xanəndə (xânəndə), yar (yâr)

 

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

 

Apastrofun (kəsmənin) olmayışı: Azərbaycanda tablanan Latın abecesinin ən böyük əksikliklərindən biri də kəsmə iminə yer verməməsidir. Bu isə dilimizin yazımında çox böyük qarqaşa və pırtlaşlığa yol açmaqdadır.

 

Degi içində: Örnəyin bu abecedə aşağıda göstərilən ikili degilər tayın (eyni) biçimdə yazılır. Oysa bunların anlamları və doğru yazılışları bütünüylə ayrıqdır:

 

bədən (بدن)-bə’dən (بعدا); bəzən (Türkcə bəzənməkdən)-bə’zən (بعضا); ələm (علم، الم)-ə’ləm (اعلم daha bilgili), əza (عزا)-ə’za (اعضا), mədəni (uyqar anlamında)-mə’dəni (معدنی); məlul (ملول)-mə’lul (معلول); mən (من)-mən’ (منع); mərəz (مرض)-mə’rəz (معرض); şer (شئر aslan)-şe’r (شئعر); təmir (dəmirin əski söylənişi)-tə’mir (تعمیر), tən (تن)-tə’n (طعن); tənə (تنه)-tə’nə (طعنه)

 

Başqa örnəklər (ayırac içindəkilər doğru, ayırac dışındakılar Azərbaycan Bucundakı yanlış yazılışdır):

 

bədən (bə’dən), bəzən (bə’zən), bəzi (bə’zi), dava (dâ’va), dəvət (də’vət), edam (e’dam), élan (e’lan), etina (e’tina), etibar (e’tibar), etibarən (e’tibarən), etiraf (e’tiraf), etiraz (e’tiraz), ezam (e’zam), əla (ə’la), istеdаd (iste’dad), istefa (iste’fa), löbət (lö’bət), meyar (me’yar), məbəd (mə’bəd), mədəni (mə’dəni), məlul (mə’lul), məlum (mə’lum), məlumat (mə’lumat), məmur (mə’mur), mən (mən’), mənа (mə’na), mənalı (mə’nalı), mənəvi (mə’nəvi), məni (mə’ni), məsud (məs’ud), mərəz (mə’rəz), mərifət (mə’rifət), məruz (mə’ruz), məruzə (mə’ruzə), məşəl (məş’əl), məyus (mə’yus), məzun (mə’zun), möcüz (mö’cüz), mömin (mö’min), mötəbər (mö’təbər), nəşə (nə’şə), səy (sə’y), sürət (sür’ət), şer (şe’r), şöbə (şö’bə), tabe (tabe’), təbir (tə’bir), təcili (tə’cili), təlim (tə’lim), təmin (tə’min), tə’minat (təminat), tən (tə’n), tənə (tə’nə), təsir (tə’sir), tətil (tə’til), təxir (tə’xir), təyin (tə’yin), yəni (yə’ni)

 

Degi sonunda: Azərbaycan Cumhuriyətində tablanan yeni abecedə kəsmə imi olmadığından dolayı, özəl adlar və onlardan sonra gələn bir sıra əklər bitişik biçimdə yazılır və bu da yanlış anlamalara yol açır. Örnəyin bu abeceyə görə iki ayrıq anlamı olan “Bâbək’i” (Baybək’i öldürdülər) və “Bâbəki” (Baybək’ə mənsub, Baybək’ə bağlı), “Əli’ni” (Əli’ni gördüm) və “əlini” (əlini tutdum), “Təbrizi” (soyadı) və “Təbriz’i” (Təbriz’i özlərdim) degiləri tayın (eyni) biçimdə yazılır.

 

==========================================

Yazım Sorunları

==========================================

 

Görüləcəyi kimi, Azərbaycan Buduncunda tablanan yazımdakı sorunların böyük bölümü, bu yazımda Türkcənin yapısı və gərəksinimləri yerinə, Rusca yazımını təməl almaqdan qaynaqlanmaqdadır.

 

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

 

Degi başındakı “Iı”lar: Azərbaycan Buduncunda tablanan yazımda kəlimə başındakı bir sıra “Iı”lar, Ruscanın etgisi ilə “İi” olaraq yazılır. Bu bütünüylə yanlış bir tutumdur:

 

işıq (ışıq), ildırım (ıldırım), ilxı (ılxı)

 

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

 

Degi başında gətirilən iki, üç, azı dörd ünsüz: Türkcədə idi bir degi iki ünsüzlə başlamaz. Ancaq Azərbaycan Buduncunda tablanan yazımda, özəlliklə deginin başında – gətirilməməsi gərəkdiyi halda – iki hətta üç ünsüzün gətirilməsi kimi bütünüylə yanlış olan durumlarla qarşılaşırıq:

 

Avstriya (Avusturya), konfrans (ķonferans), plаn (pılan), plov (pilov, pılav), prinsip (pirinsip), prioritet (piriyoritet), problem (pıroblem), proqram (pıroqram), qrаmmаtik (qıramatik), qrup (qurup), Rzа (Rıza), srağa (ısrağa), stəkan (istəkan), strateji (istirateji), struktur (ısturuktur), Tbilisi (Tibilisi), Nyu-York (Niyu York), Vyana (Viyana), Хristiаn (Xırıstiyan)

 

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

 

 “Aa” və “iİ” biçiklərini yanyana gətirmək: Azərbaycan Buduncunun tabladığı yazımda, Rus yazımına uyaraq arxa arxaya gələn “i" və “a”larla qarşılaşırıq. Oysa bunların arasında kəsinliklə bir “y” biçiyi artırılmalıdır. (Yabancı olan bu degilərin çoxunun dilimizdə Türkcə qarşılığı var olduğundan dolayı, işlədilmələrinə gərək yoxdur):

 

аid (âyid), auksioner (aķsiyoner), biоqrаf  (biyoqraf), dair (dâyir), dialekt (diyalekt), dialoq, (diyaloq), diaspor (diyaspor), fiasko (fiyasķo), funksioner (funķsiyoner), institusional (institusiyonal), İordaniya (İyordaniya), kаinаt (kâyinat), konfedensial (ķonfedensiyal), konvension (ķonvensiyon), material (materiyal), media (mediya), nail (nâyil), potensial (potensiyal), prioritet (piriyoritet), prоfеssiоnаl (pırofesiyonal), radiasiya (radiyasiya), region (regiyon), social (sosiyal), tualet (tuvalet), variant (variyant), vəsait (vəsayit), zəif (zəyif), Xətai (Xətâyi)

 

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

 

Yanlışlıqla qoşalanan biçiklər: Azərbaycan Buduncunda tablanan yazımda, Rus qaynaqlı degilərdəki qoşa biçiklər Türk dilimizin yazımını pozmaq bahasına olsa da, tayınca qorunur. Oysa Türkcə yazımında bunlar kəsinliklə tək bir biçik olaraq göstərilməlidirlər, uçra tək səslə söylənirlər. (Yabancı olan bu degilərin çoxunun dilimizdə Türkcə qarşılığı var olduğundan dolayı onların işlədilməsinə gərək yoxdur):

 

akkord (aķord), assambleya (asambleya), assosiasiya (asosiyasiya), attaşe (ataşe), brüssel (Bürüsel), dollar (dolar), effektiv (efektiv), intellektual (inteleķtual), klassik (ķılasik), kollektiv (ķolektiv), komissar (ķomisar), komissiya (ķomisiya), korrupsiya (ķorupsiya), lobbi (lobi), missiya (misiya), professor (pırofesor), prosse (pırose), qrammatik (qıramatik), rejissor (rejisor), repressiya (represiya), sessiya (sesiya), ssenari (senari), terror (teror)

 

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

 

Tirə’nin (-) yanlış qullanımı: Azərbaycan Buduncunda tablanan yazımda tirə imi (defis işarəti) çox geniş bir şəkildə və çox vaxt da gərəksiz yerə qullanılmaqdadır:

1- Tirə’ni ad tamlamarında (izafi tərkiblərdə) yanlış qullanmaq: Azərbaycan Buduncu yazımında “i" səsi verən Farsca söz birləşmələrindəki kəsrə, ilk degiyə yapışdırılıb və ondan sonra bir “-“ imi artırılaraq iki degi birbirinə bitişik yazılır. (tərzi-hərəkət) Bu, məntiq baxımından yanlış olmaqla birlikdə, uzun bir tərkibin törədilməsinə nədədn olur. Bu sorun özəlliklə söz birləşməsinin ikidən artıq degidən oluşduğu vaxtlar, örnəyin (məsələn) “pənbeyi-daği-cunun”, “tarixi-ali-osman” söz birləşmələrində olduğu kimi, özünü daha görksüz və qabarıq biçimdə göstərir. Bu yöntəm yanlışdır və ad tamlamalarındakı degilər birbirinə bitişik yazılmalıdırlar, ayrıca tirə (-) ilk degi və ondan sonra gələn “-i" arasına artırılmalıdır.

bərgi-gül (bərg-i gül), həddi-buluğ (hədd-i buluğ), nəzmi-nazik (nəzm-i nâzik), nöqteyi-nəzər (nöqte-yi nəzər), pənbeyi-daği-cunun (pənbe-yi dâğ-i cunun), qeyri-adi (qeyr-i âdi), qeyri-bərabər (qeyr-i bərâbər), qeyri-fars (qeyr-i Fars), sui-istifadə (su-i istifâdə), tarixi-ali-osman (Târix-i âl-i Osman), tərcümeyi-hal (tərcümə-yi hal), tərzi-hə rəkət (tərz-i hərəkət)

                                                                                                    

2- Tirə’ni birləşik degilərdə qullanmaq: Azərbaycan Buduncu yazımında, bir çox yerdə işlədilməsinə gərək olmayan durumlarda tirə imi qullanılır:

 

ola-ola (ola ola), düsüb-düsməyəcəyi (düşüb düşməyəcəyi), edilib-edilməməsi (edilib edilməməsi), bir-biri ilə (birbiri ilə),

 

3- Qıssaldılmış adlarda gərəksiz tirə imi: Azərbaycan Buduncu yazımında, bir sıra sözlərin qıssaldılmış biçimində, sözün düşən orta bölümü yerinə tirə imi qoyulur. Örnəyin “doķtor”un qıssaldılmış biçimi olan “dr” yerinə, “d-r” yazılır. Bu yöntəm gərəksiz və uyqunsuzdur.

 

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

 

Özəl adları böyük biçiklərlə başlamamaq: Azərbaycanda tablanan yazımda, özəl adlar çox vaxt kiçik biçiklərlə başladılır. Oysa bütün özəl adların böyük biçiklərlə başlaması gərəkir:

 

azərbaycan (Azərbaycan), ərəb (Ərəb), fars (Fars), ingilis (İngilis), islаm (İslam), rus (Rus), türk (Türk), türkiyə (Türkiyə)

 

Târixi şəxsiyətlərin adlarındakı aşal (rütbə), taxma ad (ləqəb) və bənzərləri: Azərbaycan Buduncu yazımında, târixi şəxsiyətlərin adlarında gələn “Mirzə”, “Şah”, “Ağa”, “Xan”, “Xanım” və bənzəri aşal, taxma ad və ..... ikinci sırada gəlincə, kiçik biçiklərlə yazılır. Oysa bunlar o şəxsiyətlərin adlarının bir bölümüdür və böyük biçiklərlə yazılmaları gərəkir:

 

Abbas mirzə (Abbas Mirzə), Nadir şah (Nâdir Şah), Abbasqulu ağa (Abbasqulu Ağa), Fətəli xan (Fətəli Xan), Heyran xanım (Heyran Xanım)

 

Târixi şəxsiyətlərinin adlarını Farsca yazma alışqanlığı: Azərbaycan Buduncu görkül dilində, bir sıra târixi şəxsiyətlərin adları Fars biçimi təməl alınaraq və yanlış yazılır. Örnəyin “Bâbək” adı uzun â ilə söylənib qıssa a ilə yazılır. Oysa Farsca kökənli Bâbək adının doğru yazılışı, söyləndiyi kimi uzun â ilə olmalıdır (Bu adın Türkcəsi Baybək’dir). Habelə Türk xaqan, ərklət və soysopların (sülalərin) çoxunun adı da Farsca biçimi ilə yazılır. Örnəyin “Səlcuqi” (Səlcuqlu yerinə), “Qəznəvi” (Qəznəli yerinə), “Səboktəkin” (Sübək Tigin yerinə)

 

Babək (Bâbək, Baybək), Еlхаni (Elxanlı), Səboktəkin (Sübək Tigin), Səlcuqi (Səlcuqlu), Qəznəvi (Qəznəli), Yusif (Yusuf), Yunis (Yunus)

 

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

 

Yanlış yazılan coğrâfi adlar: Azərbaycanda işlədilən yazımda Rus dilindəki biçimlərə bağlı qalmaq nədəni ilə, çoxu zaman coğrâfi adların yanlış yazıldığını görürük. Adların yanlış yazılışı, Türk kökənli və ya Azərbaycan coğrâfi adlarında da görülür:

 

Bolqarıstan (Bulqarıstan), Musеl (Musul), Qəzza (Qəzzə), Urmiyа (Urmu), Yerevan (İrəvan)

 

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

 

Qıssaldılmış adlardan sonra ara verməmək: Azərbaycanda tablanmış yazımda qıssaldılmış adlardan sonra gələn dura (nüqtə) və ondan sonrakı degi arasında ara (fâsilə) verilmir. Bu yanlışdır və qıssaldılmış kəliməni göstərən biçikdən sonra gələn dura ilə ondan sonrakı degi arasında bir ara verilməlidir:

 

A.Əmrahoğlu (A. Əmrahoğlu), Ə.Sеyidоv (Ə. Sеyidоv), H.Əhmədоv (H. Əhmədоv), N.Mоllаyеv (N. Mоllаyеv)

 

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

 

 Qq”ləri “Ğğ” yazıb söyləmək: Azərbaycan görkül dilində Fars səsbilimi (fonetiyi) etgisi ilə, Q’lərin bir çoxu yanlış olaraq Ğ şəklində söylənir və yazılır:

 

Kаşğаri (Ķaşqarlı), sayğı (sayqı), sorğu (sorqu), uyğun (uyqun), Uyğur (Uyqur), vurğu (vurqu)

 

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

 

 “Kk”ləri “Hh” vəya “Yy”, “Qq”ləri “Xx” olaraq söyləmək: Azərbaycan görkül və özəlliklə sözəl dilində kəlimə sonundakı “K”lərin çoxu “H” vəya “Y” olaraq söylənir. Örnəyin “etmək” yerinə “etməy”, “yüksək” yerinə “yüksəh”, “bilmərik” yerinə “bilmərih”, “gəldikdən” yerinə “gəldihdən”, “eyləməliyik” yerinə “eyləməliyih”, “maraq” yerinə “marax”. Bu isə görkül dili yerəl ağızlar düzeyinə çəkərək, onu son dərəcə görksüzləşdirir (çirkinləşdirir).

 

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

 

Biləşik eyləmləri (mürəkkəb fe’lləri) aralı yazmaq: Azərbaycan yazımında “-bilmək” yardımcı eyləm-əki ilə oluşdurulan biləşik eyləmlər aralı yazılır. Bu yanlışdır, uçra aralı yazılan “bilmək” eyləmi (bilgili olmaq) anlamındadır. Oysa biləşik eyləmlərdəki “-bilmək” eyləmi, ək görəvini üstlənmiş və bacarmaq anlamındadır. Belənçi eyləm-əklər, Türkiyə Türkcəsində olduğu kimi fe’lə yapışıq yazılmalıdır:

 

ola biler (olabilər), verə bilmir (verəbilmir)

 

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

 

Avrupa qaynaqlı sözlərin sonuna gətirilən gərəksiz “a” lar: Azərbaycan görkül dilində Rus dili etgisi sonucunda çox sayıda Avrupa qaynaqlı degilərin sonuna a” azı “ya” gətirilir. Bu, Güney dili üçün tanış olmayan durum və gərəksiz yükdür.

 

akademiya (aķademi), forma (form), formula (formul), norma (norm), partiya (parti),

 

==========================================

Dilbilgisi Sorunları

==========================================

 

Azərbaycan görkül dili, dilbilgisi (qıramer) baxımından da Farscanın ağır etgisi altındadır. Bu ağır etgi, Azərbaycancanın Türk dilbilgisinə tərs olan bir çox Farsca nəhv ilkə (qayda) və qurallarını mənimsəməsinə gətirib çıxartmışdır. Bu sayrılıqlı olqu özünü Farsca “ki”, “bə” kimi ilgəçlərin geniş biçimdə işlədilməsi, Türkcə “mi”nin işlədilməməsi, səs uyumuna uymamaq, ... kimi durumlarda ortaya çıxır. (Bunların böyük bir bölümü -dilin yozlaşması, xalqın Farslaşması bəlirtisi olaraq- Güneydə danışılan ləhcələrdə də görülür):

 

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

 

Farsca “ki” ilgəçini (ədatını) işlətmək: Azərbaycan Buduncunun yazılı və sözəl dilində Farscanın ağır etgisindən dolayı, Farsca “ke” ilgəçi olağanüstü geniş bir ölçüdə qullanılır. Bu isə bütünüylə dilimizin Türk kimliyini pozur və görkül baxımdan ona ilkəl və görksüz bir görüntü verir. Türkcədə Farsca “ke” ilgəçi çox seyrək olan gərəkli durumlar dışında qullanılmamalıdır.

 

Örnəyin: “Gəldim ki sizi görəm” (doğrusu: Sizi görməyə gəldim”), “Nâzir təkzib etdi ki hâdisədən xəbəri yoxdu”  (doğrusu: Baxan olaydan xəbəri olmadığını yalanladı), ....

 

Ayrıca Azərbaycancada sıxlıqla “ke” ilgəçindən yararlanaraq yapılmış bir sıra kipləşmiş (qalıblaşmış) cümlələr işlədilir. Örnəyin “qeyd etmək lazimdir ki”, “xatırladaq ki”, ... Gərəksiz və anlamsız olan bu qalıblaşmış cümlələri qullanmanın, mətləbi uzatmaq və görksüzləşdirməkdən başqa idi bir yararı yoxdur:

 

Qеyd еtmək lаzımdır ki, Bunu dа xatırladaq ki, Qeyd edək ki

 

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

 

Farsca “be” (bə) ilgəçini yayqın olaraq işlətmək: Azərbaycan Buduncunun görkül dilində Farscanın ağır etgisindən dolayı Farsca “be” (bə) ilgəçi genişcə işlədilir:

 

cürbəcür (türlü, çeşitli), günbəgün (gündən günə), ilbəil (ildən ilə), növbənöv (türlü, çeşitli), tekbetek (təkətək)

 

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

 

Farsca “ta” ilgəçini işlətmək: Farscanın ağır etgisi altında çabalayan Azərbaycancada, arasıra Farsca “ta” ilgəçi işlədilir. Örnəyin "tа ХХ əsrin əvvəlinə qədər". Bu cümlənin Türkcəsi belə olmalıdır “XX inci yüzilin başlanqıcına dək

 

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

 

Türkcə degileri yanlış yapılarda işlətmək: Azərbaycan Buduncunda bir sıra Türkcə degilər, yanlış anlam azı yapıda işlədilir. Örnəyin “sayı” yerinə yanlışlıqla saymaq eyləminin (fe’linin) əmr kipi olan “say’, “bildiri” yerinə yanlışlıqla eyləm adı olan “bildiriş”, “azıq” yerinə yanlışlıqla Farsca biçimi olan “azuqə”, “çatışmazlıq” yerinə yanlış yapılı olan “çatışmamazlıq”, “anma” yerinə ginələnməyən (təkrarlanmayan) durumları bildirən -im əki ilə yapılmış “anım” işlədilir.

 

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

 

Səs Uyumu Yasasını Pozmaq: Səs uyumu yasası, Türkcənin ən təməl yapı daşlarından biridir. Bu yasa ilə dilimizə girən hər yabancı sözcük, Türkcələşib bizimkiləşir. Ancaq Azərbaycan Buduncunun yazımında və dilində özəlliklə bir sıra Ərəb və Fars kökənli degilərin yazılış və söylənişində, dilimizin səs uyumu yasa və quralları heçə sayılır və gobudca pozulur. Səs uyumu yasası süzərisindən geçməyən bu degilər, gerçəkdə dilimizi elik edir və Türkcəni o yabancı dillərin boyunduruğu altına soxur:

 

büllur (bulur), büruz (buruz), çünki (çünkü), divar (duvar), dosye (dosya), hаzırki (hazırkı), hökumət (hökümət), hücum (hucum), hüquq (huquq), güruh (quruh), lаzımi (lâzimi), lüzum (luzum), mövcud (movcud), mövhumаt (movhumat), mövzu (movzu), müasir (muasir), müayinə (muayinə), nöqsan (noqsan), nücum (nucum), nüfuz (nufuz), nümayəndə (numahəndə), nümunə (nümünə), qürur (qurur), qüsur (qusur), rüsum (rusum), sübut (subut), sükut (sukut), şüur (şuur), ümum (umum), ünvan (unvan), üsul (usul), üsyan (usyan), xüsusi (xususi), хüsusiyyət (xususiyyət)

 

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

 

Mi” soru ilgəçini işlətməmək: Azərbaycan Cumhuriyətinin görkül dilində, Fars dilinin ağır etgisi sonucunda, soru ilgəçi olan “mi” gənəlliklə işlədilmir, işlədildiyində də yanlışca işlədilir:

 

1- “Mi”nin işlədilməmə örnəkləri: “Mi”, haqqında soru sorulan nəsnədən sonra gəlməlidir: "Sən də?” (doğrusu “Sən də mi?”), “Olacaq?” (doğrusu “Olacaq mı?”), “Hamını çağırdız?” (doğrusu “Hamını çağırdınız mı?,  Hamını mı çağırdınız?”).

 

2- “Mi”ni yanlış işlətmə örnəkləri:Bilərikmi?” (doğrusu “bilərmiyik?”). “Mi” eyləmlərdə məsdərin ilk çəkimindən sonra gəlməlidir (“bilər”dən sonra, “bilərik”dən sonra deyil).

 

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

 

 “-sa” əkinin yanlış işlədilməsi: Azərbaycan Buduncunun (Cumhuriyətinin) dilində “-sa” əki bir sıra hallarda (Ruscanın etgisi və Türkcə dilbilgisinə yetərincə tanış olmamaq sonucunda) yanlış qullanılmaqdadır, “hansısa” kimi tərkiblər isə doğrudan Ruscadan alıntı-çeviridir:

 

"gedirəmsə" (doğrusu “gedirsəm”dir); “içmirsənsə "(doğrusu “içmirsən”dir. “İçmirsən” özü şərtidir və ikinci kəz “sa” qoşul (şərt) əkini alabilməz. Bu yanlış kip, Güney ağızlarında da yayqındır). “anlayırıqsa” (doğrusu “anlayırsaq”dır).

 

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

 

Çoxulu təkil yerinə işlətmək: Azərbaycan Buduncunun görkül dilində çox sayıda Ərəb kökənli çoxul kəlimə, yanlış olaraq təkil (müfrəd) anlamında işlədilir və bu üzdən də ikinci kəz çoxullaşdırılır:

 

hüquqları (haqları), tələbаtlar (tələblər), ləvazimatlar (ləvazim), mənafеlər (mənfəətlər), melumatlar (mə’lumat), luğatlar (lüğətlər), tədqiqatlar (tədqiqlər), təşkilatlar (təşkilat)

 

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

 

Yenicə törədilmiş uyqunsuz degi və tərkiblər: Azərbaycan Buduncu görkül dilində, çox sayıda uyqunsuz, yanlış anlamda işlədilən, fəsahət və bəlaqət açılarından olduqca yoxsun, görklülük baxımından sorunlu olan degi vardır. Bunlar Azərbaycan Buduncunda törədilən yenidegilərin böyük bir bölümünü qapsayır:

 

Örnəyin “qılavuz” yerinə Farsca-Türkcə qarışımı “bələdçi”, “çarpı” yerinə gülünc görünən “vurulsun” (“üç çarpı iki” yerinə “üç vurulsun iki”), “sözlük” yerinə yanlışlıqla işlədilən “lüğət” (“lüğət” söz anlamındadır, sözlük deyil), “əksi” yerinə işlədilən “çıx” (“beş əksi iki” yerinə “beş çıx iki”), “artı” yerinə fəsahət və bəlağətdən olduqca uzaq olan “üstəgəl” (“dörd artı beş” yerinə “dörd üstəgəl beş”) “yüzdə” yerinə “faiz”, “yırçı” və “yırar” yerinə “müqənni” və “xanəndə”, “uydu” yerinə “peyk”, “aday” yerinə Farscada adaqlı anlamında işlədilən “namzəd”, “başkənd” yerinə “paytaxt”, “göstəri” yerinə “nümayiş”, “öyrənci” yerinə Farscada mollaxana məktəblərində oxuyan anlamında olan “tələbə”, “oxul” yerinə mollaxana anlamında olan “məktəb” bu kimi uyqunsuz olan degilərdən bir neçəsidir.

 

Aşırı uzun olan törətilər:  Azərbaycancada daha yığcam və qıssa degilər yerinə, gənəldə əlverişsiz olan aşırı uzun degilər işlətməyə meyil vardır:

 

Örnəin “ək” yerinə daha uzun olan “şəkilçi”, “duraq” yerinə “dayanacaq”, “darqınc” yerinə “huzursuzluq”, “adıl” (zəmir) yerinə “əvəzlik”, “qızılay” yerinə “qırmızı aypara”, “tarım” yerinə “kənd təsərrüfatı”, “ayrım” yerinə “ayrı seçkilik”,...

 

Yanlış yeni törəti (neolojism) yapımı: Azərbaycan görkül dilində bir sıra yanlış degi törədilmişdir:

 

 Uluslararası” anlamında və “Beynəlxalq” biçimində bir degi törədilmişdir. Bu törətinin doğrusu “Beynəlxalqlar” (Beynəlmiləl kimi) olmalı idi.

 

 “Mümkünsüz” biçimində və “olanaqsız” anlamında bir degi törədilibidir. Bu yapı yanlışdır və doğru degi “İmkansız” olmalı idi.

 

beynəlxalq (uluslararası), mümkünsüz (olanaqsız)

 

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

 

 “Adına” kəliməsi artırılaraq yapılan qurumların uyqunsuz adları: Azərbaycan Buduncunda qurumları ünlü bir şəxsiyət adı ilə adlandıranda, “Adına” degisi ayrıca o qurumun adına artırılır. Bu uyqulama, gərəksiz olmaqla birlikdə, adın uzunlaşmasına nədən olur. Örnəyin “Nəsimi Dilçilik İnstitutu” yerinə “Nəsimi Adına Dilçilik İnstitutu” deyilir. Oysa “Nəsimi Dilçilik İnstitutu”ndan hamı qolyaca buranın Nəsim’in deyil, Nəsimi adına adlandırılmış bir qurum olduğunu başadüşür və “Adına”degisinin ayrıca artırılmasına gərək qalmır, “Atatürk Dil və Tarix Qurumu” adında olduğu kimi.


Nəsimi adına Dilçilik İnstitutu (Nəsimi Dilçilik İnstitutu), M.Maqomayev adına Azərbaycan Dövlət Filarmoniyası (M. Maqomayev Azərbaycan Dövlət Filarmoniyası), Heydər Əliyev adına Bakı Beynəlxalq Aeroportu (Heydər Əliyev Bakı Uluslararası Havaalanı), M.Mirqasımov adına Respublika Klinik Xəstəxanası (M. Mirqasımov Respublika Kilinik Sayrıevi)

 

=========================================

Sözdağarcığı Sorunları

=========================================

 

Azərbaycanca dilində bir yandan Türkcənin quralları əsasında yenidegilər (neolojismlər) törətmə sürəci durdurulmuş, bir yandan da dilimizdə var olan çox sayıda Türkcə degi, özbaşınalıqla bayrı damqası yiyərək yazılı və danışıq dillərindən dışlanmışdır. Beləcə bu iki yöntəmlə yoxsullaşan dilimiz, yabancı Fars, Ərəb və Rus dilləri qabağında savunmasız bıraxılaraq onlardan gələn degilərin axınına (hucumuna) uğratılmışdır. Bunun sonucunda isə bugün Azərbaycan Buduncunun yazılı və tuğralı dili - xalqın varsıl və köklü dilinin tərsinə - bütün çınbilim, jurnalism, görksöz, bilim, uzluq, .... alanlarında tıxabasa və ölçüsüz bir biçimdə Farsca, Ərəbcə və Rusca sözcüklərlə doldudur. Bu dilin Güney’ə özgün Türkcə degilər, özəlliklə yenicə törədilmiş kəlimələr açısından, verəbiləcəyi, qazandırabiləcəyi bir şey yoxdur:

 

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

 

Farsca ilgəçləri qullanmaq: Azərbaycandada Türkcə yerinə, Farsca ilgəçlərin işlədilməsi, bu dilin dərindən soysuzlaşma və pozulmağa üz tutduğunun ən önəmli qanıtıdır. Bu dildə yaxlaşıq bütün ilgəçlər, Farsca kökənlidir. Bunların yerinə Türkcə var olanlar qullanılmadığı kimi, yenilərinin törədilməsinə də önəm verilməmişdir.

 

bahəm (birgə, birlikdə), bundan əlavə (artı, ək olaraq), çünki (uçra), halbuki (oysa), həmçinin (bir də, habelə), hərgah (qalı), istiqamətdə (doğrultuda), munasibətilə (dolayısıyla), nəinki (deyil), xeyli (çox), yaxud (azı)

 

 ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

 

Türkcə degilərin yerinə gərəksizcə Rusca sözcüklər işlətmək: Azərbaycancada dilimizdə qarşılıqları olduğu halda, gərəksiz yerə çox sayıda Rus-Avrupa qaynaqlı degilər işlədilir, bu isə dilimizi yoxsullaşdırır:

 

aksiya (eyləm), aktual (güncəl), alpinist (dağçı), aparat (ayqıt), aptek (əmçi), astronomiya (göybilimi), avanqard (öncü), destruktiv (yıxıcı), diametr (çap), diaqnoz (tanı), direktor (yönətmən), diskont (indirim), diviziya (tümən), ekstremizm (aşırılıq), ekvivalent (eşdəyər), elastik (əsnək), etnologiya (budunbilim), fauna (doğay, direy), fonetika (səsbilim), form (biçim), harmoniya (uyum), histologiya (toxubilim), improvizasiya (doğaç), instinkt (içgüdü), investisiya (yatırım), jurnal (dərgi), komissiya (qurum), konservativ (tutucu), konstitusiya (anayasa), krılo (çamırlıq), krossvord (bulmaca), kurort (qaplıca), marşrut (dolmuş), material (gərəç), memuar (anıt), modern (yenicil), monopoliya (təkəl), narkotik (uyuşdurucu), nevrologiya (sinirbilim), okeanoqrafiya (dənizbilim), orbit (yörüngə), original (özgün), pansion (yatılı), paralel (qoşut), paştet (əzmə), piroq (börək), planet (gəzəgən), plomb (dolqu), plüralizm (çoxulçuluq), pоеmа (qoşaq), pоеziyа (qoşuq), prinsip (ilkə), problem (sorun), profilaktik (önləyici), prokuror (savcı), qalstuk (boyunbağı), qrammatika (dilbilgisi), radiasiya (ışınım), radius (yarıçap), reaksiya (təpki), respublika (budunc), resenziya (ələşdiri), seysmologiya (tərpəm bilimi), sinonim (eşanlamlı), sistem (düzgə), situasiya (durum), stajer (yetişmən), struktur (yapı), treninq (eyitim), velosiped (yelatı), xroniki (sürəgən),

 

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

 

Gərəksiz yerə işlədilən Farsca və Ərəbcə sözcüklər: Azərbaycan Buduncunun görkül və yazılı dilində Türkcəmizdə - həm görkül bətiklərimizdə və həm budun dilində - var olan yüzlərcə, minlərcə deginin yerinə Farsca və Ərəbcə sözcükləri işlətmək gənəl bir qural və köklənmiş bir dəb-özənti halına gəlmişdir:

 

abidə (anıt), alim (bilgin), aşkar (aydın), ахırıncı (sonuncu), ахırlаrındа (sonlarında), bərаbər (birgə, birlikdə), bəyanat (deməc), cavab (yanıt), dаvаmiyyət (sürəklilik), daxili (), digər (başqa, ötəki), düşmən (yağı), еlm (bilim), əhаtəli (qapsamlı), əhəmiyyət (önəm), əhəmiyyətli (önəmli), əleyh (qarşı), əmin (arxayın), ənənə (gələnək), ətraf (çevrə), faiz (yüzdə), fikr (düşüncə), günah (suç), güzəran (geçim), hаdisə (olay), həyat (yaşam), hiss (duyu), hissə (pay, bölük), hörmət (sayqı), inkаrеdilməz (danılmaz), inkişaf (gəlişim), istintaq (soruşdurma), kаmаn (yay), kəmər (qayış), kənar (qıraq), kifаyət (yetər, yetərli), matəm (yas), məhz (yalnız, iştə), məktəb (oxul), məna (anlam), mənbə (qaynaq), məqsəd (amac, erək), mərasim (törən), mərtəbə (qat), məsələ (sorun), məşhur (ünlü, adlım), mətbuat (basın), mətləb (qonu), məxfi (gizli), mis (paxır), möhtəşəm (görkəmli), mövqe (qonum), müasir (çağdaş), müdrik (bilgə), müəllim (öyrətmən), münaqişə (çəkişmə), mübadilə (deyiş-toqquş), müdərris (oxutman), müddət (sürə), müəssisə (qurum), müharibə (savaş), mühаsirə (quşatma), mühit (çevrə), müqabilində (qarşılığında), müraciət (başvuru), müşahidəçi (gözləmçi), mütəfəkkir (düşünür), mü­tə­rəqqi (ilərici), mütəхəssis (uzman), müvаfiq (uyqun), müvəffəqiyyət (başarı), müvəqqəti (geçici), namizəd (aday), nazirlik (baxanlıq), nəhəng (qocaman), nəsihət (öyüd), nəticə (sonuc), nizə (süngü), nümayiş (göstəri), pаdşаh (xaqan), pаytахt (başkənd), prоsеs (sürəc), pul (aqça), qanunsuz (yasadışı), qədər (dək, dənli), qələbə (utqu), qiymətli (dəyərli), qüvvə (güc), sabiq (geçmiş), sahə (alan), saziş (anlaşma), səhiyyə (sağlıq), səhv (yanılqı), sənəd (bəlgə), səy (çaba), səyyah (gəzgin), sitаyiş (övgü), sual (soru), sülh  (barış), şərik (ortaq), şərq (doğu), şərt (qoşul), təbiət (doğa), tədqiqаt (incələmə), təfərrüаt (ayrıntı), təhlükəsizlik (güvənlik), təkаmül (evrim), tələbə (öyrənci), tərcümə (çeviri), təsir (etki), təşəbbüs (girişim), təхminən (yaxlaşıq), töhfə (sovqat), üzv (üyə), vəziyyət (durum), хаrici (dış), xatirə (anı), xərçəng (yengeç), хətа (yanlış), xizək (qayaq), xoşbəxt (mutlu), хudbin (məncil), yаddаş (bəllək), zəlzələ (tərpəm), zəruri (gərəkli),

 

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

 

Türkcəsi var olan eyləmliklər (məsdər) yerinə Farsca eyləmlər: Türkcə özəlliklə sayıları yüzminləri aşmış eyləmləri ilə ünlü bir dildir. Ancaq Azərbaycancada, dilimizdə var olan Türkcə eyləmliklər dışlanaraq, onların yerinə Fars və Ərəb sözcüklərdən oluşmuş birləşik məsdərlər işlədilir:

 

- Gərəksiz olan biləşik eyləmlər (mürəkkəb fe’llər): Azərbaycancada, Türkcədə var olan çoxu yalın (sadə) eyləmliklər yerinə, Farsca və Ərəbcə sözcüklərdən oluşmuş bir sıra biləşik qarma fe’llər işlədilir. Bunların çoxu doğrudan Fars dilindən alıntı-çeviridir:

 

bəxş etmək (bağışlamaq), dахil оlmaq (girmək), əhatə etmək (qapsamaq), əks оlunmaq (yansımaq), əksini tаpmaq (yanqılanmaq), fəаliyyət göstərmək (çalışmaq), fəxr etmək (qıvanmaq), hеsаb еtmək (saymaq), həll etmək (çözmək), həsr etmək (adamaq), həyata keçirmək (gerçəkləşdirmək), ilhamlanmaq (əsinlənmək), imtina etmək (boyun qaçırmaq), istehsal etmək (ürətmək), iştirak etmək (qatılmaq), ithaf etmək (armağan etmək), izah etmək (açıqlamaq), mühаcirət еtmək (köçmək), müəyyən etmək (bəlirləmək), nəşr еtmək (yayınlamaq), sübut etmək (qanıtlamaq), təsis еtmək (qurmaq), tədqiq еtmək (incələmək), təngnəfəs olmaq (bunalmaq), təqdim etmək (sunmaq), təşkil etmək (oluşdurmaq), tətbiq etmək (uyqulamaq), vаqе оlmaq (bulunmaq), xəbərdarlıq etmək (uyarmaq), zənn etmək (sanmaq), ……

 

- Türkcə əkli Farsca Ərəbcə fe’llər: Bir sıra durumlarda var olan Türkcə eyləmlikləri işlətmək yerinə, Ərəbcə və Farsca köklərə Türkcə əklər artırılaraq gərəksiz yeni məsdərlər törədilmişdir:

 

aşkarlanmaq (aydınlanmaq), bəhrələnmək (yararlanmaq), əlaqələndirmək (ilgiləndirmək), əzizləmək (ağırlamaq), fоr­mа­lаşmaq (biçimlənmək), kifayətlənmək (yetinmək), mənzillənmək (qonuşlanmaq), məskunlаşmaq (yerləşmək), müqəddəsləşmək (qutsallaşmaq), nəticələnmək (sonuclanmaq), qidаlаnmaq (bəslənmək), qiymətləndirmək (dəyərləndirmək), rastlaşmaq (qarşılaşmaq), rеаllаşmаq (gerçəkləşmək), sadalamaq (səsləndirmək), təqsirlənmək (suçlanmaq), xahiş etmək (ötünmək), xatırlamaq (anmaq), ……

 

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

 

Yerləşmiş Farsca sözlər: Azərbaycancada Türkcə olaraq görülən bir sıra yerləşmiş Farsca sözlər vardır. Farsca kökənli olan “Çirkin”, “Dəstək- Dəstəkləmək” və “Zəngin” kəlimələri bunlardan bir neçəsidir. Bunların yerinə Türkcə olan sırasıyla “Görksüz” (Görklü = gözəl), “Umuqlamaq” (Umuq = dəstək) və “Varsıl” (Yoxsul kimi) sözcükləri işlədiləbilər.

 

Çirkin (görksüz), dəstəkləmək (umuqlamaq), zəngin (varsıl)

 

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

 

Türkcə əkli Farsca-Ərəbcə qarma törəti sözlər: Azərbaycancada daha qıssa və daha görklü olan doğma Türkcə degiləri işlətmək yerinə, Türkcə əklərin yardımı ilə Farsca və Ərəbcə köklərdən yeni sözcük yapımı və işlədilməsinə üstünlük verilir.

 

1- “-lik” əki ilə:

 

həmrəylik (dayanışma), müxtəliflik (çeşitlilik), mövcudluq (varlıq), rəhbərlik (başxanlıq), səfirlik (elçilik),

 

2- “-çi” əki ilə:

 

bələdçi (qılavuz), mühafizəçi (qoruma), müşahidəçi (gözləmçi), təqaüdçü (əməkli), tərcüməçi (çevirmən)

 

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

 

Farsca kəlimə-əkləri qullanmaq: Azərbaycan Buduncunda “yenidegilər” (neolojismlər) törədərkən, baş vurulan yöntəmlərin biri də, Türkcə ək və degilər yerinə çox geniş ölçüdə hətta ölçüsüz bir biçimdə Farsca sözcük və əklərdən yararlanmaqdır. Bu isə bütünüylə dilimizin gəlişim, sağlamlıq və bütünlüyünə tərs olan bir tutumdur.

 

Farsca önəklər:

 

“Na-“ və “Bi-“ önəkləri: Bu Farsca önəklərinin Türkcədəki qarşılığı “-siz” sonəkidir. Ancaq bir çox durumda bu sonəklə yeni degi yapmağa gərək yoxdur, uçra Türkcəmizdə ilgili sözü qarşılayacaq özgün kök degilər vardır:

 

biabır (abırsız), bitərəf (çəkinsər), nadinc (darqınc), nahaq (haqsız), naməlum (bəlirsiz), narahat (rahatsız), natəmiz (kifir, pis, kirli)

 

 “Həm-“:

həmfikir (dayanışıq), həmkar (əməkdaş), həmkəndli (kənddəş), həmrəylik (dayanışma),

 

Başqa Farsca önəklər: Azərbaycan Cumhuriyəti dilində, degi yapımında “bəd-“, “kəm-“, “xoş-“ kimi başqa bir sıra Farsca önəklər də işlədilir:

 

bədxassəli,  kəmşirin, xoşagəlməz (dadsız), xoşbəxt (mutlu, qutlu)

 

Farsca sonəklər:

 

“-i" əki: Bunların çoxu doğrudan Fars dilindən alıntıdır:

bənövşəyi (ipgil), çəhrayı (al), dünyəvi (bundalı), gəncəvi (Gəncəli), ilxani (İlxanlı), qəhvəyi (qonur), qəznəvi (Qəznəli), səciyyəvi (özyapı), səcuqi (Səlcuqlu), şaquli (dikey), üfüqi (yatay)

 

 “-xana” (xânə): Farsca olan bu sözcüyün çoxlu tərkiblərdəki Türkcə qarşılığı “-evi”dir.

heyvanxana (ılxıevi), ibadətxana (tapınaq), kitаb­ха­nа (pitikevi), mehmanxana (qonuqevi), mərizхаnа (sayrıevi), meyxana (çaxırevi), quşxana (quşevi, quşluq), rəsədxana (gözləmevi), yeməkxana (yeməkevi, yegievi)

 

 “-şünas” (şenas): Farsca olan bu sözcüyün çoxlu tərkiblərdə Türkcə qarşılığı “-çi” vəya “-bilimci”dir.

dilşünas (dilçi, dilbilimçi), nəbаtаt­şü­nаs (bitkibilimçi), sənətşünаs (uzluqçu, uzluqbilimçi), şərqşünаs (doğubilimçi), təbiətşünаs (doğabilimçi), .....

 

“-kar”: Farsca kar əkindən yararlanaraq törədilmiş bu degilərin bir bölümü, doğrudan Farscadan alınmış, ötəki bölümü isə Azərbaycancaya özəldir və Farscanın özündə bilə işlədilmir:

cinayətkar (câni), fədakarlıq (özveri), günahkar (suçlu), həvəskar (özəngən), inadkar (danqaz), peşəkar (uzman), sənətkar (uzlu), təcavüzkar (saldırqan), təşbbüskar (girişimci), təvazökar (alçaqkönüllü), xəyanətkar (satqın), xilaskar (qurtarıcı), …..

 

 “-dar”: Bu Farsca əkin Türkcədəki qarşılığı “-li”dir.

əlаqədаr (ilgili), məhsuldar (verimli), xəbərdarlıq (uyarı), minnətdar (könülborclu), ….

 

 “-vari” (vâri): Bu Farsca əkin Türkcədəki qarşılığı “-imsi”, “-si”, “-imtil”dir.

Buynuzvari (boynuzumsu), qalxanvari (qalxansı), yüngülvari (yüngül), üzükvari (üzükümsü),….

 

 “-keş”:

tərəfkeş (yanlı), zəhmətkеş (əməkçi), qayğıkeş (qayqılı),…..

 

Başqa Farsca sonəklər: Azərbaycancada yuxarıda sıralananlardan başqa, yeni sözcük yapımında “-xor”, “-deh,” “-gah”, “-pəz”, “-namə”, “-pərvər”, “-pərəst”, “-gər”, “-güzar”,  “-bəxş” kimi çox sayıda Farsca söz, ək olaraq - Türkcə qarşılıqları var ikən - qullanılır:

 

aşpaz (aşçı), atəşpərəstlik (odatapan), cаdugərlik (büyücü), cavabdeh (sorumlu), düzəngah (ova), işgüzar, kargər (işçi), müftəxor (bələşçi), müraciətnamə (diləkçə), nəyşəxor (bağımlı), qənaətbəxş (inandırıcı), qonaqpərvər (qonaqsevər), tərəqqipərvər (ilərici), xaçpərəst (xaçlı)

 

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

 

Türkcə “-cıq” yerinə Farsca “-ça”nı işlətmək: Azərbaycan görkül dilində Farsca “-ça” əkindən geniş ölçüdə yararlanılmışdır. (“-ça” əkinin Türkcə olduğu önə sürülmüşsə də, çoxunluq onun Farsca kökənli olduğuna inanır.) Oysa bu əkin yerinə qolayca “-cıq” əki qullanılabilər

 

kitаbçа (kitabcıq)

 

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

 

Farsca-Ərəbcə-Türkcə hibridlər: Bir sıra durumlarda Türkcəmizdə özgün və görklü qarşılıqları bulunmasının tabası, gərəksiz yerə Azərbaycancada Farsca-Ərəbcə-Türkcə qarışımı degilər törədilmişdir. Örnəyin “dayanışma” anlamında olan “həmrəylik” (Farsca “həm”, Ərəbcə “rəy”, Türkcə “-lik”), “çoxyönlü” anlamında olan “hərtərəfli” (Farsca “hər”, Ərəbcə “tərəf”, Türkcə “-li”), “yurdsevər” anlamında “vətənpərvərlik” (Ərəbcə “vətən”, Farsca “pərvər”, Türkcə “-lik”), “ötə yandan” anlamında olan “digər tərəfdən” (Farsca “digər”, Ərəbcə “tərəf”, Türkcə “-dən”) bu yöntəmlə törədilmişdir.

 

Digərtərəfdən (ötə yandan), həmrəylik (dayanışma), hərtərəfli (çoxyönlü), radioqəbuledici (alıcı), vətən­pər­vər­lik (yurdsevərlik)

 

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

 

Təməl sözcüklər üçün işlədilən Farsca-Rusca degilər: Azərbaycan görkül və tuğralı dilində, təməl sözcüklər Farsca və Rusca eliyi altındadır. Örnəyin Azərbaycanca adlandırılan qarma dildə, Türkcəsi var olan ılxı (heyvan) adlarından (“aslan” yerinə “şer”, “qaflan” yerinə “pələng”, “bars” yerinə “bəbir”, “doğan” yerinə “şahin”), boyalardan (“qonur” yerinə “qəhvəyi”, “ipgil” yerinə “bənövşəyi”, “al” yerinə “çəhrayı”), günlük yaşamda ən çox işlədilən kəlimələrə dək (“evet” yerinə Farsca “bəli”, “Tanrı qorusun” yerinə “xudahafiz”), hamısı Farsca, Farsca-Ərəbcə azı Ruscadır.

 

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

 

Yeddicə (həftə) günləri, ay və burc adları: Bölgə və budunumuz arasında çeşitli və köklü Türk yimləri vardır. Ancaq bağılsız Azərbaycan Buduncunda işlədilən tuğralı yim (təqvim), bunlarla ilgili olmayıb, ķoloniyal və Rus-Xırıstıyan kültürünə ayid bir yimdir. Quzey Azərbaycanda Rus-Xırıstıyan yimini işlətmək və Türk yimlərini qullanmamaq; yenicillik, yüksəklik, evrənsəllik və Pantürkismlə savaşım olaraq sanılır. Azərbaycan Buduncu yimində bütün ayların adları Rusca və yeddicə ilə başqa bir sıra önəmli günlərin adları da Farsca, azı Farsca-Ərəbcədir. Bu yim hər çeşit ulusal kimlik, Türklük izi və Azərbaycanlılıq bəlirtisindən yoxsundur. Azərbaycan Buduncu bu açıdan Güney və İran Türklüyü üçün ülgü və örnək olabilməz və orada işlək olan ķoloniyal Rus-Xırıstıyan yimi İranda xalqa təhmil edilən ķoloniyal Fars-Zərdüşt yimi kimi, Türk budunu və Güney Azərbaycan’ın yimi olmayıb və olmayacaqdır.

 

Aşağıda Türkcə yeddicə günləri, ay, burc və oniki ılxılı Türk yimi ilə Azərbaycan Buduncunda işlədilən bunların Farsca-Ərəbcə-Rusca qarma qarşılıqları verilmişdir:

 

Yeddicə günləri:

Başgün) bazaar ertəsi), Tozgün) çərşənbə axşamı), Odgün) çərşənbə), Ortagün) cümə axşamı), Yeygün) cümə),  Elgün) şənbə), Aragün ) bazar)

 

Ay adları:

Ocaq) yanvar(, Boz) fevral), Yelin) mart), Qıraçan) aprel), Köç) may), Çiçək) iyun), Oraq) iyul), Biçin) avqust), Sıxman) sentiyabr), Əkim) oktiyabr), Ulusoyuq) noyabr), Aralıq) dekabr).

 

Dönəncə adları:

Yay (Bahar, İlkbahar), Yaz, Güz (Payız, Sonbahar), Qış.

 

Burc adları (ayırac içindəkilər Ərəbcə, Farsca və Latınca qarşılıqlardır):

Qoç (ariesحمل، بره، ), Boğa (taurusثور، گاو، ), İkizlər (geminiجوزا، دوپیکر، ), Yengeç (cancerسرطان، خرچنگ، ), Aslan (leoاسد، شیر، ), Başaq (virgioسنبله، خوشه، ), Ülgü (libraمیزان، ترازو، ), Çayan (scorpioعقرب، کژدم، ), Oxçu (saggitariusقوس، کمان، ), Oğlaq (capricorn جدی، بزغاله،), Qova (aquariusدلو، دول، ), Balıq (piscesحوت، ماهی، )  

 

Oniki ılxılı Türk yimi (ayırac içindəkilər Farsca və İngilizcə qarşılıqlardır):

 

Sıçan (ratموش ), Sığır (oxگاونر ), Bars (یوزپلنگ tiger), Dovşan (خرگوش rabbit), Kəltə (مارمولک dragon), İlan (snakeمار ), Yunt (horseاسب ), Qoyun (ramگوسفند ), Piçin (monkeyمیمون ), Toyuq ( مرغ خانگی rooster), İt (dogسگ ), Donuz (pigخوک )

 

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

 

Bayramların adları: Azərbaycan Buduncunda bayram adlarının bir çoxu Farsca azı Ərəbcədir. Bu sorun Güneydə də yaşanmaqdadır. Oysa bayramların adları kəsinliklə Türkcə və Türkcə dilbilgisi qurallarına uyqun olmalıdır. Bayram adlarının Türkcəsi var olmasa bilə, Türkcə qarşılıqlarının törədilməsinə çaba göstərilməlidir:

 

Ərgənəqon Bayramı (Novruz Bayramı), Adaq Bayramı (Qurban Bayramı), Odgünü Sürü (Çərşənbəsuri), Orucluq Bayramı (Fitr Bayramı), Gəzi Günü (Sizdəhbedər), Qırxca (Çillə), Dayanışma Günü (Həmrəylik Günü).....

 

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

 

Milli olmayan soyadları düzgəsi (sistemi): Gənəlliklə hər bir ulusun soyadları düzgəsinin kökü, o ulusun dili, budun bilimi, ötəyi, söyləncələri (mifləri) və əkincində olub; pisiķoloji, ruhiyyat və ona hâkim olan siyasi və dəyərlər düzgəsini yansıtmaqdadır. Türk budunun soyadlar düzgəsi də, bu xalqın öz dil və əkincinə sayqı, sevgi və vurqunluğunun ürünü və qalıtıdır. Bu düzgə Türk dilinin çox geniş olan olanaqlarından yararlanaraq, uzun bir ötəkdə yaranmış və Türk budunun yaşadığı bölgə, gələnək, inanc və ulusal dəblərinə uyqunluq və uyum içində dəyişim və gəlişimə uğramışdır. Ancaq bu varsıl soyadları düzgəsi, Quzey Azərbaycanda geçən son iki yüzildə doğal olmayan yapay nədənlərdən dolayı, tərkcə öz Türk ulusal özəlliyini itirmişdir. Azərbaycan Buduncunda soyadları düzgəsinin Türk özəlliyini itirmə sürəci o dənli genişdir ki dışarıdan baxan yansız bir gözləmci və araşdırmacının, burada yaşayan xalqın soyadlarına baxaraq, onun ulusal və Türk kimliyini anlaması mümükün deyildir.

 

Azərbaycan Buduncunda soyadları düzgəsi kəsinliklə milli özəlliklər və də görklülükdən (estetizmdən) yoxsundur. Bu düzgədə soyadları, gənəldə kök kəliməyə Ruscadan alınmış –ov, -ev azı Farscadan alınmış -zadə artırılaraq əldə edilir. Örnəyin Əliyev, Mərdanov, Əlizadə. İşlədilən kökadların mütləq çoxunluğu da Türkcə yox, bəlkə Ərəbcə, Farsca (hətta Paniranismi çağrışdıran bir sıra adlar örnəyin Daryuş, Pərviz, Zərdüşt, Səyavuş...) və son zamanlarda Ruscadır. Türk kimliyi açısından hər çeşit millilikdən yoxsun və dil ilə görklülük baxımlarından yoxsul olan bu ilkəl düzgə, kəsinliklə Güney Azərbaycandakı soyadları üçün örnək və ülgü alınmamalıdır.

 

Sözlük

 

Abece: Əlifba

Ad tamlaması: İzâfi tərkib

Alan: Sâhə

Arasıra: Bə’zən

Aşal: Rütbə

Axın: Hucum

Ayırac: Parantez

Ayrıq: Fərqli

Azı: Ya da, vəya, yâxud

Bağılsız: Müstəqil

Bağılsızlıq: İstiqlal

Bayrı: Arxayik

Belin: Təhlükə

Bətik: Mətin

Biçik: Hərf

Biçim: Şəkil, form

Bilə: Hətta

Biləşik: Mürəkkəb

Budunbilim: Folķlor

Budunc: Cumhuriyət, Respubliķa

Bügüş: Fəlsəfə

Bundalı: Sekular

Çağdaş: Muâsir

Çınbilimi: Huquq

Çoxul: Cəm

Çoxunluq: Əksəriyyət

Degi: Kəlimə

Denətim: Ķontrol

Denəyim: Təcrübə

Dənli: Qədər

Dilbilgisi: Qıramer, qıramatika

Dirgili: Canlı

Dönəncə: Mevsim

Dura: Nüqtə

Düyüm: Üqdə

Düzgə: Sistem

Əkinc: Kültür

Eldəm: Lâyik

Elik etmək: İstila etmək

Elik: İstila

Ərklət: Dövlət

Eyləm: Fe’l, aksiya

Eyləmlik: Məsdər

Gəniz: Nazal, burundan

Gərəksinim: Ehtiyac

Ginələmək: Təkrar etmək

Görklülük: Estetizm

Görksöz: Ədəbiyat

Görksüz: Çirkin

Görkül: Ədəbi

Gücəm: Zülüm

İdi: Heç

İlkəl: İbtidâyi, bədəvi

Ilxı: Heyvan

İm: İşârət

İrim: Diqqət

İrimləşdirmək: Dəqiqləşdirmək

İtəkləmək: Təhmil etmək

İtəm: Zərər

İzlənc: Pıroqram

Kəsinliklə: Mütləqən

Kəsmə: Apastrof

Kip: Qalıb

Kökləşik: Ķılasik

Ölçüt: Me’yar

Örnəyin: Misal üçün

Ötək: Târix

Oynam: Rol

Oysa: Halbuki

Özgü: Xas, məxsus

Özgün: Əsil

Qalıt: Miras

Qanıt: Subut

Qarma: Hibrid

Qarmaşa: Ķompleķs

Qolay: âsân

Quraşdırım: Teķnoloji

Salıq: Xəbər

Sayrılıq: Xəstəlik

Səsbilimi: Fonetik

Sömürgəçilik: Ķoloniyalism, iste’mar

Söyləncə: Mif, usturə

Soysop: Sülâlə

Tabası: Rəğmən

Tablamaq: Qəbul etmək

Tasarı: Tərh, Pılan

Taxma ad: Ləqəb

Tayın: Eyni

Tayınca: Eynən

Təkil: Müfrəd

Təməl: Əsas

Tərkcə: Sür’ətli

Tikəl: Qismi

Topar: Dəstə, Qurup

Tuğralı: Rəsmi

Ucqaroba: Diyaspora

Uçra: Çünkü

Ülgü: Örnək, model

Ürkən: Həmişə, hər zaman

Uyqarlıq: Mədəniyət

Uyqunluq

Uyum: Harmoni

Üzərində: Haqqında

Uzluq: Sənət

Varsıl: Zəngin

Vurqun: Heyran

Xaqan: Şah

Yalın: Sâdə

Yapmaca: Sün’i

Yarar: Fayda

Yazım: Ortoqrafi

Yeddicə: Həftə

Yekə: Süper, meqa, hayper

Yenicil: Modern

Yenidegi: Neolojism

Yerində: Haqlı

Yetirim: Təbliğ, Pıropaqanda

Yim: Təqvim

Yiyə: Sâhib

Yönətgi: Siyasət

Yoxsul: Fəqir

Yoxsun: Məhrum

ardam dergisi

باشقا دوشونجه لر- پيامهاي ديگران



 


سه‌شنبه ٢٩ امرداد ،۱۳۸٧

Türkiye Xalqı ve İran

 

Türkiye Xalqı ve İran

Cuma günü (15 Ağustos), Fars Rejimi (=İran) Dövlet Başqanı Ehmedinecat'ı n Sultanehmed Cami'inde Cuma namazına qatılması ve Türkiyeliler, sanki Ehmedinecat - neuzubillah – Peygamber Efendimiz'miş kimi ona yaxınlaşmaq istedikleri ve elinden öpmek (!!) için hücum etdikleri ile ilgili görüntüleri TVden seyrederken, bir yol daha, Türkiyeliler' in İran Dövleti ve genelde İran (diye adlandırılan ülke) haqqında bilgisiz olduqlar (daha doğrusu, bilgisiz saxlanmış olduqları) bileme isbat oldu ve buna çox derinden teessüflendim, aynı zamanda da, bu bilgizisliğe neden olan Türkiye medyasına öfkeyle doldum.
Evet, Türkiyeliler Cuma günü Ehmedinecat'ı n elinden öpmek için hucüm edirdiler, çünkü Ehmedinecat'ı n ve onun temsil etdiği rejiminin nece bir Türk ve İslam düşmanı olduğundan HEÇ xeberleri yoxdur.
Onlar, Fars Rejimi'nin (=İran Rejimi'nin) 16 ilden beridir Müslüman Azerbaycan Türkleri yerine, QATİL ve İŞQALCI Mesihi (=Kristiyan) Ermenileri DESTEKLEDİĞİnden xeberleri yoxdur:
Hamımızın bildiği kimi, 1992 ilinde Ermenistan Ordusu, Rus Ordusu'nun yardımıyla Azerbaycan Türk Cumhuriyeti' nin Xocalı şehrine saldıraraq yüzlerce MÜSLÜMAN Türk'ü vehşicesine öldürüb doğram doğram etdiler. Sonra da Qarabağ bölgesini işqalları altına aldılar. Bu işqal da indiye qadar devam etmekdedir.
Ama bu olayların qarşısında İran İslam(!) Cumhuriyeti' nin (=Fars Rejimi'nin) tavrı neymiş?
Din qardaşı MÜSLÜMAN Azerbaycan'a yardım etmek yerine; İslam topraqlarına tecavüz etmiş olan Ermenistan'ın terefini tutmaq, hata onlara destek bile vermek!!!! (İran – Ermenistan ilişkilerinin son 10 iline baxanda bu ilişkilerin hamı alanlarda gün geçdikce gelişdiğini, ve özellikle de son illerde, aralarínda önemli ekonomik anlaşmaların imzalandığını, hatta Farslar'ın Türkiye'ye yüksek fiyata satdıqları gazı, adeta yox bahasına Ermenistan'a satdıqlarını görürük). Öte yandan, Xocalı Soyqırımı ve Qarabağ'ın işqalı ile ilgili xeberler Fars medyasında (Fars TV ve radyo kanallarının hamısı doğrudan doğruya hükümetin konrolü altındadır) boykot edilmiş; Filistin ve Lübnan'la ilgili xeberler her gün yayımlanarken, Xocalı ve Qarabağ haqqında heç mi heç xeber ve bilgi verilmemiş ve verilmemekdedir.
Evet! Türkiyeli bacı qardaşlarımız Fars(=İran) rejimi haqqında büsbütün bilgisiz saxlanmışdırlar:
- Türkiye Xalqı, her bir Türkiyeli'nin evinde bulunan ve en eziz şey olaraq bağırlara basılan ay ulduzlu al bayraqlarının; her il Mayıs ayında, sözde Ermeni Soyqırımı anısına Tahran'da Ermeniler'ce düzenlenen Türkiye ve Azerbaycan qarşıdı gösterilerde ODLANDIRILDIĞ Indan xebersizdirler. Bunu bilseler de (ki kesinlike bilmeyirler) , her halde, o bayrağın yaxılmasına İZİN VERENin, ele bu bağırlarına basdıqları Ehmedinecat, başqa deyişle Fars(=İran) dövleti olduğu, aqıllarına bile gelmez.
- Türkiye Türkleri; Ermenistan, Rusya ve Yunanistan'ın, Fars(=İran) rejiminin bölgedeki en önemli MÜTTEFİQLERİni teşkil etdiklerinden xebersizdirler.
- Bugün, Farslar'ın özlerinin de başlarına bela olmuş olan PKK'nın vextiyle ele bu Farslar terefinden destek gördüğü, hatta eğitildiği haqqında da heç bilgilleri yoxdur.
- Görünüşde, özellikle siyasi alanda, iki qatı düşman kimi görünen Fars(=İran) Rejimi ve İsrail arasında çox geniş KÜLTÜREL İLİŞKİLER bulunduğundan xeberleri yoxdur.
- Fars(=İran) Dövleti'nin Ermenistan'ın bağımsılığını tanıyan ilk dövletlerden olduğunu bilmeyirler.
- QQTC'nin (Quzey Qıbrıs'ın) Farslar terefinden TANINMADIĞIndan xebersizdirler.
...
- Fars(=İran) Dövleti'nin geçen 80 il erzinde uyguladığı kültürel siyasetleri sonucunda bugün, İran'da yaşayan insanların gözünde, Türkiye'nin, müslüman bir ülke değil de dünyanın bir numaralı FESAD ve FEHŞA merkezi olaraq göründüğünden xeberleri yoxdur.
- Fars(=İran) Rejimi'nin din alanındaki politikaları sonucunda, bugün İran'da, Sünni Müslümanlar'a ve özellikle üç xelifeye (Hz. Ebubekir, Hz. Ömer, Hz. Osman) ihanetin (=haqaretin) ve söğüş heddine çatan yaman sözler söylemenin RESMEN yaygın duruma gelmiş olduğunu, xelifeleri yamanlamanın (dövletin savunduğu bazı çevrelerce) SEVABLI BİR İŞ OLARAQ göründüğü haqqında bilgileri yoxdur.
- İran oxullarında oxudulan tarix kitablarınnda; İslam tarixında ve onun dünyaya yayılması qonusunda son derce büyük rolü olan Osmanlı İmparatorluğu' ndan hemen hemen heç bahsedilmediğ ini, bahsedildiği bir neçe sayfada ise Osmanlı'nın, Sefevi Türk Xanındanı döneminde İran'a saldıran VEHŞİler olaraq gösterildiğini, bilmemekdedir.
...
Fars(=İran) Rejimi'nin, İran'da yaşayan Fars olmayan milletleri (başda, sayıları 30 milyon civarında olan Türkler; Erebler, Kürdler, Beluçlar, Türkmen Türkleri ve ...) en tabii haqlarından yoxsun etmiş olduğnu; 80 ilden beridir onlara, özellikle Türkler'e, qarşı asimilasyon siyasetleri uygulayaraq kültürel anlamda onları yox etmeye çalışdığını bilmemekdedir. ..
...
EVET...! Türkiyeli bacı qardaşlarımız bu gerçekleri, ve İran haqqındaki yüzlerce başqa benzer gerçekleri bilmeyirler. Yalancı, qorxaq ve çoxunluğu yabancılar terefinden yönetilen Türkiye medyasının GİZLEDİĞİ GERÇEKLER!
Sizce eğer Türkiye xalqı, bu gerçekleri bilseydi, geçdiğimiz Cuma gününde Sulanehmed'de Ehmedinecat'ı tekbirlerle qarşılayıb uğurlamaq yerine, qoxumuş yumurtalarla qarşılayıb uğurlamaz mıydı?

Mohemmed Ucal Ulutürk
Güney Azerbaycan, Hemedan, BAHAR

ardam dergisi

باشقا دوشونجه لر- پيامهاي ديگران



 


شنبه ۱ تیر ،۱۳۸٧

ایستیراتئژیک آراشدیرما قولو

تورکییه’نین سییاسی تنلیکلری (موادیله لری) آچیسیندان گونئی آزربایجان مساله سی

آمدیت-ین دیش کومیته سی

ایستیراتئژیک آراشدیرما قولو

 

گونئی آزربایجان میللی حرکتی و آزربایجان تورکچولویو آچیسیندان تورکییه’نین اؤنه می چوخ بؤیوکدور.  تورکییه ایسته ر سییاسی، ایسته ر ائکونومیک و ایسته ر عسگری باخیمدان تورک دونیاسینین ان بؤیوک و ان گوجلو اؤلکه سیدیر. اوزون ایللر تورکییه دونیادا تورکلویون تک تمثیلچیسی اولموشدور و بوگون بئله دونیادا بؤیوک اؤلچوده تورک آدی تورکییه ایله ائشیت توتولماقدادیر. باتی تورکلویونون ایکی آنا پارچاسی اولان آزربایجان و تورکییه جوغرافی اولاراق یان یانا اولدوقلاریندان ژئوپولیتیک اولاراق بیر بیرلرینه چوخ اؤنه ملیدیرلر. آزربایجان تورکییه’نین تورک دونیاسینا چیخیش یولو ایکن آنادولو دا آزربایجان’ین آچیق دنیزلره و باتی دونیاسینا آچیلان قاپیسیدیر. آزربایجان و تورکییه میللتلری اوغوز تورکلرینین سویوندان گله ره ک تورک توپلوملارینین ایچینده ان یاخشی بیر بیرینین دیلینی آنلایا بیلمکده دیرلر. بوتون پیروبلئملر و چتینلیکلره رغمن تورکییهده تورک میللییتچیلییی اوزه رینه قورولان بیر دؤولت وار و دیش تورکلره دسته ک قونوسو گئچه ن 100 ایل ایچینده تورکییهده ان چوخ تارتیشیلان قونولاردان اولموشدور. 

بوتون بو گئرچکلری بیر آرادا دیققته آلدیغیمیز زامان تورکییه’نین گونئی آزربایجان میللی حرکتی و آزربایجان تورکچولویو آچیسیندان حیاتی درجه ده اؤنه ملی اولدوغو سونوجونا وارماق چوخ راحاتدیر. بو ندن ایله تورکییه’نی هر یؤنو ایله تانیماق، تورکییه’نین پوتئنسییالاریندان نه شکیلده یارارلانماغی بیلمک و تورکییه جومهورییتینین گئچه ن 80 ایل ایچینده اویقولادیغی دوغرو و یانلیش پولیتیکالاریندان درس آلماق گونئی آزربایجان میللی حرکتینین ان اؤنه ملی مساله لرینین بیری اولمالیدیر.  

بو دوغرولتودا، یورد ایچینده آزربایجان میللی حرکتینین نظریییه و دینامیک پوتئنسییایا صاحیب اولان و اؤنده گله ن تمثیلچیلریندن اولان "آزربایجان میللی دیره نیش تشکیلاتی" بو ضرورتی حیسس ائده ره ک دونیا و بؤلگه گوجلرینین ایچینده "قارداش وطن" تورکییه’یه خوصوصی اؤنه م وئرمکده دیر. بو یازیدا باشلیقدان دا آنلاشیلدیغی کیمی تورکییه’نین سییاسی دنگه لری باخیش آچیسیندان گونئی آزربایجان مساله سینه باخمایا چالیشاراق تورکییهده گونئی آزربایجان’ا اولان باخیشی تشکیلاتین اویه لرینه و آزربایجان آکتواللارینا آیدینلاتمایا چالیشاجاغیق. بو منظور اوچون ده تورکییه’نین سییاسی دنگه لری و دورومونو ایچ و دیش اولماق اوزه ره  ایکی بؤلومده اینجه له یه جه ییک.

 

تورکییه’نین ایچ سییاسی دنگه لری و گونئی آزربایجان’ا اولان عومومی باخیش

 

گونوموز تورکییه سینده سییاسی گؤروشلر و بو گؤروشلر اوستونده قورولو اولان قوروملار، پارتییالار، تشکیلاتلار و سیویل توپلوم هؤرگوتلرینی (ائن.جی.او’لار) دؤرد آنا بؤلومه آییرماق مومکوندور: 

              دینچی (ایسلامچی) آخیم 

              سول (کومونیست - سوسییالیست و سول اولوسالچی) آخیم  

              میللیتچی آخیم 

              اوردو 

بو دؤرد آنا بؤلومون دیشیندا رادیکال بؤلوجو کورد و آشیری ییخیجی ایسلامچی یئرالتی هؤرگوتلر واردیر کی تورکییه’نین ایچ سییاسی دنگه لری باخیمیندان بیزیم بو یازیمیزین مووضوعسونا داخیل دئییلدیر و آیریجا بیر آراشدیرمادا اله آلینمالیدیر. یالنیز کورد مساله سی تورکییه دیش پولیتیکاسینین گونئی آزربایجان تاوریندا اساس رول اوینادیغیندان دیش پولیتیکا بؤلومونده بو قونویا دیینه جه ییک. 

بیر ده بو مووضوعا دیققت چکمک لازیمدیر کی عومومییتله تورکییهده گونئی آزربایجان حاققیندا بیر بیلگیسیزلیک و خبرسیزلیک آتموسفئری حاکیمدیر. عوموم خالق گنه لده گونئی آزربایجان’ی تانیمیر و آزربایجان دئیینجه چوخ آزربایجان جومهورییتی و علییئولر آغلا گلیر. آدینی چکدیییمیز دؤرد سییاسی دنگه عونصورونده ده (اوردو دا داخیل اولماق اوزره) گونئی آزربایجان حاققیندا جیددی بیر بیلگی اسکیکلییی واردیر.  

تورکییه افکار-ی عومومیسی گونئی آزربایجان’ی یا تانیمیر یا دا ایران پنجره سیندن باخاراق "ایران آزریلری"نی! ایرانلا بوتونله شمیش بیر توپلولوق اولاراق گؤرور. یالنیز ایچه ریده میللی حرکتین کوتلوی حرکتلر اورتا قویماسیندان سونرا و تورکییهده کی گنه للیکله گونئیلی اؤیره نجیلردن اولان میللی حرکت فعاللارینین امکلری سایه سینده گونئی آزربایجان قاورامی و آزربایجان میللی حرکتی سون ایللرده او دا محدود شکیلده مئدییایا داشینمایا باشلامیشدیر.

ایچه ریدن گله ن خبرلرین تورکییه مئدییاسیندا یانسیماماسی و یا آز یانسیماسی ایسه اساسن تورکییهده کی آمئریکا دوشمنلییی و کورد بؤلوجولویوندن قایناقلانماقدادیر. بو ندنلری یازیمیزدا آیدینلاتمایا چالیشاجاغیق.

دینچی (ایسلامچی) آخیم 

بوگونون تورکییه سینده هر نه قده ر رئژیم تورک میللییتچیلییی اوزه رینده قورولو اولسا دا ایسلامچی پارتییا و تشکیلاتلار خالق طرفیندن ان چوخ دسته یی گؤرمکده دیرلر. گونوموز تورکییه سینده ایسلامچی حرکتلردن یانا بؤیوک بیر افکار-ی عومومی وار. بو قده ر گئنیش بیر ایسلامچی دابانین اورتایا چیخماسینین ندنلرینی آراشدیرماق بو یازینین قونوسونو آشار، یالنیز قیساجا توخونماق ایسته سه ک دئمک لازیمدیر کی گئچمیش سکسن ایلده دین علئیهینه ایجرا اولونان بعضی یانلیش پولیتیکالار بو دورومون مئیدانا گلمه سینه سبب اولموشدور. بو قونودا اؤزه للیکله بیزیم آلمامیز گره که ن چوخ بؤیوک درسلر وار.  

تورکییهده چوخ ساییدا ایسلامچی پارتییا و قورولوش واردیر. ایلیملی ایسلامچیلیغی عدالت و قالخینما پارتییاسی (اکپ) تمثیل ائدیر کی بوگون ایقتیداردادیر و گنیش ساییلا بیله جک بیر دسته کچی جمعییتی ده واردیر. یاخینلاشان سئچیملرده آکپ’نین بیر میقدار آزالمایلا یئنه ده یوزده 25 ایله 30 اوی آلماسی گؤزله نیر. رادیکاللیق درجه سینه گؤره داها سونراکی سیرالاردا سعادت پارتییاسی، نورجو جماعتی و سولئیمانچی جماعتی کیمی قورولوش و یا جماعتلر یئر آلیر. سولئیمانچیلارین سون درجه آشیری و طالیبان ایسلامینا بنزه ر بیر دینی گؤروشلری وار. بو دینی آخیملارین ایچینده بعضن خفیف بیر تورکچولوک گؤرونور. قارشی نؤقطه ده ده بعضی تورکچو قورولوشلاردا دا دینچی کاتئقوریسین گیره بیله جک قده ر قویو بیر دین تعصصوبو وار. بونلارین ان باریز اؤرنه یی بؤیوک بیرلیک پارتییاسی (ببپ) دیر. 

دینچی کسیمین گنه للیکده تورکلویه اؤنه م وئرمه دیییندن آزربایجان’ا دا اؤزه ل باخیشلاری یوخدور و آزربایجان’ی ساده جه ایسلام دونیاسی قالیبینده ده یه رله ندیرمکده دیرلر. بو کسیم بعضن شعیه – سوننیلیک مساله سیندن دولایی آزربایجان’ی آنتیپاتی ایله ده قارشیلایا بیلیر. 

آمئریکانین بؤلگه ده کی  ائتگینلیییندن دوغان آمئریکا دوشمنلیییندن دولایی گونوموز تورکییه سینده جیددی بیر ایران سمپاتیسی اورتایا چیخمیشدیر، بو سمپاتینی دینچی کسیمین آراسیندا دا جیددی شکیلده حیسس ائتمک مومکوندور. بو ندنله اوتوماتیکمان اولاراق گونئی آزربایجان داعواسی بو کسیمین گؤزونده مشروعییتینی ایتیریر.  تورکییه توپلومونون هاراداسا یوزده 30 ایله 40’ینین و حتتا بلکه ده داها چوخونون تورک سویلو اولمادیغینی و بو تورک اولمایان عونصورلرین دینچی چئوره لرده جیددی آنلامدا آغیرلیق صاحیبی اولدوغونو دا گؤز اؤنونده بولوندوردوغوموزدا دینچی کسیمین بو توتومونون آنلاشیلماسی داها دا راحات اولاجاقدیر.  قیساجاسی دییه بیله ریک کی گنه ل اولاراق آکپ حؤکومتی ده داخیل اولماق اوزره تورکییه’ نین دینچی کسیمینین تورکلوک و دولاییسییلا آزربایجان دردی یوخدور و حتتا بللی دوروملاردا بو داعوایا قارشی دا چیخابیله ر. 

سول (کومونیست، سوسییالیست و اولوسالچی سول) آخیم 

   

  افکار-ی عومومی دسته یی آچیسیندان دینچیلردن سونرا ایکینجی سیرادا یئر آلان سول آخیم اؤز ایچینده کومونیست-سوسییالیست و اولوسالچی سول اولماق اوزره ایکی اساس قولدا آیریلیر.

کومونیست-سوسییالیست پارتییا و تشکیلاتلار خالق آراسیندا اولدوقجا آز اوی دابانینا صاحیبدیرلر و داها چوخ بیلیم یوردلاریندا اؤیره نجیلرین آراسیندا نوفوذلاری واردیر. تورکییه کومونیست پارتییاسی (تکپ) و ایشچی پارتییاسی بو گؤروشون اؤنده گله ن تمثیلچیلریدیر. بو پارتییالار هر نه قده ر خالقلارین اؤزگورلویو و قارداشلیغیندان دانیشسالار دا بو مووضوعا چوخ دا اؤنه م وئرمه زلر و اساسن ایشلری آمئریکا و باتی (ایمپئرییالیزم) دوشمنلیییدیر. ایندی بو ندنله ده دوشمنین دوشمنی دوستدور منطیقیندن یولا چیخاراق سون زامانلاردا جیددی بیر ایران دوستو اولوب گونئی آزربایجان مساله سینه سویوق باخماقدادیرلار. 

اولوسالچی سول دا اساسن جومهورییتچی خالق پارتییاسی (جهپ) و داها سونراکی سیرالاردا دئموکراتیک سول پارتی (دسپ) کیمی پارتییالاردان تشکیل اولور. بو گؤروشون دابان اویو علوی تورکلریندن و چوخونلوقلا تورکییه’نین باتیسینداکی بؤیوک شهه رلرده یاشایان لاییک سوننی تورکلردن تشکیل اولماقدادیر. اولوسالچی سول تورکییه میللیتچیلییی یاپار و تورکلویو تورکییه لیلیک چرچیوه سینده تانیملار. بو گؤروشون منسوبلاری تورکییه’نین دیشینداکی تورکلره ایلگی گؤسته رمه ز و اونون یئرینه تورکییه جومهورییتینین سینیرلاری ایچینده دوغولان هر کسی تورک سایار. یعنی اونلارا گؤره تورکلوک بیر سویدان داها چوخ بیر وطنداشلیق بیلینجیدیر. بو دوشونجه نین تمل داشیییجیلاری اولان علوی تورکلری آزربایجان تورکلری ایله مذهبی اینانج، دانیشیق شیوه سی، ادبییات و بوی (ئل) منسوبییتی آنلامیندا هاراداسا عئینیدیرلر. آنجاق تاریخلری بویونجا سوننی تورکلر طرفیندن داواملی بیر باسقییا معروض قالدیقلاری سببی ایله عومومی شکیلده سول دوشونجه طرزینی منیمسه ییبلر و هر هانسی بیر میللییتچی حرکته شوبهه ایله باخیرلار. دولاییسییلا ان آزیندان ایندیلیک علوی تورکلرینین گونئی آزربایجان داعواسیندا اولوملو (موثبت) توتوم سرگیله مه لرینی گؤزله مک عبثلیکدیر.  یالنیز بیلمک لازیمدیر کی اوزون زاماندا علوی تورکلری آزربایجان تورکلویو ایله آنادولو تورکلویو آراسیندا ییخیلماز بیر کؤرپو اولابیله رلر. 

اولوسالچی سول گؤروش ده اساسن آمئریکانین بؤلگه ده کی وارلیغیندان دوغان کورد سورونو و تورکییه تورپاق بوتونلویونون پوزولماسی قایقیسی ایله کسینلیکله ایران’ین داغیلماسیندان یانا دئییلدیر. بو گؤروشو منیمسه یه ن قورولوشلاردان بوگونکو شرطلرده ایران تورکلویونه موحتمل بیر اولوملو توتوم گؤزله نه بیله رسه ده گونئی آزربایجان’ین باغیمسیزلیق داعواسینا هر هانسی بیر یاشیل ایشیغین یانماسی اولاسی گؤرونمور.  

میللییتچی (تورکچو) آخیم 

تورکییهده کی تورک میللییتچیلییی حاققیندا آیریجا بیر یازی یازماق و مساله نی اطرافلیجا آراشدیرماق لازیمدیر چونکو بو مساله آزربایجان تورکچولویو و آزربایجان میللی حرکتی آچیسیندان سون درجه اؤنه ملی و حیاتی بیر مساله دیر. گله جکده بو قونو آیری بیر یازیدا موستقیلدن اله آلیناجاقدیر. یالنیز بو یازیمیزدا بو مساله یه قیساجا دا اولموش اولسا یئر وئرمک نیتینده ییک. 

گئرچک بودور کی بوگون تورکییهده تورکچولوک جیددی بیر ایدئولوژیک بؤحران دؤنه می گئچیرمکده دیر. بیر زامانلار تورکییه جومهورییتینین قورولوش فلسفه سی اولان تورک میللییتچیلییی داها سونرا اسیر تورکلری قورتارما و کومونیزم یاییلماجیلیغینا قارشی تورکییه’نین تورپاق بوتونلویونو قوروما گؤره وینی عؤهده سینه آلمیشدیر و باشاریلی دا اولموشدور. ایسته ر جومهورییتین قورولوش دؤنه مینده ایسته ر داها سونرا سوویئتلرین داغیلماسینا قده رکی دؤنه مده اولکوچو حرکت آدی ایله بیلینه ن تورک میللییتچیلییی آخیمی حقیقتن تقدیره ده یه ر مووففقییتلر الده ائتمیش و تورکچولوک آدینا بؤیوک بیر تاریخ یازمیشدیر. آتاتورکدن سونراکی تورکچولویون ان باریز اٶزه للیکلریندن بیری دینه آغیرلیق وئرمه فاکتورو اولموشدور. 1950’لردن ائعتیبارن اورتایا چیخان تورک-ایسلام سنتئزی بوگون بئله ائتگینلییینی قوروماقدادیر.  

سوویئتلرین داغیلماسیندان سونرا کومونیزم تهلوکه سینین اورتادان قالخماسی و اسیر تورکلرین ده نه شکیلده اولورسا اولسون باغیمسیز اولماسی ایله تورکییهده تورکچولوک ایدئولوژیک بوشلوغا دوشموشدور. بو ایدئولوژیک بوشلوق بیر چوخ ده یه رلی و صمیمی اینسانلارین میللییتچی قورولوشلاردان آیریلماسینا و زامان ایچینده میللییتچی قورولوشلارین بعضی یاسادیشی ایشلره بولاشماسینا ندن اولموشدور. اٶزه للیکله بیلیم یوردولارینداکی گنجلیک قوللارینین یانلیش یؤنه تیمی سایه سینده بوگون هارانداسا اولکوجو کلمه سی جاهیل و قابا کلمه لری ایله عئینی آنلاما گلمکده دیر.  

بوگون تورکییهد ه تورکچولوک میللییتچی حرکت پارتییاسی (مهپ) و داها سونراکی سیرالاردا بؤیوک بیرلیک پارتییاسی (ببپ) کیمی پارتییالارلا تانینماقدادیر. ان بؤیوک میللییتچی قورولوش اولان مهپ پارتییاسی سوننتی اولاراق بیر %7-8 ایله 10’لوق اوی دابانینا صاحیبدیر. بو پارتییا گئچه ن سئچیملرده لازیم اولان اویو توپلایابیلمه ییب و مجلیسه گیره بیلمه میشدی (تورکییهده بیر پارتییانین مجلیسه گیره بیلمه سی اوچون ان آز %10 اوی آلماسی لازیمدیر). یالنیز گله جک سئچیملرده مهپ’نین سون واختلاردا دئموکرات اوصوللارینی میللییتچی دوشونجه لری کیمی عئینی یئرده ده یه رله ندیرمه لری (میللییتچی اولمایان دئموکرات اولابیلمه ز، دئموکرات اولمایان میللییتچی) سونوجوندا %10’لوق سددی آشیب مجلیسه گیرمه سی گؤزله نیر. مهپ’نین بو اویو قازانماسی پارتییانین اؤزوندن آسیلی اولماییب اؤلکه نین گنه ل دوروموندان قایناقلانماقدادیر. گنه لده پکک و قیبریس مساله سی کیمی میللی سورونلارین گونده مده اولدوغو زامانلاردا خالقین میللییتچی دویقولاری تحریک اولوب مهپ کیمی میللییتچی سؤیله ملی پارتییالارا اوی وئرمه لرینه ندن اولار. 

اصلینده هر نه قده ر ده تورکییهده تورکچولوک ساده جه مهپ و ببپ پارتییالاری ایله تانینسا دا بو پارتییالارین دیشیندا دا بللی بیر میللیتچی کوتله (جمعییت) واردیر. بو کوتله داها گئرچکچی و داها چاغداش بیر کوتله دیر. بو کوتله بعضن یئنی تورکچولوک دالقاسی آدی ایله آنیلیر. یالنیز بو کوتله هله اولدوقجا کیچیکدیر و هر هانسی بیر اورقانیزاسییونا صاحیب دئییلدیر. آنجاق بئله نظره گلیر کی بو کوتله ده بؤیومه و اورقانیزه اولما پوتئنسییاسی واردیر. 

گئرچک بودور کی بوگون گونئی آزربایجاندا وار اولان تورکچولوک تورکییه’نین بوگونکو موحافیظه کار، دینچی و دورقون میللییتچیلییینه دئییل آتاتورک دؤنه مینده کی  لاییک، قورتولوشچو، دئوریمچی و دینامیک میللییتچیلییینه بنزه ر. 

تورکییهده کی میللییتچی کسیمین قالیب آتموسفئرینده تورک دونیاسی و دیش تورکلر قونوسو چوخ تارتیشیلان بیر مووضوعدور و اساسن بو مووضوع و یا باشقا آدی ایله تورانچیلیق تورکییه تورکچولویونون تمل سؤیله ملریندندیر. بو چرچیوه ده ایدئولوژیک اولاراق آزربایجان’ا یاخلاشیم اولدوقجا اولوملو و یاخشیدیر. آنجاق تاکتیک یئته رسیزلییی ایله برابر آمئریکا دوشمنلییی، کورد مساله سی و تورکییه’نین تورپاق بوتونلویو مووضوعسو اولوسالچی سولدا اولدوغو کیمی میللییتچی کسیمده ده گونئی آزربایجان داعواسینا منفی تاثیر قویور. بؤلگه نین بوگونکو شرطلرینده ایندیلیک تورکییه’نین تورکچو کسیمی ایران’ین تورپاق بوتونلویونو وار گوجو ایله ساوونور. بو چرچیوه ده ایران تورکچولویونه سمپاتی ایله باخان تورکییه تورکچولویو گونئی آزربایجان’ین باغیمسیزلیق موجادیله سینه سویوق یاناشیر. 

اوردو 

اوردو تورکییهده ان ائتگین (تاثیرلی) سییاسی گوج مرکزلریندن و حتتا بیر چوخ فیکیر صاحیبینه گؤره تورکییه’نین درین دؤولتیدیر. یالنیز اوردو مساله سی اولدوقجا قارماشیق و اینجه بیر مساله اولدوغو اوچون بو قونونو آیریجا بیر یازییا بوراخیریق و بو قده رینه کیفایت ائدیریک کی: 

اوردو هله ده تورک میللییتچیلییی و آتاتورکچولوک آنلاییشینی بؤیوک اؤلچوده قورویور و هله ده تورکییهده ان اؤنه ملی گوج مرکزلریندن بیری و بلکه ده ان گوجلوسودور. یاپیلان آنکئتلره گؤره اوردو خالقین ان چوخ گووه ندییی قورومدور. فقط اوردونو ائتگیسیز حالا گتیرمک و ایفلیج ائتمک اوچون چوخ جیددی چالیشمالارین جریاندا اولدوغو حیسس ائدیلیر. تورکییه’نین ایچیندن و دیشیندان تورک اوردوسونون اوستونده چوخ آغیر باسقیلار وار. اٶزه للیکله آب اؤلکه لری اوردونون سییاسی ائتگینلیییدن اولدوقجا راحاتسیزدیرلار و نه اولورسا اولسون اوردونو تورکییه’نین سییاست صحنه سیندن سیلمه یه چالیشیرلار. حالبوکی اوردو لاییک و آتاتورکچو جومهورییتین هابئله تورکییه تورپاق بوتونلویونون اساس قوروجوسودور. چوخ بؤیوک ائحتیماللا اوردونون سییاست صحنه سیندن سیلینمه سی جومهورییتین چؤکوشو و تورکییه’نین پارچالانماسی ایله سونوجلاناجاقدیر.  بو ایسه ایسته ر آنادولو تورکلویو ایسته رسه ده آزربایجان تورکلویو آچیسیندان تام بیر فاجیعه  آنلامینا گلیر. 

اوردونون ایچینده گونئی آزربایجان مساله سینین یئته رینجه بیلیندییی ظن ائدیلمیر. اوردو ضابیتلری ایچینده بعضی یئتگیلیلرین گونئی آزربایجان باغیمسیزلیغی مساله سینه شخصی ماراق اولسا دا قورومسال اولاراق اوردونون نئجه بیر سییاست ایزله یه جه یینه داییر رسمی و یا غئیر-ی رسمی هر هانسی بیر فیکیر بیلدیریلمه میشدیر. آنجاق یئنه ده آمئریکانین بؤلگه ده کی  وارلیغی و کورد بؤلوجولویو ندنی ایله حاضیرداکی شرطلرده اوردودان قورومسال بیر اولوملو یاخلاشیم موحتمل گؤرونمور. 

تورکییهنین دیش سییاسی دنگه لری آچیسیندان گونئی آزربایجان مساله سی

تورکییه دیش پولیتیکا آچیسیندان چوخ زور بیر دؤنه م گئچیرمکده دیر. آوروپا بیرلییینه اویه لیک سوره جی و آب’ین تورکییه’نین اؤنونه قویدوغو آغیر شرطلر، سؤزده ائرمنی سویقیریمی، قیبریس، کرکوک و قوزئی عیراق کوردلری، قارادنیز بؤلگه سینده روم پونتوس دؤولتی، ایستانبولدا روحبان اوخولو (خیریستییان دینی مکتبی) و ان اؤنه ملیسی گونئی دوغودا کورد تئروریزم و بؤلوجولویو سورونلاری تورکییه’نی دیش پولیتیکا صحنه سینده جیددی شکیلده سیخیشدیرمیشدیر. 

تورکییه دؤولتی و میللتی بو سورونلارین بیر چوخونون ایپ اوجونو آوروپا و آمئریکادا آختاریرلار و یا حتتا دوغرودان اونلاری سوچلاندیریرلار. گونوموزده تورکییهده آمئریکا آنتیپاتیسی زیروه ده و آب’یه دسته ک سون آنکئتلره گؤره %40’لارا دوشوبدور. داها ایندیدن آب’یه اویه لییین دفتری قاپانمیش کیمی نظره گلیر. آرتیق آب’یه گیرمه یی ساوونان قورولوش چوخ چتین تاپیلیر. تورکییه’نین باتی دونیاسیندان قوپوب دوغویا یاخینلاشما سوره جینین باشلاندیغینین بلیرتیلری آرتیق اورتایا چیخمایا باشلامیشدیر.  

آمئریکا ایله تورکییه هر نه قده ر ایستیراتئژیک اورتاقلیقلاری اولسا دا آمئریکانین بؤلگه ده وار اولماسی و هله عیراقداکی اویقولامالاری تورکییه’نی جیددی شکیلده دوشوندورور. قوزئی عیراقدا بیر کورد دؤولتینین قورولماسی هله کرکوک کیمی بیر آلتین یاتاغینی دا ایچینه آلان بیر کورد دؤولتی تورکییهی گؤره تام بیر فاجیعه دن باشقا هئچ بیر شئی دئییلدیر. تورکییه لی سییاستچیلره گؤره عیراقدان سونرا ایران’ین پارچالانما سوره جینه گیرمه سی و قوزئی عیراق’ا تای ایران’دا دا بیر کورد اولوشومونون اورتایا چیخماسی تورکییه’ نین پارچالانماسینا دوغرو آتیلان بیر آددیمدیر. تورکییهده کی گنه ل اینانیشا گؤره باتیلی گوجلرین پیلانلاریندا ایران’دان سونرا پارچالانمانین سیراسی تورکییهیه گلیر. تورکییه’نین بوتون دوشونجه آخیملاری و یئتگیلی قوروملارینین بو دوشونجه اوزه رینده موتتفیق اولدوقلاری گؤرولمکده دیر. 

ایندیلیک تورکییهده کیچیک بیر میللییتچی کسیم گونئی آزربایجان باغیمسیزلیق موجادیله سینه دسته ک وئریر کی بو کسیم د اولدوقجا کیچیک اولماسی ایله بیرلیکده هئچ بیر قورولوش و یا یئتگی صاحیبی دئییلدیر.  

سونوج 

تورکییه توپلوموندا (سوی اولاراق تورک اولمایانلار و آشیری دینچی کسیم ایستیثنا اولماقلا) تورک دونیاسینا قارشی بیر سئوگی و اٶزله م واردیر و دولاییسییلا گونئی آزربایجان’ین باغیمسیزلیق موجادیله سینه دسته ک وئرمه پوتئنسییاسی واردیر. یالنیز قیسا زامان ایچینده بیر طرفدن گونئی آزربایجان’دان اولان عومومی بیلگیسیزلیک و بیر طرفدن ده آمئریکانین بؤلگه ده اولماسی و موسلمان میللتلره اویقولادیغی شیددت نتیجه سینده تورکییهده اورتایا چیخان آمئریکا دوشمنلییی، کورد سورونو و قیسمن ده باتی دونیاسینین قارشیسیندا تورکییه دیش پولیتیکاسینین تیخانمیشلیغینین اورتایا قویدوغو شراییطین نتیجه سینده تورکییهدن چوخ بیر شئی گؤزله یه بیلمه ریک. 

یالنیز بیز بئله اینانیریق کی آزربایجان میللی حرکتینین داها جیددی و پیراتیک بیر مرحله یه گلمه سی ایله تورکییه دؤولت و توپلومونون دا باخیشی ده ییشمه یه باشلایاجاقدیر. یعنی داها دوغروسو آزربایجان میللی حرکتینی حئسابا قاتماق مجبورییتینده قالاجاقدیر. بؤلگه ده آزربایجان میللتی ایله تورکییه میللتینین اوزون مودتدلی میللی چیخارلاری بؤیوک اؤلچوده اؤرتوشمکده دیر و دولاییسیلا کیریتیک (بؤحران) آندا تورکییه آزربایجان میللی حرکتیندن یانا تاویر آلماق زوروندا قالاجاقدیر. آزربایجان تورکلری ایله ایران کوردلری باتی آزربایجان اوستونده چاتیشمایا گیره رسه تورکییه ان آزیندان ایران تورپاقلاریندا مئیدانا چیخان کورد اولوشومونو اؤز سینیرلاریندان اوزاقلاشدیرماق و تورک دونیاسی ایله تورپاق باغلانتیسینی ساخلاماق اوچون مجبورن آزربایجان تورکلرینین یانیندا یئر آلاجاقدیر. 

یالنیز او آنین گلمه سی اوچون میللی حرکت و اونون ایچینده "آزربایجان میللی دیره نیش تشکیلاتی"نین جیددی تئوریک و پیراتیک چالیشمالار یوروتمه سی لازیمدیر. 

   

 

ardam dergisi

باشقا دوشونجه لر- پيامهاي ديگران



 


شنبه ٢۱ اردیبهشت ،۱۳۸٧

نئو پان ایرانیسم

اوتانجاق پان ایرانیسم (نئو پان ایرانیسم)
 

هر "آزربایجانلی آیدین"، "آزربایجان آیدینی" دئییل 
مئهران باهارلی سٶزوموز


 لیبئرال پان ایرانیسم و گیزلی گونجه سی (آجئنداسی)

فارس پان ایرانیستلر کیمی، تورک و آزربایجان پان ایرانیستلرینی ده ایکی "کیلاسیک (کٶکله شیک) پان ایرانیست" و "لیبئرال (اٶزدن) پان ایرانیست" باشلیغی آلتیندا اینجه له مک مومکوندور. کیلاسیک و یا آشیری پان ایرانیستلر، گنه لده اٶزلرینی آچیقجا پان ایرانیست آدلاندیران، گینه ده گنه لده آشیری فارس ناسیونالیسمینی منیمسه میش شخص، توپار (قوروه) و آخیملاردیر. بونلارین سٶیله ملری بلیرگین آرییا عیرقچیلیغی ایحه ریکلی اولوب، شیددتلی عرب و تورک یاغیلیغی (دوشمنلییی) ایله یوکلودور. آشیری پان ایرانیستلرین ایران`ی، بوگونکو ایران اراضیسی ایله قونشو و بٶلگه دٶولتلردن بیر نئچه سینین تورپاقلارینی ایچینه آلیر، دولاییسی ایله دیش یاییلماجیلیغی اولان سالدیرقان بیر دوشونگه (ایدئولوژی)دیر. کیلاسیک پان ایرانیستلر ایران ایچینده یاشایان میللتلرین دوغرودان و دٶولت الی ایله و گره کدییینده گوجه باش ووراراق فارسلاشدیریلماسینی ایسته مکده دیرلر. لیبئرال (اٶزدن) پان ایرانیستلر ایسه، اٶزلرینی پان ایرانیست آدلاندیرمایان حتتا بئله آدلاندیریلمالارینا قیزان، یوموشاق آنتی عرب و آنتی تورک دویقولار داشیسالار دا آچیق آرییا عیرقچیسی اولمایان، حتتا آشیری فارس ناسیونالیستی ساییلمایان؛ آنجاق کیلاسیک پان ایرانیسمین تمل ایلکه و گٶروشلرینی منیمسه میش شخص، قوروه و توپارلاردیر. لیبئرال پان ایرانیستلرین ایران`ی بوگونکو ایران اراضییسینه محدوددور. اونلار بو اراضیده یاشایان بوتون اینسانلارین تک بیر میللی کیملییه (هویت ملی ایرانی) صاحیب و تک بیر میللت (ملت ایران) اولدوقلارینا اینانیرلار (بونلارین پان ایرانیست آدلاندیریلمالارینین اساس ندنی ده بودور). لیبئرال پان ایرانیستلر، ایراندا میللتلر و میللی بٶلگه لرین وارلیغینا اینانمیرلار. اونلارین اٶنه ردیکلری سییاستلرین سونوجو، اوزون وعده ده ایراندا یاشایان میللتلرین دولایلی یوللاردان و گوجه باش وورمادان فارسلاشدیریلماسیدیر. لیبئرال (اٶزدن) پان ایرانیسمین باشقا آدلاریندان "یئنی پان ایرانیسم" (نئو پان ایرانیسم)، "اوتانجاق (خجالتی) پان ایرانیسم"، "گیزلین پان ایرانیسم"، "یونگول (لایت) پان ایرانیسم"، "یوموشاق (ملایم) پان ایرانیسم"، "ایلیملی (میانه رو) پان ایرانیسم"، "یاشماقلی (نقابدار) پان ایرانیسم"دیر. لیبئرال پان ایرانیستلر، یوردامدا (تاکتیکده) آشیری پان ایرانیستلردن فرقله نسه لر ده، کیلاسیک پان ایرانیستلر کیمی ایرانچی و ایران اٶزه کلی (مرکزلی) اولوب، بیر چوخ تمل قونودا آشیری اولانلارلا اورتاق ایلکه (پیرینسیب) و تئرمینولوژی-کودلارا (ایرانزمین، هویت ملی ایرانی، ایرانیت، ملت ایران، خلیج فارس، دولت-ملت، تمامیت ارضی، تجزیه طلبی، کورش، فارسی مشترک، شهروند، اقوام ایرانی، ....) صاحیبدیرلر. بو ایسه اونلارین اٶزو و گئرچه ییدیر. تورک و آزربایجانلیلار آراسیندا وار اولان کیلاسیک پان ایرانیستلری تانیماق چتین بیر ایش دئییلدیر. نئجه کی هامی، پئیمان پاکمئهر`ین "تبریز نییوز"و و یئنی اورتایا آتیلان "جنبش آذربایجان برای یکپارچگی و دمکراسی ایران"ین، کیلاسیک فارس پان ایرانیستلرین آزربایجانلی وئرسییونو اولدوقلارینی آنیندا باشدا دوشدو. آنجاق دوروم سون دٶنه مده اولدوقجا چالیشقانلاشان (آکتیوله شه ن) لیبئرال پان ایرانیستلر اوچون بیر آز فرقلیدیر. لیبئرال پان ایرانیستلر بیر سیرا یئنیجیل (مودئرن) و ائل ارکیل (دئموکراتیک) سٶیله ملره صاحیب اولدوقلاریندان دولایی، اوزون سوره اٶز ایچ اوزلرینی (ماهییتلرینی)، اٶزه للیکله پان ایرانیسم حاققیندا آزبیلگیلی و یا دئنه ییمسیز (تجروبه سیز) اولان شخصلردن گیزله ده بیله رلر. لیبئرال پان ایرانیستلر یٶنه تگیل (سییاسی) اولاراق فارس - باشدانباشاچی (سراسری) آخیم اولان "اتحاد جمهوریخواهان" چیزگیسینده دیرلر. اونلار "فردی اینسان حاقلاری" و "ایران وطنداشلیغی" (شهروندی) پیرینسیبلری اساسیندا و اوستانلار تملینده "عدم-ی تمرکوز (عدم تمرکز)"، "اینسانلارین اٶز دیللرینی اٶیره نه بیلمه" کیمی بیر سیرا دئموکراتیک آچیلیملاری ساوونورلار (مودافیعه ائدیرلر). بو اونلارین ایله ریجی و اولوملو یٶنودور. آنجاق لیبئرال پان ایرانیستلرین فرد و اوستان اساسیندا گٶرونوشده (ظاهیرن) دئموکراتیک حاقلاری اٶنه سورمه لرینین آرخاسیندا گیزلی بیر نئچه گونجه سی (آجئنداسی) واردیر. بو گونجه لرین بیر نئچه سی بئله دیر: الف: "فرد-شهروند" قاورامی ایله تورک خالقینین "میللت"له شمه، "اوستان" قاورامی ایله ده گونئی آزربایجانین "اٶلکه-وطن"له شمه سوره جینین اٶنونو تیخاماق؛ "تورک میللتی" و "آزربایجان وطنی" قاوراملارینین اولوشماسینی اٶنله مک؛ ب: پان ایرانیسم و ایرانچیلیقدان اینسانی و دئموکراتیک بیر گٶرونتو (ایماژ) یاراداراق، آزربایجان میللی دئموکراتیک حرکتی جرگه لرینده کی (صفلرینده کی) یئته رینجه بیلگی و دئنه ییم صاحیبی اولمایان، سورونلو کیشیلیکلی شخصلری اٶزلرینه دوغرو چکمک، حرکتده ایکی تیره لیک سالماق، اونو ایچه ریدن بٶلمک؛پ: آزربایجانلی اولان لیبئرال پان ایرانیستلری آزربایجان میللی حرکتی آیدینلاری و لیدئرلری آراسینا سوخماق، اونلارین آراجیلیغی ایله حرکت اوزره رینده ائتگی ساغلاماق، اونو یٶنله ندیرمه گوجونو الده ائتمک، اوزون وعده ده  حرکتینین یٶنه تیمینی (مودیرییتینی) اله گئچیرمک؛ت: ان سوندا، یالنیز تورکلوک و آزربایجانچیلیق تمللری اوزره رینده دیکه لمیش و بوتونویله ایرانین فارس- سراسری و ایرانچی سییاسی آنلاییش و یٶنه تیمیندن (مودیرییتیندن) باغیلسیز (موستقیل) اولان یئنی آزربایجان میللی دئموکراتیک حرکتینی، مشروطه حرکتی کیمی، آزربایجانلی و تورک آنجاق ایرانچی اولان آیدین و لیدئرلرین باشچیلیغیندا تکرار فارس-سراسری-ایرانچی و ایران اٶزه کلی، آزربایجان و تورکلره قارشی بیر جریانا چئویرمک.لیبئرال پان ایرانیستلرین تمل ایلکه و گٶروشلریلیبئرال پان ایرانیستلرله کیلاسیک پان ایرانیستلرین ایناندیقلاری اورتاق ایلکه لردن (پیرینسیبلردن) آشاغیداکیلاری سایابیله ریک. (بونلار مرتضی نگاهی`نین یازیلاریندان آلینمیشدیر): "میللت، دٶولت اساسیندا تانیملانار. ایران تک میللتلی بیر اٶلکه دیر، بو میللتین آدی ایران میللتیدیربوتون ایرانلیلارین تک بیر میللی کیملییی واردیر، او دا "ایرانیت" و یا "هویت ملی ایرانی"دیرایراندا تورک و یا آزربایجان میللتی آدیندا بیر میللت یوخدور. آزربایجانین، ایرانلیلیقدان باشقا هر هانسی بیر میللی کیملییی یوخدورایراندا میللتلر یوخ، قووملار واردیر. ایران قووملارینین اٶزلرینه خاص میللی منافئعی و میللی حاقلاری یوخدور. قووملارین اٶز گله جه یینی بلیرله مه حاققی (حق تعیین سرنوشت) اولابیلمه زایران دٶولتی و اونون یئریتدییی سییاستلر حاققیندا ایستئعمار، راسیسم، ایشغال و ..... کیمی قاوراملار ایشله دیله بیلمه ز. ایستیقلال تکجه ایشغال و ایستئعمار آلتیندا ایکن آنلاملیدیر. ایراندان آیریلماق ایسته یه نلر، ایستیقلال طلب دئییل، تجزییه طلبدیرلر. ایراندا قووملارین جیددی بیر سورونلاری یوخدور. قووملارین تک مساله سی فرهنگ-دیل مساله سیدیر و بونون دا سییاسی-ایقتیصادی ایچه رییی یوخدور. بوگون آزربایجاندا اولان حرکت، تکجه دیل-فرهنگی بیر حرکتدیر قووملارین دیل مسله سی محللی دیللرین مدرسه لرده اٶیره نیلمه سیندن عیبارتدیر، ایراندا محللی دیللرده تحصیل آلماق و بو دیللرین رسمی و دٶولت دیلی ائدیلمه سی سٶز قونوسو دئییلدیر. فارسجا ایران`ین موشترک-اورتاق (و نه رابیط-آراجی) دیلیدیر و بئله جه ده قالمالیدیر، حتتا منطقه نین اورتاق دیلینه چئوریلمه لیدیر. ایران تورکلری فارسجانی قورومالیدیرلار (پاس داشتن)ایراندا میللی بٶلگه لر دئییه بیر شئی یوخدورآزربایجان تکجه شرقی و غربی آزربایجان اوستانلاریندان اولوشور. ایران`ین قوزئی باتیسیندا تورکلر مسکون اولان اٶته کی اوستانلار اٶرنه یین همدان، قزوین و مرکزی اوستانی آزربایجانا داخیل دئییلدیرلرایرانین گونئیینده، قوزئی دوغوسوندا و باشقا بٶلگه لرینده یاشایان تورکلر، ایران بیره ر آیری قوومدورلار. آزربایجان جومهوریتی اهالیسی ایله ایران آزربایجانیندا یاشایانلار ایکی آیری میللتدیرلرآزربایجان جومهوریسی ایله تورکییه و اورالاردا یاشایان خالق و سورونلاری، ایراندا یاشان تورکلری ایلگیله ندیرمه ز.ایراندا تورک تاریخی، تورک دٶولتلری تاریخیندن دانیشماق اولماز.تورک تاریخی، تورک موسیقیسی، تورک فلسفه سی کیمی قاوراملار، ایران میللتینی بٶله ن و آییریشدیران قوندارما قاوراملاردیر. ریضاخان ایران`ی مودئرنیته یه داشییان کیمسه، و آتاتورک سوییه سینده بٶیوک بیر دٶولت خادیمیدیر. پیشه وری خایین، ان آزیندان بیر سوویئت اویونجاغی ایدی. آزربایجان`ین اصیل دیلی ایرانی بیر دیل اولان آزریجه دیر. تورک-عرب الیفباسی، فارس الیفباسیدیر. ایراندا تورکلرین اکثرییت اولدوغونو سٶیله مک حتتا اونلارین ساییلاری و داغیلیملارینی تارتیشماق، تفرقه سالماقدیر......"  ایراندا تورکجه یاراتما، تورک میللتینی یاراتما و یاشاتما دئمکدیر فارس دیلینین تورک خالقی و مدنییتینین یوخ ائدیلمه سی و ایران دٶولتینین سٶمورگه چی (ایستئعماری) و راسیست سییاستلرینده مرکزی یئری واردیر. ایران دٶولتینین فارسجانی ایرانلیلارین تک یازی، گٶرکول (ادبی)، بیلیمسه ل (عئلمی)، ایله تیشیم و اورنات (جانیشین) دیل حالینا گتیرمه یه چالیشماسی دا بیلینه ن باشقا بیر گئرچه کدیر. بو سییاستلر و تورک – آزربایجانلی آیدین و سئچگینلرینین سون یوز ایلده ایچینده بولوندوقلاری آیمازلیق (غفلت) و آلدیرمازلیق (لاقئیدلیک) سونوجوندا، گونوموز ایرانیندا تورک دیلی نه تک اکینج (کولتور)، بیلیم (عئلم)، توپلوم (ایجتیماع)، مئدییا، یٶنه تگی (سییاست)، توزه (حوقوق) و ایقتیصاد دیلی اولما اٶزه للییینی ایتیرمیشدیر، بلکه بودون (خالق) آراسیندا دا ترکجه (سورعتله) یوزلاشما (فاسید اولما)، اونوتولما و یوخ اولمایا اوز توتموشدور. ییرمینجی یوز ایلده ایراندا تورک دیلینین یوخ اولمایا اوز توتماسی ایله، بو اٶلکه ده تورک دیللی قوروپلارین اولوسلاشما (میللتله شمه) سوره جی ده دوراقسامیش، داها سونرا بوتونویله دورموش و ان سوندا تورک دیللی قوروپلار یوخ اولما سوره جینه گیرمیشدیرلر. بیزیم بوگون ایچیمیزده بولوندوغوموز قوشوللار، ییرمینجی یوز ایلده فیرانسیز حاکیمییتی آلتیندا ایکن الجزاییرده عربجه یازیب و یاراداراق سٶمورگه یاشامییندان قورتولما ساواشیمی وئره ن عرب خالقی و آیدینلارینین قوشوللارینا بنزه ییر. بیزیم دوروم حتتا اونلاردان داها چوخ، دونیا اوزه رینه سپه له نمیش جوووت (یهودی) خالقینین اون دوققوزونجو یوز ایلده عیبریجه اطرافیندا میللتله شمه سینه بنزه رلیک گٶسته ریر. جوووت (یهود) آیدینلاری اون دوققوزونجو و ییرمینجی یوز ایللرده، تاریخدن و یئر اوزوندن سیلینمه مه لرینین تک یولونون بوته م (دین) اساسلی اولوشموش موسوی-کلیمی قوومو آنلاییشینی بیراخاراق عیبری دیلی تملینده مودئرن بیر میللت یاراتمالاری اولدوغونو فرق ائتمیشدیرلر. اونلار بو قونونو انینه- بویونا و درینله مه سینه تارتیشمایا آچمیش و چیخاردیقلاری سونوجلارین گره کلرینی ده قیسسا سوره ده یئرینه گتیره ره ک، صیفیردن یئنی بیر دیل، یئنی بیر میللت و یئنی بیر دٶولت یاراتمانی باشارابیلمیشدیرلر. بوگون ایران تورکونون ده میللتله شمه و فارس سٶمورگه چیلییی، یوخ ائدیلمه و سیلیمله نمه یه (حذف ائدیلمه یه) قارشی صاحیب اولدوغو ان اٶنه ملی یاراق (سیلاح)، تورکجه یازیب یاراتماسیدیر. ایشته بونون اوچوندور کی ایراندا تورکجه یازما و یاراتمایا آشیری پان ایرانیستلر آچیقجا قارشی چیخیر و لیبئرال پان ایرانیستلر ده سسسیزجه دیره نیرلر، چونکو ایران و گونئی آزربایجاندا تورکجه یازیب یاراتما، بورادا تورک میللتینی یاراتما و یاشاتما دئمکدیر. گیزلی پان ایرانیستلری تانیمانین کسدیرمه یولو: کٶنوللو فارسجا یازماقتورکجه یازیب یاراتمانین گره کدیییندن دانیشاندا، آماج آزربایجانلی و تورک آیدینلاری، قلم صاحیبلری، بیلیم آداملاری، یازار و قوشارلارین اٶز اینتئلئکت یاپیتلاری، گٶرکول (ادبی) و بیلیمسه ل (عئلمی) اثرلری، آراشدیرمالاری و قالیجی اولان بدیعی یارادیجیلیقلارینی یوخ اولمایا اوز توتموش کندی میللی دیللری اولان تورکجه ده یاراتمالاری گره ییدیر. بو ایسته ک، آشیریلیق یا دا فارسلارا یاغیلیق (دوشمنلیک) دویقولارینین اورتایا چیخاردیغی دویقوسال بیر تپگی دئییلدیر، فاسجادان نیفرتله ایلگیسی یوخدور. بو، میللتله شمه سوره جینده ایله رله یه ن ائتنیک قوروپلارین، سٶمورو آلتیندا یاشایان میللتلرین و ده دیللری یوخ اولمایا اوز توتموش اینسان توپلولوقلارینین هامیسینین ار-گئج اونا واردیغی و اوندان گئچدییی بیر اولقونلاشما آشاماسینین (مرحله سینین) اورتایا چیخاردیغی ایسته کدیر. بیز آرتیق قطران، خاقانی، اوحدی و نیظامی حتتا پروین، شهرییار، ساعیدی و براهنی`نی یارادان قوشوللار و اورتاملاردا یاشامادیغیمیزی باشا دوشمه لیییک. گونوموزده کٶنوللو و تکجه فارسجا یازان و یارادان تورک و آزربایجانلی یازار و قوشارلاری، فارس یازار و قوشاری اولاراق ده یه رله ندیرمه لیییک، چونکو ایچینده اولدوغوموز قوشوللار، یازار و قوشارلارین کیملییینی قوللاندیقلاری دیله گٶره تانیملاییر. باشقا بیر دئییشله، کٶنوللو و یالنیز فارسجا یازیب یارادان آیدینلار، ان آزی ادبی آچیدان فارسلاشمیش اولان تورکلردیر. اٶته یاندان سییاسی اولاراق آزربایجانلی قلم صاحیبلرینین هله ده اٶز ائنتئلئکتوئل یارادیجیلیق و اثرلرینی کٶنوللو اولاراق و تکجه فارسجا یازیب یاراتماسی، اونلارین -بیله ره ک یا دا بیلمه یه ره ک- پان ایرانیست سییاسی گٶروشلره باغلیلیقلاری، اٶزلرینی پان ایرانیسم ائتگیسیندن قورتارانمادیقلاری آنلامینا گلیر. من بیر آددیم ایله ری آتیب، کٶنوللو و تکجه فارسجا یاراتما و بونا قوشوت (موازی) اولاراق کٶنوللو تورکجه یاراتمامانین، تورکلر آراسیندا گیزلی پان ایرانیستلری تانیما و آییرت ائتمه نین ان کسین و ساغلام ایپ اوجلاریندان بیری اولدوغونو ساولاییرام (ایددیعا ائدیره م). بو قورال، اٶزه للیکله دئموکراتیک باتی (غرب) اٶلکه لرینده هر چئشیت قیسیتلامادان اوزاقدا یاشایان، گٶرکول (ادبی) و یازیلی تورکجه نی اٶیره نمک اوچون سونسوز اولاناقلارا (ایمکانلارا) یییه اولان، آنجاق بونا قارشین (رغمن) هله ده فارسجا یازیب یارادان آزربایجانلی قلم صاحیبلری اوچون گئچه رلیدیر. "کٶنوللو فارسجا اثر یاراتماق"لا "مجبورن فارسجا تبلیغ ائتمک" آراسینداکی اوچوروماورتادوغودا کوردجه نین گٶسته ردییی گلیشمه و سیچرامایا قوشوت اولاراق، سون دٶنه ملرده کورد خالقی و اٶزه للیکله عراق و تورکییه لی کورد آیدینلاری آراسیندا بدیعی، بیلیمسه ل و ائنتئلئکتوئل یازیلارینی کوردجه نین دیشیندا تورکجه، فارسجا و عربجه یازیب یارادان کوردلره قارشی قیناما (ائعتیراض) و پروتئست سسلری یوکسه لمکده دیر. بو دوروم، میللتله شمه و میللت یاراتما سوره جینین گره یی اولاراق، کورد آیدینلارینین کورد دیلینین قونومونو گٶزدن گئچیرمه یه باشلامالارینین دوغال سونوجودور. من بو ائعتیراض و پروتئستلری اولدوقجا یئرینده و دوغرو بولورام و بیزیم ده عئینی میللتله شمه و میللت یاراتما سوره ج و آشامالاریندان گئچدیییمیز اوچون، ایراندا ائنتئلئکتوئل (ادبی، آراشدیرما، بیلیمسه ل،.....) یارادیجیلیقلارینی کٶنوللو اولاراق فارسجا یارادان تورکلره ائعتیراض سسیمیزی یوکسه لتمه میز گره کدییینه اینانیرام. بونون دیشلاییجی اولوسچولوقلا هیچ بیر ایلیشگیسی یوخدور، فارس-فارسیستان آیندینلاری، فارس دیلینه صاحیب چیخمالی، تورک-آزربایجان آیدینلاری تورک دیلینه. تورک و آزربایجانلی آیدینلارین تورکجه یاراتما گره کدییی قونوسونون حیاتی اٶنه م و تاریخی آنلامینی باشا دوشمه یه نلر؛ دیلین تکجه ایله تیشیم آراجی اولدوغونو سانان کیمسه لردیر. بئله شخصلر چاغیمیزین گره کلری، دیلیمیزین هانسی سوره جدن گئچدییی، ایچینده بولوندوغو تاریخی قوشوللار و گره کسینیملرینین (ائحتییاجلارینین) نه اولدوغو و بونلارین هامیسینین دا خالقیمیزین اولوسلاشما (میللتله شمه)، اویقارلاشما و ائلده مله شمه (لاییکله شمه) سوره جی و اینسان حاقلاری داعوامیزداکی مرکزی و بلیرله ییجی یئر و اوینامینی (رولونو) باشادوشمه یه ن کیمسه لردیر. آنجاق و بونا قارشین (رغمن)، من داخیل کیمسه باشدا فارسجا اولماق اوزره چئشیتلی دیللرده خالقیمیزین سسینین و ایسته کلرینین دونیایا یاییلماسی و اولاشدیریلماسینا قارشی دئییلدیر. کیمسه خالقلارین دوستلوغونو برکیشدیرمک آماجییلا یا دا صیرف ائنتئلئکتوئل ایلگی و ماراغی دویومساتماق (تطمین ائتمک) اوچون بو دیللردن یارارلانمایا دا قارشی دئییلدیر. (گرچی فارس-فارسیستان حاکیمییتی آلتیندا بولونان گونئی آزربایجانلی آیدینین ائنتئلئکتوئل ماراقلا فارسجا یازماسینین، اونون عئینی ماراقلا اٶرنه یین اسیپانیولجا یازماسیندان چوخ فرقلی آنلام و سونوجلاری واردیر). سٶزسوز ایته کله ندییینده (مجبور اولدوغوندا)، یایماجا (تبلیغات) آراجی، یا دا ائنتئلئکتوئل دئنه ییم اولاراق هر زامان فارسجا و یا هر هانسی باشقا یابانجی بیر دیلدن یارارلانماق مومکون و گره کلیدیر، بو بوتونویله آیری بیر قونودور. اساسن سٶزوموزده و دیشیندا چیخان یازیلارین دا اٶنه ملی بٶلومو–عئینی ندنلر و گره کسینیمدن (ائحتییاجدان) دن دولایی- فارسجادیر. سوموت بیر اٶرنه ک: مرتضی نگاهیپان ایرانیسم ایلکه لری دییه یوخاریدا سیرالانان پیرینسیبلرین هامیسی، آمئریکادا یاشایان بیر آزربایجانلی مرتضی نگاهی`نین یازیلاریندان آلینمیشدیر. مرتضی نگاهی`نین گٶروشلرینین اٶرنه کله مه اوچون سئچیلمه سینین ندنی، سون دٶنه مده اونون فارس ایرانچی- باشدانباشاچی (سراسری)- پان ایرانیستلرین دئنه تیمی (کونترولو) آلتیندا بولونان سایت و مئدییالاری (برای یک ایران، ایران گلوبال، ایران امروز، رادیو فردا، صدای آمریکا، .... ) – آزربایجان میللی دئموکراتیک حرکتینین هئچ بیر سئچگینینه یئر وئرمه دیکلری حالدا - و تورک آزربایجان سایتلاریندان بایقوش سایتیندا تبلیغ و شیشیردیلمه سیدیر. اونلار اٶز یایماجالاریندا (تبلیغاتلاریندا) بیردن بیره مرتضی نگاهی`نی "آیدین"، "آراشدیرماجی"، "اینسان حاقلاری چابامانی (آکتیویستی)"، "ایران تورکلری اوزمانی" (موتخصصیصی)، "آزربایجان آیدینی"، "آزربایجان اٶنده ر (لیدئر) و سئچگینلریندن بیری"،... دییه گٶسته رمه یه و لانسئ ائتمه یه باشلامیشلاردیر. بیلیندییی کیمی یاخین گئچمیشده آکتیوله شه ن لیبئرال پان ایرانیستلرین آجئنداسی، آزربایجان میللی حرکتینه سیزماق؛ جرگه لرینده ایکی تیره لیک سالماقلا اونو بٶلمک؛ یٶنله ندیرمک، مودیرییتینی اله گئچیرمک، داها سونرا دا هر زامان اولدوغو کیمی اونا ایرانچی بیر ایچه ریک وئریب، و نهایتده سراسری-فارس بیر چیزگیییه ساپدیراراق (مونحریف ائده ره ک) یوخ ائتمکدیر. مرتضی نگاهی`نین بایقوش سایتی و آمئریکانین سسی رادییوسونون آزربایجان سئرویسینده یئر آلابیلمه سی بو گئرچه یین ان یاخشی اٶرنه ییدیر. بو اوزدن مرتضی نگاهی اولایینین ایرده له نمه سینین؛ لیبئرال پان ایرانیسم، یورداملاری (تاکتیکلری)، گونجه لری (آجئندالاری) و الده ائتدییی باشاریلار حاققیندا سوموت (عئینی) بیلگی ائدینمه یه یاردیمچی اولاجاقدیر. مرتضی نگاهی`نین یازیلاری، دانیشیقلاری، گنه ل (عومومی) سککی (پیلاتفورم) و اٶزه ل (خوصوصی) قوروپلارداکی یازیشمالاری و بیر سیرا پهلوی رئژیمی باشچیلاری- سلطنت طلب- پان ایرانیست و فارس میللییتچیلری ایله صاحیب اولدوغو باغلاری ایریمله (دیققتله) اینجه له نیرسه، راحاتلیقلا اونون ایرانزمین اٶزه کلی (مرکزلی) تیپیک لیبئرال بیر پان ایرانیست اولدوغو آنلاشیلاجاقدیر. اٶز دئدییینه گٶره چاخیر آلوئرچیسی اولان مرتضی نگاهی، قورون (تئکنیک) آنلامدا "آیدین"، "آراشدیرماجی" و "اینسان حاقلاری چابامانی" دئییلدیر. آیدین و آراشدیرماجی اولماماق، کیچیلتیجی بیر دوروم اولمادیغی کیمی، مرتضی نگاهی`یه ده خاص اولماییب، گونوموزده تورک و آزربایجانلی سراسریچی-ایرانزمینچیلرین گنه ل اٶزه للیییدیر. اون دوققوزونجو و ییرمینجی یوز ایلین باشیندا آخوندزاده، ایرانشهر، کسروی، ارانی،..... کیمی تورک و آزربایجانلی پان ایرانیستلر، چوخو دٶنه ملرینده کی اورتامین ائتگیسی ایله راسیست و عیرقچی اولسالار بیله، بیر قورال اولاراق سٶزون قورون (تئکنیک) آنلامیندا آراشدیرماجی و آیدین تانیملانان اینسانلار ایدیلر. آنجاق مرتضی نگاهی کیمی گونوموزده گٶردویوموز تورک و آزربایجانلی سراسریچی – ایرانچی - ایرانزمینچیلرین موطلق چوخونلوغو، کسینلیکله آیدین، آراشدیرماجی و اینسان حاقلاری چابامانی (آکتیویستی) دئییلدیر. مرتضی نگاهی`نی گونئی آزربایجان آیدینی، ایران تورکلری اوزمانی (موتخصصیصی)، تورک-آزربایجان میللی دئموکراتیک حرکتی سٶزچوسو و اٶنده رلری (لیدئرلری) آراسیندا گٶسته رمک ایسه، قوجامان بیر یالان و آلداتماجادیر و بیلگیسیزلیک یا دا بللی آجئندالاردان قایناقلانیر. مرتضی نگاهی حاققیندا یوخاریدا سٶیله نه نلردن آماج، بیر اٶرنه ک اولاراق اونون سیماسیندا اوتانجاق پان ایرانیسمین سییاسی دوروش و اخلاقینی؛ هابئله اونو آزربایجان میللی دئموکراتیک حرکتی آیدینلاری و اٶنده رلری آراسیندا گٶسته ره نلرین گئرچه ک نییت و وارسا گیزلی-گیزسیز آجئندالارینی اورتایا چیخارتماق و آدلاندیرماقدیر. یوخسا مساله نی شخصیله شدیرمک؛ اینسانلارا، کیشیلیک (شخصییت)، دوشونجه و گٶروشلرینه؛ حتتا سییاسی بیر دوشونجه و دوشونگه (ایدئولوژی) اولاراق پان ایرانیسمه– ایلیملی یا دا کیلاسیک- حقارت، تووهین ائتمک و یا ایفتیرا آتماق سٶز قونوسو دئییلدیر. باشدا بونا گٶره کی آزربایجان میللی دئموکراتیک حرکتی و اٶزونو اونا باغلی حیسس ائده ن هر کسین، بوتون سییاسی گٶروشلره- یانلیش بیلدیکلری و دوغرو بیلدیکلرینین هر ایکیسینه و بو آرادا پان ایرانیسمه- و بونلاری منیمسه یه ن هامییا، فارسلارا و تورکلره عئینی درجه ده سایقیسی واردیر. هابئله بورادا آماج، لیبئرال پان ایرانیسمین یا دا بیر سیرا باشقا ایرانچی-سراسریچی آخیملارین اولوملو و ائل ارکیل (دئموکراتیک) یٶنلرینی دانماق، بونلارین آزربایجان میللی دئموکراتیک حرکتی جرگه لرینه قوشولانمایاجاقلارینی، حرکته کٶمه کلری اولمایاجاغینی ایددیعا ائتمک ده دئییلدیر. خالقیمیز و میللی دئموکراتیک حاقلارینین الده ائتمه سی اوغروندا آتیلان هر آددیم، کیمین طرفیندن گلیرسه گلسین اٶنه ملی و ده یه رلیدیر. آنجاق بو گئرچه ک، بئله آددیملاری آتانلارین ماهیییتینی ده ییشیدیریب، اونلاری بیر گونده آزربایجان آیدینی و لیدئری قونوما گتیرمه یه گئچیت و گره کچه اولابیلمه ز. اٶته یاندان، آشیری پان ایرانیستلرین، لیبئرال پان ایرانیستلردن آزربایجان میللی دئموکراتیک حرکتینی چاشدیرماق و بٶلمک دوغرولتوسوندا یارارلاندیقلاری کیمی، بیز ده لیبئرال پان ایرانیستلردن، بنزه ر آماجلار دوغرولتوسوندا یارارلانمانی دوشونه بیله ریک، بو قونودا هئچ بیر سییاسی بلیرسیزلیک و اخلاقی سورون یوخدور. آیدین کیمدیر، کیم دئییلدیرپان ایرانیست سایتلار مرتضی نگاهی`دن "آیدین" دییه سٶز ائدیرلر. ل. جاوانشیر ده –فرقلی زامانلاردا عئینی فاکولته ده بولوندوغو- مرتضی نگاهی`نی ندن بایقوش سایتیندا تبلیغ ائتدیینی آچیقلارکن اوندان آیدین دییه آد آپاریر: [ل. جاوانشیر: آذربایجان آیدینلارینی .... ایستر فارسجا یازسینلار، ایستر انگلیسجه، ایستر عربجه، ایستر تورکجه یادا هر هانسی بیر دیلده، یئتر کی آذربایجانلی اولسونلار، آذربایجان ملتی‌نین ایستکلرینه ایلیشکین، اونون مظلوم دوشدویو نقطه‌لردن یازسینلار، دیل، کولتور و... آزادلیغی ایستکلرینه بیر شکیلده سس وئرسین‌لر.] اویسا مرتضی نگاهی`نی "آیدین" آدلاندیرماق، ل. جاوانشیر`ین ساندیغی قده ر، قولای و راحات دئییلدیر. چونکو مرتضی نگاهی باشدا "سییاسی ایچدنسیزلیک" (عدم صداقت) اولماق اوزره، آیدین تانیملاماسیندا اٶنه ملی ساییلان اخلاقی اٶزه للیکلر آچیسیندان "آیدین" صینیفینا سوخولابیله جک مینیموملارا صاحیب دئییلدیر. او ایناندیغی قاوراملار آچیسیندان دا آیدین اولما نئجه لیکلرینه یییه دئییلدیر. آیدینلیق قاورامی مودئرنتیه ایله ایلگیلیدیر، اویسا مرتضی نگاهی، ایراندا مودئرنیته نین کٶکونو قازان و ایرتیجاعین سمبولو اولان ریضاخان`ی، ایران مودئرنیته سینین سمبولو اولاراق بیلیر. مرتضی نگاهی`نین سٶزلویونده ایران و ایران دٶولتینین دورومونو آچیقلایان لینگوییسیسم، ایستئعمار، راسیسم، ایشغال، آ"ز"ربایجان، ت"و"رک، گونئی آزربایجان، ایران میللتلری، فارسیستان، آراجی دیل، اٶز گله جه یینی بلیرله مه حاققی، بیرله شیک آزربایجان، تورک دونیاسی، تورک ایسلامی، فارسلاشدیرما، عربیستان-الاحواز، ..... کیمی مودئرن سییاسی و فلسفی قاورام و تئرمینلرین یئری یوخدور. اونون ایشله تدییی و منیمسه دییی تئرمین و قاوراملار (شهروند، مردمسالاری، حقوق شهروندی ... کیمی بیر نئچه فارس لیبئرال پان ایرانیستلرین تئرمینلری خاریج) اون دوققوزونجو و ییرمینجی یوز ایللری باشلاریندا فارس سییاسی ادبییاتنیدان قالان کٶهنه قاوراملاردیر. اونون چاغداش ایران تاریخی آنلاییشی دا، -باشدا کودئتا رئژیمی و پهلوی دٶنه می اولماق اوزره- بوتونویله مودئرنیته یه ضیدد اولان فارس ایرانچی-سراسریچی تاریخ آنلاییشیدیر. آیدین گوج اندئکسلی سییاست یئریتمه مه لی و دیش گئرچه کلیکلرله ایلگیلی اوبژئکتیو و طرفسیز اولمالیدیر، اویسا مرتضی نگاهی ایلک باشدان گوجلودن یانا طرف توتموش و گوج ائندئکسلی کولونییال کودئتا ((اینگیلیس-ریضاخان) سونوجو یارانان و داها سونرا پهلوی و ایسلام جومهورییتی دٶولتلری طرفیندن تبلیغ ائدیله ن هویت ملی ایرانی، ایرانیت، ایرانزمین، تمامییت ارضی، ملت ایران، فارسی مشترک، خلیج فارس، .... و اونلارجا بونون کیمی قاوراملارین دوغرو و موقددس اولدوغونا اینانیر. او گونلوک سییاستده ده (ایرانین عربیستان-الاحواز`ی و آمئریکانین عراق`ی ایشغال ائتمه لری و باشقا چوخلو ایران و دونیا مساله لرینده) گوج ائندئکسلی مووضئع توتور. آیدین اٶزونو رسمی دوشونگه دن (ایدئولوژیدن) اوزاق توتمالیدیر، اویسا مرتضی نگاهی و باشقا ایلیملی پان ایرانیستلرین ساووندوقلاری ایلکه لر (فارسجانین موشترک دیل اولماسی، ایراندا تک بیر میللتین وارلیغی، میللتین دولت اساسیندا تانیملاندیغی، ایرانین تورپاق بوتونلویو، آزربایجانین اصل دیلینین ایرانی آزری اولدوغو، تورک عرب- الیفباسینین فارس الیفباسی اولدوغو، ....) ایران دٶولتین رسمی دوشونگه سی (ایدئولوژیسی) اولان "فارس-ایمامی سنتئزی"نین بیره ر پارچاسیدیر. آیدینین آجئنداسیندا دیشلانمیشلار (طرد اولونموشلار) و قیراقلانمیشلارین (حاشییه یه ایته له نمیشلر) اوزه رینده قورولان گوجه دایالی و وار اولان دوزه نی (سیستئمی) ساوونماق اولمامالیدیر، اویسا مرتضی نگاهینین آجئنداسی مووجود "ایران میللیتی- ایران میللت دٶولتی" دوزه نینی ساوونماق و قوروماق مرکزی یئر توتور. دوغالین (البتته) بورادا دئمک ایسته نیله ن شئی، مرتضی نگاهی`نین بوگونکو دورومونون، اونو بیر آیدین، هله آزربایجان آیدینی دییه صینیفلاندیرمامیزا تابقی (ایذین) وئرمه مه سیدیر. یوخسا هر شئی ده ییشگه ندیر؛ بلکه گله جکده، او دا ایسته دییی و اٶزونو ده ییشدیریب گلیشدیره بیلدییی تقدیرده، -باشدا تورک میللتینین و میللی حاقلارینین، آزربایجان آدینا بیر وطنین وارلیغی، میللی دیلینین ده تورکجه اولدوغونا ایناندیقدان سونرا- آیدین، آزربایجان آیدینی حتتا آزربایجانین میللی دئموکراتیک حرکتی لیدئرلری آراسینا گیرمه یی باشاریر. آنجاق ایندیلیک مرتضی نگاهی`نی آیدین "اولمایان، ایرانچی و ایلیملی بیر پان ایرانیست" اولاراق تانیملامالیییق. بونون دیشینداکی هر شئی گئرچه ک دیشیدیر و گیزلی-گیزسیز آجئندالارین وارلیغیندان خبر وئریر. آزربایجان آیدینی، آزربایجان-تورک میللتینین وارلیغینی دانابیله رمی؟بایقوش سایتی مودورو ل. جاوانشیر، مرتضی نگاهی`نی قصد ائده ره ک ان کیچیک بیر شکیلده خالقیمیزین یولوندا آددیم آتان هر کسین "ده یه رلی" اولدوغونو سٶیله ییر. آنجاق او داها سونرا مرتضی نگاهی`نین "ده یه رلی" اولماسییلا یئتینمه ییب، اونون "آزربایجان میللتی ایسته کلرینه سس وئره ن آزربایجان آیدینی" اولدوغونو ایددیعا ائدیر [ل. جاوانشیر: آذربایجان آیدینلارینی .... ایستر فارسجا یازسینلار، ایستر انگلیسجه، ایستر عربجه، ایستر تورکجه یادا هر هانسی بیر دیلده، یئتر کی آذربایجانلی اولسونلار، آذربایجان ملتی‌نین ایستکلرینه ایلیشکین، اونون مظلوم دوشدویو نقطه‌لردن یازسینلار، دیل، کولتور و... آزادلیغی ایستکلرینه بیر شکیلده سس وئرسین‌لر.] بو سٶزلر سطحی بیر ساوسٶزدن (شوعاردان) اٶته یه گئچمه ز. بیزیم شوعارلارا یوخ، گئرچه کلره دایانان چلیک منطیقلی چٶزومله مه لره (آنالیزلره) ائحتییاجیمیز واردیر. ل. جاوانشیر`ین گئرچه کلری بوتونویله و کئیفی اولاراق ده ییشدیره ره ک یاراتدیغی بو تابلودا، آیدین صینیفینا گیرمه یه ن و تورک یا دا آزربایجان میللتینین وارلیغینا اینانمایان مرتضی نگاهی، "آزربایجان میللتی"نین ایسته کلرینه ایلیشکین یازان بیر "آزربایجان آیدینی"نا دٶنوشدورولموشدور. اویسا (حالبو کی) ان باشدا مرتضی نگاهی`نین اٶزو، ل. جاوانشیر`ین بو گئرچه ک دیشی ایددیعالارینی یالانلاییر. مرتضی نگاهی، اٶزونون ده وورقولادیغی کیمی، آزربایجان میللتینین ایسته کلری ایله اوغراشان بیریسی دئییلدیر. ترسی، او آچیقجا ایراندا تورک و آزربایجان آدیندا بیر میللتین وار اولمادیغینی، وار اولمادیغینا گٶره ده اونون ساووناجاغی میللی هئچ بیر حاققا صاحیب اولمادیغینی سٶیله ییر. مرتضی نگاهی`نین یاپدیغی و ل. جاوانشیر`ی چاشدیران تک شئی، ایرانچی- سراسریچی- ایران مرکزلی بیر آزربایجانلینین، لیبئرال پان ایرانیسمین بیر سیرا دئموکراتیک آچیلیملاری دوغرولتوسوندا، "ایران میللتی"نه داخیل اینسانلارین، قیسیتلی (محدود) بعضی دیل- فرهنگی حاقلارینی اوموقلاماقدیر (دسته کله مکدیر). میللی اٶزونو تانیملاما و میللی کیملیک اولاراق هئچ کیمسه نی وار  اولدوغونا اینانمادیغی یا دا منسوب ائدیلمک ایسته مه دییی بیر میللته منسوب ائتمک اولماز. بو آیریجا اینسان حاقلارینا سایقیسیزلیقدیر. بو آچیلاردان مرتضی نگاهی`نین ل. جاوانشیر طرفیندن وار اولمادیغینا ایناندیغی، و منسوب ائدیلمک ایسته مه دییی آزربایجان میللتینه منسوب ائدیلمه سی مرتضی نگاهینین میللی کیملییینی تانیملاما و سئچمه ارکینلییینه (آزادلیغینا) سایقیسیزلیق اولوب، اویقونسوز بیر داورانیشدیر. مرتضی نگاهی، دفعه لرله و آچیقجا سٶیله دییی کیمی اٶزونو ایران میللتینه منسوب بیر فرد اولاراق تانیملاییر، نه آزربایجان و یا تورک میللتینه. اٶته یاندان آزربایجان میللی دئموکراتیک حرکتینین مودئرن یٶنلریندن بیری، تورک (آزربایجان) میللتینین وارلیغینی تمل آلماسیدیر. بلکه یوز ایل بوندان قاباق، مشروطه دٶنه مینده تورک و یا آزربایجان میللتینین وارلیغینا اینانمایان بیر آیدینی، آزربایجان آیدینی آدلاندیرماق مومکوندو و بو دا بٶیوک بیر سورون یاراتمایابیله ردی. آنجاق گونوموزده و مودئرن آزربایجان میللی دئموکراتیک حرکتینده، هر "آزربایجانلی آیدین"، "آزربایجان آیدینی" دئییلدیر. آزربایجان و تورک میللتینین وارلیغینی دانان بیرینی، آیدین، اٶزو ده آزربایجان آیدینی آدلاندیرماق، بو آدلاندیرمانی یاپانین، حرکتین اٶزونو آنلامادیغینی و یوز ایل بوندان قاباغین ذئهنییتینده یاشادیغینی گٶسته ریر.ایسته یه ره ک تورکجه یاراتمایان، آزربایجان آیدینی ساییلابیله ر می؟ل. جاوانشیر`ین یوخاریدا نقل ائدیله ن ساوسٶزو، دیلله ایلگیلی نگاهی و اونون کیمی کٶنوللو فارسجا یازان و یارادان، فارسجا ایله تیشیم قوران و ادبی اولاراق فارسلاشمیش آزربایجانلیلارا یاپیلان اله شدیرینین (تنقیدین) نه اولدوغو قونوسوندا یانیلقییا دوشدویونو، "کٶنوللو فارسجا اثر یارادان آیدینلار"لا "مجبورن فارسجا تبلیغ ائده نلر" آراسینداکی اوچورومو گٶره نمه دییینی و تورکجه یاراتمانین تاریخی آنلام، اٶنه م و گره کلییینی قاورایانمادیغینی اورتایا قویور. مرتضی نگاهی`یه یاپیلان اله شدیری، ندن فارس دیلینده خالقیمیزین سسینی دونیایا اولاشدیرماسینا (اونون بئله بیر شئیی یاپدیغی وارساییمی ایله) دئییلدیر، ندن اٶز یارادیجیلیغینی کٶنوللو اولاراق و تکجه فارسجا یاراتماسینادیر. مرتضی نگاهی فارسجادان مجبورن تبلیغ اوچون یارارلانان بیری دئییل، کٶنوللو اولاراق یالنیز فارسجا یارادان بیریدیر. او اٶز ایسته یی ایله فارسجانی کندی یارادیجیلیق و ایله تیشیم دیلی دییه سئچه ن، اثرلرینی – آنیلارینی یالنیز فارسجا قلمه آلان، اٶز میللی دیلی تورکجه ده تک بیر اثری اولمایان، اٶز سایتیندا و اثرلرینده تورکجه دوزیازییا یئر وئرمه یه ن و ایصرارلا تکجه فارسجا یازان بیریدیر. او ایمکانی اولماسینا قارشین (رغمن) گٶرکول (ادبی) و یازیلی تورکجه نی اٶیره نمک و تورکجه یازماق ایسته مه یه ن، بونا گره ک گٶرمه یه ن و سوروملولوق دویمایان، تورکجه نین یالنیز قوشوق (شئعر) و دانیشیق دیلی اولاراق ایشله دیلمه سی گره کدییینه اینانان بیریدیر. مرتضی نگاهی ایراندا میللی دیللری (اونا گٶره تکجه آنا دیللری) سئومه نین تک یولونون فارسجایا عاشیق اولماقدان گئچدیینی سٶیله یه ن بیریدیر. (مرتضی نگاهی: در ایران عشق به زبان مادری از عشق به زبان فارسی می گذرد). او بونونلا دا یئتینمه ییب اٶز سایتیندا اونا نه اوچون فارسجا یازمادیغینی سوروشانلارا وئردییی جاوابلاردا، آچیقجا تورکجه یازما، تورکجه یازانلار و تورکجه یایان سایتلاری خورلایان ایفاده لر قوللانیب (مرتضی نگاهی: کسانی که خیلی دلشان برای ترکی نوشتن لک زده، بروند در همان سایت دورنا چیز بنویسند). او – باشدا بو قلمین صاحیبی اولماق اوزه ره- تورکجه یازیب یاراتماقدا ایصرار ائده ن، فارسجانین ایراندا صاحیب اولدوغو یئرسیز آیریجالیقلارینا سون وئریلمه سینی ایسته یه ن و فارسجانین تورکلرین اورتاق (مشترک) دیلی اولمادیغینی، هئچ بیر زامان دا اولمایاجاغینی ساوونانلاری؛ ایران ایسلام جومهورییتنین رسمی تئرمینولوژیسنی ایشله ده ره ک "فارس دوشمنی"، "فارس ستیز"، "ترکزده"، "پان تورکیست" "تفرقه افکن"، "تجزیه طلب"، .... آدلاندیریب، حتتا خاریجده کی آزربایجانلیلارین دا اٶز آرالاریندا و قوتلاما (تبریک) کارتلاریندا تورکجه یازمالاری و فارسجا یازمامالارینا ائعتیراض ائدیبدیر. مرتضی نگاهی ایران`ین باشاباشاشیندا خالقیمیزین گنجیندن قوجاسینا، آروادیندن کیشیسینه، اوخوموشوندان اوخومامیشینا، کندلیسیندن اویماغینا (طایفاسینا)، دینچیسیندن دینسیزینه هامینین وار یوخلارینین تورک دیلی اولدوغونو باشا دوشدوکلری و ایکی اللی تورک دیلینه ساریلدیقلاری بیر زاماندا، دٶنه دٶنه فارس دیلینه عاشیق اولدوغونو، فارسجانین ایندی ایرانین اورتاق دیلی اولدوغونو و گله جکده ده بٶلگه نین (منطقه نین) عئلمی دیلی اولماسی گره کدییینی سٶیله میشدیر.مرتضی نگاهی`نین و بوندان سونرا قارشیمیزا چیخاجاق باشقا ایرانچی- سراسریچیلرین، "آزربایجان آیدینی" اولمادیقلارینی باشا دوشمک اوچون، یوخاریدا سٶیله نه ن و گیزلی پان ایرانیستلری تانیما و آییرت ائتمه نین ان کسین و ان ساغلام یولو اولان "کٶنوللو و یالنیز فارسجا یازمالاری"ندان دا کٶمه ک آلینابیله ر. بلکه مشروطیت حرکتینده، حتتا آزادیستان جومهورییتی دٶنه مینده، تورکجه یاراتمایان، تورکجه یازیب اوخوماسینی بیلمه یه نلر تورکلر، بو حرکتلرین آیدینلاری، سئچگینلری و اٶنده رلری آراسیندا یئر آلابیله ردیلر. آنجاق بوگون تورکجه یازیب یاراتمایان، داهاسی تورکجه نی اٶز میللی دیلی بیلمه یه ن، تورکجه یازیب یارادانلاری خور گٶره ن هئچ کیمسه نی، تورک کٶکه نلی و اولدوقجا دئموکرات اولسا دا، تورک خالقی و آزربایجان`ین آیدینلاری، سئچگینلری و اٶنده رلری آراسیندا سیخیشدیرمایا ایمکان یوخدور. یوخسا احمد شاملو، فیریدون موشیری، ایسماعیل خویی، حتتا صادیق هیدایت، نادیر نادیرپور و کسروی`نین آدلاری "آزربایجان آیدینلاری"نین باشیندا گلمه لی ایدی.بایقوش سایتینا ائتدیییم اله شدیری (تنقید)- ائعتیراضبایقوش سایتی، سییاسی گٶروشلری لیبئرال پان ایرانیسمله اویوملو اولان؛ ایراندا تورک و یا آزربایجان آدیندا بیر میللتینین وار اولمادیغینی، دولاییسی ایله میللی چیخارلاری (منافئعی) و حاقلارینین دا اولمادیغینی ساوونان؛ و تورکجه یازمایا دیره نه ن مرتضی نگاهی`نی آزربایجان آیدینلاری حتتا آزربایجان میللی دئموکراتیک حرکتی لیدئرلری آراسیندا، ضییا صدر و علیریضا صررافی جرگه سینده گٶسته ریردی، من ایسه بیر تنقید یازیسی یازاراق سوروشوردوم: "نه اوچون آزربایجان ادبییاتی آدینی داشییان و آزربایجان یئنی ادبییاتینا آداندیغینی ساولایان (ایددیعا ائده ن) بیر دوشه رگه ده، تورکجه نی اٶز میللی دیلی گٶرمه یه ن بئله بیر شخص، آزربایجان میللی دئموکراتیک حرکتی آیدین و لیدئرلری آراسیندا و علیریضا نابدیل، ناظیم حیکمت و اورخان پاموقلارین جرگه سینده گٶسته ریلیر؟" منجه هر هانسی بیر پان ایرانیستی- ایلیملی اولسا دا- آزربایجان میللی دئموکراتیک حرکتی شخصییتلری، آیدینلاری و لیدئرلری آراسیندا گٶسته رمک و تبلیغ ائتمک وهیم بیر یانلیشلیق، گئرچه کلری چارپیتماق، قاوراملاری بیربیرینه قاریشدیرماق، خالقی آلداتماق و آزربایجان آیدینی و گٶرک سٶزونه (ادبییاتینا) ایهانتدیر. ائعتیراضیم، آزربایجان میللی دئموکراتیک حرکتینه قوشولان لیبئرال پان ایرانیستلرین- بو اٶزه للیکلرینی قورودوقلارینا رغمن- حرکتین آیدینلاری و اٶنده رلری دییه تبلیغ ائدیلمه لری، حرکته یٶن وئرمه یه باشلامالاری و مودیرییتینی اله گئچیرمه لرینه گٶسته ریله ن لاقئیدلیک و یاردیمادیر. بایقوش سایتینی دولاندیرانلارین بئله بیر شخصه اٶز سایتلاریندا یئر وئرمه لری، اونلارین بیله جه یی ایش اولسا دا، بیر اوخویوجو اولاراق بونا ائعتیراض ائتمک ده منیم گٶره و و سوروملولوغومدور. آشاغیدا سٶزو ائدیله ن بو تنقیدین ایلگیلی بٶلومو وئریلمیشدیر: (("mehran bahari" <mehranbahari@yahoo.com>Thursday, March 27, 2008گئچه نلرده بایقوش سایتینا (http://www.bayqush.ca/) یٶنه لیک بیر نئچه اله شدیری اوخودوم. بو اله شدیریلرده بو سایتین ندن اورخان پاموق و ناظیم حیکمت، علیریضا نابدیل کیمی شخصلره یئر وئردییی تنقید ائدیلیر. بایقوش سایتی منجه ده یانلیش یولدادیر. آنجاق بو، ناظیم حیکمت، علیریضا نابدیل و اورخان پاموق`ا یئر وئردییی اوچون دئییلدیر، بلکه اوتانجاق بیر پان ایرانیست اولان مرتضی نگاهی آدلی بیر شخصه- کی عٶمرونده دوغرو دوزگون تک بیر تورکجه جومله ده یازماییب- یئر وئرمه سیندن اٶتورودور.ناظیم حیکمت، علیریضا نابدیل و اورخان پاموق، سییاسی توتوم و دونیا گٶروشلری نه اولورسا اولسون، تورکجه یازیب، بو دیل و ادبییاتینین گلیشمه سینده، دونیایا و باشقا خالقلارا تانینماسیندا و تورکجه یازما و یاراتما گله نه یینین کٶک سالیب درینله شمه سی و چئشیتله نمه سینده اٶنه ملی پایلاری اولوبدور. اٶزونو ادبییات سایتی آدلاندیران بیر سایتین، البتته کی بونلارا یئر وئرمه سی دوغال و حتتا گره کلیدیر. آنجاق مرتضی نگاهی`یه بو سایتدا یئر وئرمک، تامامی ایله آنلاشیلمازدیر.مرتضی نگاهی بیر پان ایرانیست`دیر (یوموشاق، اوتانجاق توروندن). بو شخص تورک آدیندا بیر ملیللتین وار اولمادیغینی، ایران`ین تک میللتلی بیر اٶلکه اولدوغونو، ایراندا یاشایان میللتلرین قووم اولدوقلارینی، فارسجانین ایراندا یاشایان قووملارین موشترک (اورتاق) دیلی اولدوغونو، فارسجانین اورتادوغونون دا اورتاق دیلی اولماسی گره کدییینی، عرب الیفباسینین فارس الیفباسی اولدوغونو، ایراندا میللی مساله آدیندا بیر سورونون وار اولمادیغینی، گونئی آزربایجان`ین تکجه شرقی و غربی آزربایجان اوستانلاریندان تشکیل تاپدیغینی، ریضاخان`ین مودئرنیته سمبولو اولدوغونو، آزربایجان`ین دیلینین گئچمیشده ایرانی آذری دیلی اولدوغونو، ایران تورکلرینین سییاسی، ایقتیصادی، ایجتیماعی ایسته کلری اولمادیغینی،.... و اونلارجا بونون کیمی پان ایرانیست گٶروشلری مودافیعه ائدیر. بئله نچی بیر پان ایرانیستی هر هانسی بیر باهانا ایله آزربایجان ادبییاتینا حصر ائدیلمیش بیر سایتدا یئرله شدیرمک جهالتدن باشقا بیر شئی دئییلدیر.بایقوش سایتی اٶزونو یئنی ادبییاتا دوغرو بیر سایت آدلاندیریبدیر. هر حالدا بورادا ادبییاتدان آماج، تورک ادبییاتی اولمالیدیر. حالبوکی مرتضی نگاهی عٶمرونده تورکجه تک بیر جومله یازمامیش و حتتا منیم گئچه ن سککیز ایلده ایصراریما رغمن، اٶز سایتیندا دا تورکجه یازمامایا جهد ائتمیشدیر. من بیلمیره م تورکجه یازمایان، تورکجه یازمانی خور و آلچاقجا گٶره ن بیریسینین تورک ادبییاتی ایله نه ایلگیسی اولابیله ر؟ (بو شخصین منجه ادبی ده یه ری صیفیر اولان و ایملا-اورتوقرافی و قیرامئر باخیمیندان دا یانلیشلیقلارلا دولو بیر نئچه شئعریمسیسی واردیر. بونلاری ادبییات آدلاندیران، هر حالدا ادبییاتدان بیر شئی آنلامیر)....))گئرچگه هو!!!
 

ardam dergisi

باشقا دوشونجه لر- پيامهاي ديگران



 


دوشنبه ۱٦ اردیبهشت ،۱۳۸٧

میللی ایدولوژیمیز و فمنیسم

قاجارلی آغاممد
گونئی آذربایجان میللی حرکتی دییشمه و یئتگینلشمه آشامالارین آردیجیل اولاراق آشماقدادیر.
گونو گونده ن هر ساحه ده (آلاندا) ایلرله مه نی حرکتیمیزده گورمک مومکوندور.
بو ساحه لرده ن بیری قورامسال (نظری)و تئوریک اولاراق حرکتین آردیجیل گلیشمه سی دیر.بو گلیشمه نین سونوجو اولاراق میللی ایدوئولوژیمیز زنگین له شیر و بوتون مساله لری اوُز ایچینده باریندیریر.میللت چی لریمیزین ایچینده یارانان مباحثه لر و تارتیشمالار بونون بیر گوسترگه سی دیر.
سون زامانلار میللتچی لر آراسیندا یارانان مباحثه لر و تارتیشمالاردان بیری فمینیسم مساله سی دیر.تشکیلاتلاریمیزین هامیسینین رسمی بیلیرگه لرینده(بیانیه)قادین حقوقونون ساوونولماسی گورونسه ده، میللتچی لر آراسیندا فمینیسم له باغلی فرقلی فیکیرلری گورمک اولار.
آچیقجاسی بئله دیر کی، میللتچی لرین ایچینده قادینلارین سایی چوخالماقدادیر، قادین  میللتچی لرایله ارکک لرین بیرگه اولدوغو زامان  یارانان تارتیشمالارین باشیندا فمینیسم گئدیر. البته سون زامانلار مساله ائله یئره گلیب چاتیب کی ، قادینلارین اوز آرالاریندا کی  مباحثه لرین چوخونلوغونو قادینچی لیق و یا فمینیسم اولوشدورور. ارکک لرین اؤز آرالاریندادا بو حاقدا مباحثه لر شدتی آزدا اولسادا،اولور. بو مباحثه و تارتیشمالار اؤزلویونده میللی حرکتیمیزه نظری باخیمدان فایدالی اولسالاردا، بیر سیرالارین دوشوندورمکده دیر. اونلارجا،فمینیسم مساله سی حرکتیمیزی پارچالایا بیلر، قادینلارین انرژی سین آلار، حرکتی چاشدیرار،ساپدیرارو....
اصلینده ایسه  میللتچی یولداشلاریمیزطرفینده ن بئله بیر قورخو و قایغی نین یاشانماسی ، حرکت اوچون و میلی منفعت لریمیز اؤچون دورسه،بویوک بیر آنلاشیلمازلیق وار. بونون ترسی اولاراق ، قادین    میللتچی اولاراق ، مباحثه لریمیزین بویوک چوخونلوغون فمینیسم اولوشتورماسیندا ،یئنه ده آنلاشیلمازلیق وار.
بللی اولدوغو کیمی ، بورادا سوز قونوسو توپلوم ، میللت چی لرتوپلومودور. میللت چی لرین ایچینده فمینیست لرده وار، فمینیست اولمایانلاردا. مباحثه لر ایسه بو ایکی قوروپون آراسیندا گئدیر. البته بیر سیرا دَیَرلی میللتچی لرطرفینده ن، بو مباحثه، میللتچی دئییل ، یالنیز فمینیست اولان قروپلارین آراسیندادا باشلاماقدادیر.ایکینجی قوروپون آراسیندا بو موباحپه نین یارانماسی میللی حرکتیمیزین قازانجینادیر. بیرینجی قوروپ، یعنی میللتچی لرتوپلوموندا، بو مباحثه نین قایغی لار و نیگرانلیق لار یاراتماسین گئدرمک اوچون (آرادان آپارماق) هابئله ایکینجی قوروم یعنی فمینیستلرین آراسیندا گئدن مباحثه نی اوز خئیریمیزه استفاده ائله مک اوچون اونملی بیر آنلاشیلمازلیغی چوزمک لازیم دیر. بو آنلاشیلمازلیق، میللی ایدولوژیمیزی اولدوغو کیمی دئیل   ایسته دییمیز کیمی اویره نیب، یوزماق دیر. میللی ایدولوژیمیزی اولدوغو کیمی و دوغرو دوزگون اؤیرنیب منیمسه سک ، میللتچی لرآراسیندا، فمنیسم (قادین چی لیق) آیریلیغا سبب اولماز، ترسینه ، بیرلییه ده یاردیمجی اولار. میللی ایدولوژیمیزی دوزگون آنلاتیرساق ، میللتچی  اولمایان تورک فمینیست لری ده میللی حرکتیمیز سیرالارینا چکه بیله جه ییک.
میللی ایدولوژی، میللتین بوتونلویونون ایدولوژی سی دیر. میللی ایدولوژی، میللتی بوتون اولاراق نظرده آلاراق ، اونون قایغی لارینی ، دَیرلرینی ، ایستکلرینی، آرزولارینی اوزونده یانسیتمالی دیر. مللتین بوتون طبقه لری(کسیم لری) ،مللتین اویه لری دیر. میللی ایدولوژی نین ایچینده کی هدف لرو دیرلر بو کسیملرین دیرلری و باش هدف لری ایله چلیشکی ده اولمالیدیر. میللی ایدولوژی جینسی آیری سئچگی لییی اؤزونده عکس ائتدیرنمز. میللتین ارکه یی ده ، قادینی دا اونون بیر پارچاسی دیر. میللی ایدولوژی نین وعده ائتدییی گؤرونتوده ،میللتین بوتون کسیم لری اوز یوکسک ایستک لرین گورمه لی دیلر.
بیزیم دوروموموزدا اولان میللت لرین میللی ایدولوژی لری ، دئوریمسل (انقلابی) اولور. میللی ایدولوژیمیز دئوریمجی ایدولوژی دیرسه ، بو گونکو رژیمی، بو گونکو سیستمی دیشدیرمه گی آماجلاییب . بوگون ایران دئییلن اولکه ده ، قادینلارین آجیناجاقلی دورومونا سایماز قالان ایدولوژی نئجه میللی اولابیلر. میللتین یاریسینی اولوشدوران ، قادینلارین میللی حرکته قوشولماقلاری بونسوز مومکون دئییل. بیر قادین بو گونکو فارس شوونیزمی نین قوردوغو میللت لر زیندانیندان قورتولماق ایسته ییرسه ، گله جک ده ، زنجیرلرین هامیسی نین قیریلماسین ایسته ییر. ایران دئییلن دوستاقدان قورتاریب، ایندیکی دوستاغین باشقا فورماسینا داشینماق اوچون، هئچ بیر قادین موباریزه ائتمز.
بیر سیرا میللت چی لریمیز، قادین لارین ایستک لری ایله قارشیلاشاندا ، اونلارا گله جک آذربایجاندا بوتون حقوقونوزو وئره جه ییک دئمک له ، بو گونکو ایستک لرینی ایره لی سورمکده ن چکیندیرمک ایسته ییرلر. البته کی بو منطق له هئچ بیر فمینیست میللتچی راضیلاشماز. کیمسه یه دئمک اولماز کی ، سن بو گون ظولمه قاتلاش ، حاقلاریندان کئچ، اونا گوره کی زامانی بللی اولمایان گله جک ده حاقلارینین هامیسین وئره جه ییک. بیر ایشچی یه دئمک اولار کی ، سن ایشله ، آیلیغین باشقا ایشچی لرین یاریسی قدر اولسادا، دینمه، اونا گوره کی گله جک ده ، اؤزوده زامانی دقیق بللی اولمایان گله جک ده بیز سنین بوتون حاقلارینی وئره جه ییک؟؟!! هئچ بیر میللت چی راضیلاشماز کی، بو گون اوشاغینی فارس دیلینده اوخولدان یوخسول ائتسینلر. گله جک ده اوز آنا دیلینده اوخوللار آچیلاجاق وعده سی ایله ، بو گون اوخوماق و اؤیرتیم حاققیندان کیمسه کئچمز، فارس دیلینده اولسا، بئله.
بیز فمینیست میللتچی لری اوز ایستکلریندن واز کئچیرتمک  یئرینه، قادین حقوقون میللی ایستکلریمیزله برابر ایره لی سورمه لی ییک. نئجه کی ناسیونالیزمله  برابر باشقا مدرن ایستکلریمیزی ایره لی سوروروک. لیبرالیسم ، پلورالیسم، سئکولاریسم، دموکراسی و... کیمی مدرن دَیَرلری منیمسه ییب، ایره لی سوردویوموز کیمی، فمینیسمی ده اؤز ایستکلریمیز سیراسینا کئچیرمه لی ییک. بو ایستکلرین هئچ بیری میللی ایدولوژیمیزله چلیشکی ده دییل ، ترسینه میللی ایدولوژیمیزین اویه لری دیلر.
بوتؤوآذربایجان اولکوسونو آماجلایان میللی ایدولوژیمیزین یول بایی  ائلچی بی اولسادا، بو اولکونون تمل لری 1918ـجی ایللرده قویولموشدور. مساوات چی لیق بو گونکو میللی ایدولوژیمیز ین ، بوتؤوآذربایجان اولکوموزون و گونئی آذربایجان میللی حرکتی نین تملینی اولوشدورور. بو گونکو دوشونجه لریمیزین قاینار بولاغی محمد امین رسولزاده و سیلاحداشلارینین مساوات چی لیق ایدولوژی سی دیر. تورکچولوک، چاغداشلیق و موسلمان چیلیق مساوات ایدولوژی سی نین اوچ آنا دیره یی ایدیر. مساوات چی لیقدان دوغان بوتؤو آذربایجان ایدییاسی دا همین دَیَر لره صادق قالمیشدیر. گونئی آذربایجان میللی اویانیش حرکاتی نین مرامیندا تورکچولوک و چاغداشلیق عینی ایله یئرلشمیش،  ساده جه میللتیمیزین  یئنی ایستک لرین و دونیانین ایندیکی گئدیشینی  و دیرلرینی نظرده آلاراق، مسلمانچی لیق اؤز یئرینی اینانج اؤزگورلویونه وئرمیشدیر. دئمک ده بو گونکو میللی ایدولوژیمیزین آنا دیره ک لری تورکچولوک ، چاغداشلیق واینانج اؤزگورلویودور. بو آنا دَیَرلر و اولکولر بوتون سیاست لریمیز وتوتوملاریمیزا یؤن وئرمه لی دیر. بو گون میللی حرکتیمیزده تورک دیلینه ، موسیقیمیزه ، تاریخیمیزه اؤنم وئریلیرسه ، باشقا اؤلکه لرده یاشایان تورک سویداشلاریمیزلا ماراقلانیریقسا ، بونلار تورکچولوک اولکوموزون یؤنونده کی حرکت لر دیر. دموکراسی یه ، بشر حاقلارینا ، باریشا، پلورالیزمه، سئکولاریسمه اؤنم وئریریک سه ، فیمنیسمی منیمسه ییریک سه ، چاغداشلیق و مدرن چی لیک اولکوموزون یونونده حرکت ائدیریک. بو ایستک لر گونئی آذربایجانین میللی بایراغیندادا عکس اولونوب. اولکولر بیزیم ان یوکسک ایستک لریمیز، ایده آل لاریمیزدیر،